تبليغاتX
امامزاده میر عبداله بزن آباد
همه چیز از انفولانزای خوکی

مشاهدات و تجربیات اینجانب از بیماری آنفولانزای خوکی در کشور غنا در غرب آفریقا و کشور کنیا در شرق آفریقا طی هفته های اخیر، بخصوص مشاهده مستقیم خانواده ای مبتلا به این بیماری که از کشور هند وارد کنیا شده بودند، اینجانب را بر آن نمود تا تجربیات عملی کسب شده از این بیماری را به همراه آخرین اطلاعات علمی از بزرگترین مرکز مبارزه بیماری های واگیردار در جهان (C.D.C) یا ( Center for Disease Control and Prevention) پس از ترجمه در اختیار هموطنان عزیز که این ایام ممکن است میزبان توریستهایی از کشورهای خارجی باشند قرار دهم. لازم است خدمت هموطنان عزیز عرض نمایم مطالب و دستورات ارائه شده ذیل مطابق با رهنمودها و دستورات مرکز جهانی مبارزه با بیماریها( CDC) در مناطق با شیوع بالا می باشد و این بشارت و اطمینان که این بیماری مانند هر بیماری ویروسی آنفولانزایی دیگر قابل علاج می باشد. اما رسالت پزشکی ما آموزش و انتقال همه نکات از یک بیماری به مردم عزیزمان می باشد. ولو اینکه هرگز با ان مواجه نشویم. زیرا دانستن خوب است و توانستن بهتر است.

دکتر سید ناصر عمادی

 متخصص پوست

۱- ویروس H۱N۱ چیست؟
این ویروس از آنفولانزای تیپ A می باشد که اولین بار در سال ۱۹۱۸ میلادی در آمریکا شناخته شد و پس از یک دوره طولانی در آوریل ۲۰۰۹ (سال جاری) مجدداً این بیماری به نام Swine flu یا آنفولانزای خوکی با شکل، قدرت و توانایی بیماریزایی متفاوت از گذشته در ایالات کالیفرنیای جنوبی از کشور آمریکا گزارش گردید و پس از آن به سرعت کشورهای مکزیک، کانادا و کشورهای اروپایی نیز مواردی از ابتلا به این بیماری را گزارش نمودند. اگر چه Swine flu آنفولانزای خوکی نام گرفته، اما این به آن معنی نیست که این بیماری از خوک به انسان انتقال می یابد بلکه در آزمایشات بعمل آمده از این ویروس مشخص شده که تعدادی از ژن های آن شبیه به آنفولانزای ویروسی می باشد که در خوک های شمال آمریکا یافته اند. در عین حال بدلیل شباهت بروز این آنفولانزا در خوک های اروپا و آسیا و مرغان و انسان ها، دانشمندان آنرا یک آنفولانزای ویروسی چهارگانه نام نهاده اند.
قدرت بیماری زایی این ویروس ۳ برابر ویروس آنفولانزای معمولی بوده و بیشترین شیوع آن در فصل سرد می باشد. انتقال آن از انسان به انسان می باشد (نه حیوان به انسان) معمولاً قسمت فوقانی سیستم تنفسی را درگیر می نماید و تنها در ۱ تا ۲ درصد می تواند منجر به مرگ شود که دلایل آن ذکر خواهد شد.

۲-آخرین وضعیت بیماری در جهان چگونه است؟
بنا بر گزارش WHO (سازمان بهداشت جهانی) و CDC این بیماری در مرحله پاندمیک یعنی همه گیری جهانی می باشد و بیماری در فاز ۶ می باشد. این بدان معنی است که جهان و تمام قاره ها در راه این بیماری طی ماه های آینده می باشند و این بیماری همه کشورها را طی خواهد نمود و هیچ کشوری از این بیماری در امان نخواهد بود. در حال حاضر ۹۰ کشور جهان و ۷ کشور همسایه ایران و همچنین کشور ما که از یک نوجوان ۱۶ ساله ایرانی الاصل مقیم آمریکا که وارد ایران شده , این بیماری را گزارش نموده اند. خوشبختنانه ۷۲ نقطه از کشور ایران به عنوان مراکز مبارزه با این بیماری با امکانات کامل و مناسب جهت تشخیص و درمان آماده و مهیا برای خدمات رسانی می باشند که به واسطه فعالیت همه مراکز بهداشتی و درمانی هیچ نگرانی از این موضوع در کشور وجود ندارد. اما در مبارزه با این ویروس نو ظهور آشنایی و آگاهی از این بیماری فرصت بیشتری به ما در حفظ سلامتی فردی، خانوادگی و اجتماعی خواهد داد و باید بدانیم شرط لازم پیشگیری دانستن و عمل کردن به دانستنی هاست و به همین دلیل با هم از این بیماری می خوانیم تا سالم، مطمئن و شاد زندگی کنیم.

