| وارث علوم پیامبر، چهره فروزان آسمان ولایت، تجسم صبر، بردباری، اخلاص ، شجاعت ، مظهرحکمت و دانش و در یک کلام باید زبان رسای اسلام نامیدش که با بیان بلیغ و کلام فصیح و با سخنان حکیمانه، منطق استوار و... کام تشنگان معرفت را سیراب و فضای جامعه اسلامی را از شمیم وجودش عطرآگین می ساخت، آری او ششمین ستاره آسمان امامت و ولایت ، امام جعفر صادق علیه السلام است. | ||||||
|
شاگردان مکتب امام صادق(ع) که همه چیز این دین بستگی به آنها دارد حسب فرمایش آن بزرگوار باید عالم به زمانشان باشند ، روحانیت باید همگون با این مسائل، علوم مختلف را با حجم بالا فرا بگیرند تا بتوانند همپای زمان با مردم ارتباط داشته و علوم آل محمد(ص) را به آنها منتقل کنند، مدعیان مکتب امام صادق علیه السلام باید خلق وخوی آن بزرگوار را داشته و علاوه بر اینکه واجبات را به موقع انجام می دهند از انجام مستحبات نیز هرگز غافل نشوند. اسم مبارک ایشان جعفر و کنیه مشهور آن حضرت ابی عبدالله و لقب مشهورش صادق است. عمر مبارک آن بزرگوار شصت و پنج سال بود. در سال هشتاد و سوم هجرت و بنابر مشهور در هفدهم ربیع الاول که روز ولادت با سعادت حضرت رسول (ص) است به دنیا آمد و در سال صد و چهل و هشت 25 شوال المکرم به امر منصور دوانیقی مسموم و شهید شد مدّت امامت آن بزرگوار سی و چهار سال بود. حضرت صادق (ع) در این سی و چهار سال شیعه را زنده کرد. خدمات آن حضرت به شیعه به حدّی است که شیعه را جعفری می گویند. این امتیازی مهمّ برای امام صادق (ع) است غالب روایات شیعه از امام صادق (ع) نقل شده است. مرحوم محقق رحمه الله در معتبر می گوید: در فنون مختلفه اسلامی به قدری از امام صادق (ع) روایت شده است که عقل در تحیر است. بزرگان شیعه و سنّی اقرار دارند که چهار هزار نفر از امام صادق روایت نقل کرده اند. چون عمر امام صادق (ع) در پایان دولت بنی امیه و اول دولت بنی عباس واقع بود و این دو دولت قدرتی نداشتند، ـ دولت بنی امیه رو به زوال بود و دولت بنی عباس هنوز قدرتی نیافته بود از این جهت توانست به نشر معارف اسلام بپردازد و چندین هزار دانشمند در علوم اسلامی در عالم اسلام تربیت کند. امام صادق علیه السلام در فقه شاگردانی چون: جمیل بن دراج، عبدالله بن مسکان، عبدالله بن بکیر، حماد بن عیسی، حماد بن عثمان و ابان بن عثمان را که از فقهای بزرگ اسلامند به اسلام هدیه کرد که از اصحاب اجماع بودند ـ یعنی امامیه روایات آنان را بدون تفحّص والمفضل؛ و در تفسیر کسی مثل ابی حمزه ثمالی را به عالم اسلام تحویل می دهد. عمر سی و چهار ساله ایشان منتشر شد و مذهب تشیع رونق گرفت. ولی در دولت منصور دوانیقی علاوه بر محدودیت هایی که برای ایشان پدید آمد و به عناوین مختلف از درس و تماس با ایشان و از انتشار روایات جلوگیری شد، افرادی را نیز در مقابل ایشان ساختند و از آنان فوق العاده طرفداری شد تا از این راه بتوانند نور معنویت امام صادق را خاموش کنند. ابوحنیفه، قتاده و امثالهم را در فقه، سفیان ثوریها را در عرفان، ابن ابی العوجاها را در عقاید ساختند، ولی روشن بود که این گونه افراد نمی توانستند در مقابل آن بزرگوار بایستند. نقل شده که منصور جلسه ای تشکیل داد که امام صادق را علاوه بر بی احترامی مجاب کنند. قتاده چهل مسئله غامض تهیه کرد که از امام صادق علیه السلام بپرسد. چون امام صادق علیه السلام وارد جلسه شد، ناگهان همه برخاستند و امام صادق را بالای مجلس جا دادند. ابهّت امام مجلس را فرا گرفت. سکوت بر جلسه حکمفرما بود تا اینکه امام صادق سکوت را شکست و از قتاده پرسید: سؤالی داری؟ قتاده گفت: یابن رسول الله آیا پنیر خوردن حلال است؟ امام صادق علیه السلام تبسم کردند و فرمودند: مسایل تو از این قبیل است؟ قتاده گفت: نه به خدا، من چهل مسئله مشکل تهیه کرده بودم ولی ابهت تو همه را از یاد من برد. امام صادق علیه السلام فرمودند: می دانی در حضور چه کسی نشسته ای؟ نزد کسی هستی که خداوند درباره اش فرموده است :«در خانههایی که خدا خواسته است مرتفع باشند ـ شخصیت اجتماعی دارند، ابهت آنان در دلها است ـ خانههایی که در آنها همیشه، هر صبح و شام ذکر خدا را تسبیح می کنند، مردانی که داد و ستد آنها را از یاد خدا باز نمی دارد. قتاده گفت: یابن رسول الله، آن خانه ها، خانه های خشتی و گلی نیست، آن خانه ها، بدنهای مطهر شما است. بنی عباس چون نتوانستند از این راههای مرموز نتیجه بگیرند، امام صادق را در مضیقه شدیدی قرار دادند. درس او را تعطیل و ایشان را خانه نشین کردند. حتی راوی می گوید: «خدمت امام صادق رفتم و دیدم در اتاقی با پرده های آویخته ممنوع از ملاقات با دیگران بود؛ تا سرانجام ایشان را مسموم و شهید کردند.» در بیان فضایل امام صادق قلم و زبان قاصر هستند و بیش از آن است که بتوان ذکر کرد. جمله ای از مالک بن انس امام مشهور اهل سنت است که: «بهتر از جعفر بن محمد، هیچ چشمی ندیده، هیچ گوشی نشنیده و در هیچ قلبی خطور نکرده است.» در بیان ایمان امام صادق علیه السلام همین بس که محمد بن عبدالله می گوید: «عبدالحمید که یکی از راویان فقه شیعه است در زندان بود. روز عرفه در مکه خدمت امام صادق رسیدم و از زندان و مضیقه عبدالحمید با ایشان صحبت کردم. امام صادق علیه السلام دعا کردند و بعد فرمودند: رفیقت از زندان آزاد شد. موقعی که از مکه برگشتم و با عبدالحمید تماسم گرفتم، معلوم شد همان ساعت که امام صادق دعا کرد و بعد خبر آزادی عبدالحمید را داد، او از زندان آزاد شد.» و یا مهزم می گوید: «برای دیدن امام صادق (ع) به مدینه رفتم و منزلی اجاره کردم. پس از مدتی تمایلی به کنیز صاحب خانه پیدا کردم و روزی دست او را با شهوت فشار دادم. همان روز به خدمت امام رسیدم و حضرت فرمودند: امروز کجا بودی؟ من به دروغ گفتم که صبح را در مسجد به سر آوردم. حضرت فرمودند: آیا نمی دانی به مقام ولایت، جز با ورع و پرهیزگاری نمی توان رسید؟» و یا ابی بصیر می گوید: «روزی من جنب بودم و چون دیدم که عده ای به خدمت امام صادق می روند، من هم با حالت جنابت رفتم. حضرت فرمودند: آیا نمی دانی به خانه های ما جنب نباید وارد شوید؟» و نمونه های زیاد از این دست خود دلالت بر ایمان شهودی امام صادق دارد. در خصوص علم حضرت صادق علیه السلام علاء بن سبابه می گوید، امام صادق فرمودند: «من آگاهم به آنچه در آسمانها و زمین است و آنچه در بهشت و جهنم است و من آگاهم به گذشته و به آینده تا روز قیامت. سپس فرمودند: این علم را از قرآن می دانم، به قرآن تسلط دارم چون تسلّط بر کف دستم و خداوند متعال در قرآن فرموده است که قرآن بیان کننده همه چیز است" و نمونه های بسیار دیگر که مبین علم وافر آن حضرت است. صبر امام