۳- نشانه ها و علامت بیماری انفولانزای خوکی چیست؟
علائم این بیماری مشابه آنفولانزای فصلی همانند تب، سرفه، گلودرد، آب ریزش بینی، کوفتگی و درد بدن، سر درد، لرز و خستگی و در موارد مشخص اسهال، تهوع و استفراغ می باشد و در مواردی ممکن است این بیماری ویروسی پیشرفت نموده و ایجاد عفونت های شدید ریوی، گوشی و سینوسی نماید.

۴- چه افرادی بیشتر در خطر معرض این بیماری می باشند؟
۴ گروه از مردم در گروه خطر می باشند. افراد مسن ۶۴ سال و بالاتر، کودکان با سن کمتر از ۵ سال، خانم های حامله، افراد با بیماری های مزمن و طولانی مدت مانند آسم، دیابت، برونشیت مزمن، بیماری های قلبی و ریوی و کسانی که به عللی همانند جراحی وسیع، شیمی درمانی مکانیزم دفاعی سیستم ایمنی بدن آنان در شرایط مساعدی نمی باشد. در عین حال وجود آنتی بادی ضد این ویروس در بدن افراد میانسال , جوان و سالم و حتی در یک سوم از افراد مسن بالای ۶۰ سال بدن آنها را در مقابل این ویروس محافظت می نماید. بنابراین لازم است بدانیم بسیاری از افراد در ابتلای به این بیماری نیازی به درمان ویژه به استثناء استراحت و اقامت ۷ روزه در منزل و استفاده از داروهای معمولی جهت تسکین درد و علائم به اقدامی دیگر نیاز ندارند. زیرا مکانیزم دفاعی مناسب بدن ویروس را سرکوب و نابود می نماید.

۵ -چگونه این ویروس انتقال می یابد؟
آخرین اطلاعات اظهار می کند که انتقال این بیماری از انسان به انسان از طریق سرفه، عطسه، تخلیه ترشحات بینی و دهان می باشد. که ویروس می تواند حداکثر تا فاصله ۱.۵ متری از طریق سرفه یا عطسه منتقل شود. اما راه دیگر انتقال تماس دست ها، با محیط آلوده به ویروس است. مانند دستگیره درب ها و یا وسایلی که بطور عمومی و مشترک استفاده می شود. دست تماس یافته با محیط آلوده به ویروس موجب انتقال ان از طریق دست آلوده شده به بینی و دهان و یا چشم می شود.

۶–چه علائمی در کودکان و بزرگسالان بسیار جدی است و باید به مرکز درمانی منتقل شوند؟
بیشتر مبتلایان به غیر از ۴ گروه در خطر(کودکان زیر ۵ سال، سالمندان بالای ۶۴ سال، خانم های باردار و افراد با بیماری زمینه ای) با استراحت در منزل و دوری در تماس با افراد و استفاده از داروهای ضد ویروس به راحتی درمان می شود. اما اگر علایم زیر در کودکان بروز نمود حتماً نیازمند انتقال به بیمارستان می باشند.
-۱تنفس سریع و غیر عادی (نفس نفس زدن(
-۲ تغیر رنگ پوست به آبی یا خاکستری بخصوص در لب ها
-۳ بی اشتهایی شدید
-۴ تهوع و استفراغ مقاوم و مداوم
-۵ عدم هوشیاری، تشنج و بی توجهی به محیط
-۶ بی قراری و اضطراب شدید
-۷ تب بالا و سرفه مقاوم
-۸ اسهال به همراه علایم فوق
و در بزرگسالان
-۱تنفس کوتاه که به سختی انجام می شود.
-۲احساس درد و فشار در قفسه سینه و شکم
-۳سرگیجه ناگهانی و استفراغ شدید و مداوم و اسهال
-۴ کاهش سطح هوشیاری
-۵تب و سرفه شدید.