صادق علیه السلام هم مثال زدنی است. اسماعیل که پسر بزرگ امام صادق بود از دنیا رفت. امام صادق (ع) با کمال خوشرویی از مردمی که برای تعزیت آمده بودند پذیرایی فرمود، به قدری که مورد تعجّب شد از حضرت در این مورد سؤال کردند. آن بزرگوار فرمودند باید تسلیم امر خداوند بود و در مصیبت دیگری فرمودند: «ما اهلبیت قبل از مصیبت فعالیت خود را انجام می دهیم ولی چون مصیبت آمد راضی و تسلیم تقدیر الهی هستیم.» در مورد حلم امام صادق علیه السلام نقل کرده اند که ایشان غلامش را دنبال کاری فرستاد و چون غلام دیر کرد، خود حضرت به دنبال آن کار رفت و در وسط راه دید غلام خفته است. حضرت او را باد زد» تا بیدار شد پس به او فرمود: خوب است شبها بخوابی و روزها کار کنی. عفو امام صادق علیه السلام هم یکی دیگر از فضائل مبارک آن حضرت است، به امام صادق علیه السلام خبر رسید که پسر عموی شما در میان مردم به شما ناسزای بسیار گفت. حضرت بلند شد دو رکعت نماز خواند و بعد از نماز با رقّت شدید گفت: «خدایا من از حق خودم گذشتم، تو اکرم الاکرمینی از او در گذر و به کردارش گرفتار نکن.» گویا حضرت به این مطلب توجه داشتند که قطع رحم مؤاخذه شدید و با سرعت دارد، از این جهت در نماز و دعا برای او سرعت کردند. سخاوت امام صادق علیه السلام هم مثال زدنی است . هشام بن سالم می گوید: «رویه امام صادق این بود که چون پاسی از شب می گذشت، کیسه ای را به دوش می گرفت و محتویات آن را میان فقرای مدینه تقسیم می کرد. آنان از حضرت خبری نداشتند تا اینکه پس از مرگ امام صادق روشن شد که چه کسی به آنان توجّه داشته است.» درخصوص عبادت و خشیت امام صادق علیه السلام همین بس که ابان بن تغلب می گوید: امام صادق علیه السلام را دیدم در رکوع و سجده هستند و هفتاد تسبیح از ایشان در رکوع و سجود شنیدم. در خرائج راوندی است که راوی می گوید: «امام صادق را در مسجد رسول الله دیدم به نماز است و سیصد مرتبه سبحان ربی العظیم و بحمده از ایشان شنیدم.» مفضل یکی از بزرگان شیعه در مورد سعه صدر امام صادق علیه السلام می گوید: «در مسجد نشسته بودم و ابن ابی العوجا با اطرافیانش کلمات کفر آمیز می گفتند. نتوانستم صبر کنم و به آنها پرخاش کردم. ابن ابی العوجا گفت: ای مرد، اگر تو از اصحاب جعفر بن محمد هستی، روش او چنین نیست. ما با او مذاکره می کنیم و او با کمال صبر و بردباری، با کمال عقل و فطانت به حرفها گوش می کند که گویا مجاب شده است، و بعداً حرفها را یکی پس از دیگری رد و باطل می کند.» این تنها قطره ای از دریای فضایل امام صادق است و اگر به طور اجمال درباره امام صادق چیزی بگوییم، آنرا می گوییم که خود امام صادق علیه السلام فرموده است. امام صادق علیه السلام فرمودند : همانا برای ما پروردگاری است که همیشه حافظ ما است و ما او را عبادت می کنیم. شما می توانید هرچه می خواهید درباره ما بگویید مشروط بر اینکه ما را مخلوق خداوند متعال بدانید.» و به گفته امیرالمؤمنین علی علیه السلام ، ما را خدا نگویید و هرچه می خواهید درباره ما بگویید. " شهادت رییس مذهب شیعه حضرت امام جعفر صادق علیه السلام را به همه شیعیان و دوست داران آن حضرت را از طرف هئیت امناء امامزاده میر عبداله تسلیت عرض منمایم . | ||||||
+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 و ساعت
11:20 |