۷- دوره این بیماری چه مدت یا چند روز میباشد؟
اطلاعات بر این باور است که شخص یک روز پس از ابتلا به این ویروس دچار علایم می شود یعنی این ویروس پس از ابتلای شخص در روز اول هیچگونه علایمی ندارد و اصطلاحاً دوره نهفته آن یک روز است اما دوره بیماری در افراد با مکانیزم دفاعی نرمال و طبیعی ۷ روز می باشد. ولی این دوره در کودکان، افراد مسن و خانم های باردار و افردا با بیماری های دیگر متفاوت و طولانی تر می باشد. بنابراین طی این مدت( ۷ روز ) شخص بیمار منبع انتقال بیماری به افراد دیگر نیز می باشد.

۸-آیا امکان بیماری از طریق گوشت خوک می باشد؟
اگر چه کاملاً مشخص نیست اما تاکنون گزارشی از آن ارسال نشده و پاسخ منفی است.

۹-آیا انتقال این بیماری از طریق آب نوشیدنی یا آب لوله کشی شهری ممکن است؟
گندزدایی و کلرزنی آب موجب سلامت کامل آب های نوشیدنی شهری می باشد که همواره در حال انجام می باشد . اگرچه اثبات این ادعا بر اساس موفقیت درمانی و سلامت آب های نوشیدنی در درمان آنفولانزای مرغی (H۵N۱) می باشد. اما تاکنون گزارشی از انتقال بیماری از آب هایی که کلرزنی شده اند نداشته ایم.

۱۰-آیا استخر و چشمه های معدنی می توانند آلوده به ویروس شوند؟
بر اساس تجربیات بدست امده از آنفولانزای مرغی (H۵N۱) اگر چنانچه استخرها به اندازه ۳ PPM -۱ و چشمه های معدنی به اندازه PPM۵-۲ کلرزنی و گندزدایی شوند احتمال وجود و انتقال ویروس صفر خواهد شد.

۱۱-چگونه می توان خود را در مقابل این بیماری ایمن نمود؟
اگرچه تاکنون واکسنی برای این بیماری کشف نشده اما نکات زیر در پیشگیری مهم می باشد.
۱- پوشاندن صورت، بینی و دهان در زمان سرفه و عطسه با دستمال کاغذی یک بار مصرف و پس از آن قرار دادن آن در سطل در بسته مخصوص ۲- شستشوی دست و صورت با آب و صابون بعد از هر عطسه و سرفه تا ویروس ها زدوده شوند. دستها را می توان با پنبه و الکل ضدعفونی نمود.۳- در خارج از منزل، محیط کار و معابر عمومی از تماس دستهایتان با صورت یا چشم، بینی و دهان تان خودداری نمایید. ۴- حدامکان از تماس بسیار نزدیک (دست دادن یا روبوسی) با افراد دیگر خودداری نمایید.۵- آب دهان و ترشحات بینی را در زمین نریزید. آنرا در دستمال کاغذی یک بار مصرف تخلیه و سپس آنرا به سطل مخصوص منتقل نمایید.۶- سعی کنید از حضور در مکان های پر ازدحام بخصوص در محیط های بسته که امکان عطسه و سرفه در آن زیاد می باشد خودداری نمایید.۷- دقت کافی به مسافرانی که از خارج کشور بخصوص کشورهای آمریکایی، اروپایی و آسیای جنوب شرقی وارد کشور میشوند داشته باشید و در مسافرت به این کشورها به همه نکات مراقبتی دقت نمایید.۸- اگر احساس سرماخوردگی دارید در صورت شک به آنفولانزای خوکی حداقل ۷ روز در خانه بمانید. و یک روز بعد از بهبودی کامل می توانید وارد فعالیت روزانه و اجتماعی شوید. این راهی است که دیگران را آلوده نمی کنید.۹- بیمار باید در اتاقی استراحت نماید که محل عبور و مرور و رفت و آمد دیگران نباشد. اصطلاحاً ایزوله باشد. تماس با افراد بهتر است از طریق تلفن باشد و حدالامکان یک نفر نیازهای شخص بیمار را تامین نماید. درب و پنجره اتاق بیمار حدامکان باز باشد و از سیستم تهویه برخوردار باشد. ۱۰- حمام جداگانه برای بیمار به همراه وسایل شخصی ضروری است. در غیر اینصورت قبل از استفاده از حمام برای دیگران باید حتماً کلرزدایی و گندزدایی شود. ۱۱- نوشیدن مایعات فراوان و مسکن های استامینوفن، بروفن، ناپروکسن با نظر پزشک فراموش نشود. محدودیت مصرف دارو برای اشخاص با نارسایی و مشکلات کبدی و کلیوی باید مدنظر باشد و مصرف آنتی بیوتیک فقط با نظر پزشک در صورت احتمال بروز عفونت های باکتریال ضروری می باشد.

۱۲-اگر یکی از اعضای خانواده بیمارشد چه کنیم؟
در صورت ابتلای یکی از اعضای خانواده تان می توانید به محل کار و تحصیل خود بروید اما شرایط خود را کنترل نمایید و مسئول محیط کار را از موضوع مطلع نمایید زیرا به محض بروز علایم در شما می بایست در منزل استراحت نمایید. ۴ گروه افراد پرخطر ذکر شده در صورت اجبار به زندگی در کنار بیمار نیازمند درمان جهت پیشگیری از بیماری می باشد و اگر شما در این ۴ گروه نمی باشید نیاز به درمانی جز مراقبت های ذکر شده ندارید.(۴ گروه شامل کودکان زیر ۵ سال، سالمندان، افراد با بیماری زمینه ای و خانم های باردار) در خصوص ظروف و وسایلی که بوسیله شخص بیمار مورد استفاده قرار می گیرند تاکید شده شستن آن با آب گرم و مواد ضد عفونی کننده موجب نابودی ویروس می شود و استفاده از آن برای دیگر افراد خانواده منعی ندارد. مانند (بشقاب، سینی، قاشق) البته این مجزا از وسایل شخصی چون شانه، مسواک، لباس و … می باشد. نکته مهم احترام و توجه ویژه به بیمار در این شرایط بسیار مهم است. هرگز تصور نکنید که این بیماری بسیار خطرناک و صعب العلاج یا لاعلاج می باشد. این ویروس همانند همه ویروس های سرماخوردگی می باشد اما با تفاوت های اندک و ناشناخته که ما را مجاب به رعایت نکات جدید می نماید تا چیز مهمی را از دست ندهیم. بنابراین حتما باید به سالمندان و کودکان که به محدودیت در معاشرت و احترام حساس می باشد و حتی ممکن است کمی ناراحت و دلگیر شوند شرایط بیماری شان را توضیح دهیم که بدانند بقای سلامتی و شادابی ایشان و اطرافیان نیازمند یک هفته فراغت و دوری از تمایلات و علایق گذشته می باشد. با پزشک معالج یا خانوادگی و یا مرکز درمانی همواره در تماس باشید و همه روزه آنان را از شرایط بیمار خود مطلع نمایید تا در شرایط بحرانی بیمار را به بیمارستان منتقل نمایید.

۱۳-نحوه شستن دستها چگونه باشد؟
دستها با آب گرم و صابون به مدت ۱۵ تا ۲۰ ثانیه باید شسته شوند و یا با پنبه و الکل تمام دستها و حتی بین انگشتتان و زیر ناخن ها تمیز شوند.

۱۴-چه مدت ویروس خوکی می تواند در محیط باقی بماند و بیشترین مکان هایی که امکان آلودگی آن را دارد کجاست؟
در خارج از بدن ویروس به مدت ۲ تا ۸ ساعت زنده می ماند. اما گرمای محیط ۷۵ تا ۱۰۰ درجه سانتیگراد مواد ضد عفونی کننده هیدروژن پروکساید، بتادین و الکل آنرا به راحتی نابود می کنند. اما منابع آلودگی در انسان شامل: بینی ، دهان، لب ها، چشم ها موی سر و دست ها می باشند. زیرا مکان های فوق بیشتر مورد تماس دستها در افراد عادی می باشد.
اما بیشترین امکان آلودگی محیطی برای وسایلی می باشد که به نحوی با دست، صورت انسان در تماس می باشد. همانند دستگیره درها، میز و صندلی، شیرآلات، نرده های پله ها، بالشت خواب و ملافه، اسباب بازی ها ، وسایل آشپزی و آشپزخانه، وسایل عمومی که مورد استفاده مشترک می باشد. همانند اسکناس، اسناد و مدارک دست به دست شده و … . بنابراین حائز اهمیت است پس از تماس با هر فرد یا اشیاء مشکوک دست و صورت خود را با آب و صابون شستشو دهیم. و بهتر است در محیط کار قبل از شروع کار و پایان کار میز کار مان را با پنبه الکلی ضد عفونی نماییم.

۱۵-آیا درمان دارویی برای درمان آنفولانزای خوکی وجود دارد؟
بله داروی ضد ویروس Oseltamivir (اسلتا می ویر) یا Zanamivir (زانا می ویر) که دارای اشکال قرص، مایع و اسپری می باشد و در داخل کشور تولید می شود. این دارو در پیشگیری موثر بوده و بخصوص با نظر پزشک معالج در موارد شدید ابتلاء به بیماری نیز مصرف ان ضروری می باشد. این دارو شدت و دوره بیماری را کم و کوتاه می نماید و همچنین از پیشرفت بیماری جلوگیری می نماید و امکان سرایت آنرا به دیگران کم می نماید و پیشنهاد شده این دارو جهت پیشگیری فقط در ۴ گروه پر خطر که قبلاً ذکر شده استفاده شود و در سایر بیماران مبتلا به درجات متوسط و خفیف از شدت بیماری استراحت، مصرف مایعات فراوان و اقدامات درمانی، حمایتی و علامت درمانی با مسکن های تجویز شده از سوی پزشک کافی می باشد.
پایان سخن امیدوارم با تاسی از فرموده حضرت امام علی (ع) که دانا زنده است گرچه بمیرد و نادان مرده است هرچند زنده باشد به این نکته مهم دست یابیم که دانایی انسان را از شک و تردید رهایی می بخشد فضیلت اخلاقی او را از رنج و درد می رهاند و همت و عزم استوار او را از ترس نجات می دهد. شک و درد و ترس بدترین دشمنان نیک بختی ادمی هستند و دانایی ، فضیلت و همت برای او فرشتگان نجات اند. همیشه بخواهیم که بخوانیم و بدانیم تا سالم، سلامت و شاد زندگی کنیم.

در مقاله بالا با تاریخچه، نوع ویروس، نحوه انتقال، علائم بیماری، نحوه مراقبت از بیماران، پیشگیری و درمان در مواجهه با آنفولانزای خوکی سخن گفتیم.
اما اکنون با توجه به شرائط ویژه و گسترش بیماری در اکثر کشورهای جهان لازم دانستم آخرین اخبار و اطلاعات را از مراکز معتبر علمی دنیا استخراج و پس از ترجمه در اختیار هموطنان عزیز قرار دهم. مطالب ارائه شده در ذیل این مقدمه از یک سو معیارهای قدرت بیماریزایی ویروسی انفولانزای خوکی را ارزیابی و شناسایی مینماید و از سوی دیگر توانایی شخص و اجتماع در مبارزه و مقابله با این بیماری را مورد توجه قرار میدهد و بدنبال آن آخرین راهکارها را ارائه می نماید. بنابراین لازم است در میدان مبارزه با بیماریهای ویروسی برای بقاء سلامتی انسانها ما پزشکان ایرانی چشمی بینا و گوشی شنوا و زبانی ناطق برای ارتقاء سلامتی مردم عزیز کشورمان و همه دنیا باشیم. همانا که به گفته سقراط بزرگ ایرانیان اولین کسانی در دنیا بودند که بیمارستان را برای سلامتی بیماران ساختند.

۱۶-آخرین وضعیت بیماری در جهان چگونه می باشد؟
تا کنون (اواسط مرداد ۸۸) بیش از یکصد هزار نفر در دنیا مبتلا به این ویروس شده اند و کشورهای آمریکا با سی هزار نفر، مکزیک ده هزار نفر، کانادا ۸۰۰۰ نفر و انگلیس ۷۰۰۰ نفر به ترتیب آلوده ترین کشورها می باشند
در کشور ما ایران نیز تاکنون حدود ۲۰۰ مورد گزارش گردید.

۱۷-آیا تقسیم بندی براساس شدت و تعداد مبتلایان در کشورهای مختلف دنیا ارائه شده؟
بلی همکنون می توان کشورها و قاره های پنج گانه را بر اساس تعداد موارد کشف شده از بیماری به ۳ رنگ سفید (کمترین موارد بیماری) ، صورتی یا زرد و نهایتا کبود یا قرمز ( بیشترین میزان آلودگی) تقسیم بندی نمود. که بعضی کشورهای آفریقای مرکزی، پاکستان، افغانستان و… در محدوده سفید و کشورهای ایران و آسیای میانه در محدوده صورتی و کشورهای آمریکا، انگلیس، آفریقای جنوبی، مکزیک و… در محدوده قرمز می باشند.

۱۸-میدانیم که ویروس از راه سرفه، عطسه و ترشحات بینی و دهان انتقال می یابد. آیا راه دیگری هم برای انتقال وجود دارد؟
بله براساس آخرین اطلاعات این ویروس می تواند از طریق صحبت کردن نیز انتقال یابد. زیرا ذرات ویروس از طریق تنفس بخصوص در زمان صحبت کردن که دم و بازدم با قدرت بیشتری هوای مجاری تنفسی را به خارج منتقل می نماید باعث انتقال بیماری به فرد مقابل شود. به همین منظور تأکید شده در هنگام صحبت کردن یا غذا خوردن بطور مستقیم مقابل همدیگر نباشید و اصطلاحا شطرنجی نشستن و یا ایستادن ضربدری در مقابل همدیگر را پیشنهاد نموده اند. این موجب می شود تا طرفین مخاطب و گفتگو تماس مستقیم با هوای دم و بازدم ناشی از تنفس یکدیگر نداشته باشند.

۱۹- آیا کسی می تواند مبتلا به این ویروس باشد ولی علامتی یا نشانی از بیماری نداشته باشد؟
در مواردی نادر ممکن است. بعبارتی توانایی سیستم ایمنی بدن فرد نقش مؤثری در بروز علائم جسمی و ظاهری دارد. و در این بین افراد را می توان به ۳ گروه تقسیم نمود.
دسته اوّل: کسانیکه به شدت علائم بیماری را بروز می دهند مانند اطفال، خانم های حامله، افراد مسن و اشخاص با بیماری زمینه ای ( بیماریهای ریوی، قلبی و دیابت).
دسته دوّم: کسانیکه علائم خفیفی از عطسه، سرفه و کوفتگی بدن در حد سرماخوردگی مختصر دارند. یا ممکن است هرکدام از این علائم را به تنهایی داشته باشند.
و دسته سوّم: کسانیکه که ممکن است هیچ علامتی جزء یک تب خفیف نداشته باشند.

۲۰- گروه سوّم که هیچ علامتی جزء تب خفیف ندارند می توانند منبع انتقال بیماری باشند؟
به طور قطع بلی و اتفاقاً تأکید فراوان شده که این افراد بیشتر از گروه اوّل و دوّم می توانند باعث انتقال بیماری به دیگران شوند. زیرا به راحتی در اجتماع در رفت و آمد و کسب و کار می باشند و بدون آنکه خود و یا دیگران بدانند محیط و افراد دیگر را آلوده می نمایند. و به همین منظور به عنوان مثال وزارت بهداشت بنگلادش برای این عده پیشنهاد نموده حتماً یک دماسنج یا ترمومتر که مخصوص تعیین درجه دمای بدن می باشد همراه خود داشته باشند و روزانه دمای بدن خود را کنترل نمایند. و در صورت مشاهده تب ملایم(حدود ۳۸درجه) با پزشک معالج مشاوره و در صورت تایید مدت ۷ روز با اقدامات درمانی در منزل ایزوله و اقامت نموده و از محاوره و رفت و آمد خودداری نمایند و لو اینکه هیچ کسالتی نداشته باشند.
بنابراین بیماران با ظاهر سالم و باطن بیمار به مراتب خطرناکتر از بیماران به ظاهر و باطن بیمار می باشند.

۲۱- ایا روش تشخیص ازمایشگاهی برای این بیماری وجود دارد؟
بلی با تهیه نمونه از ترشحات حلق یا بینی میتوان به وجود این ویروس پی برد. اما روش های تشخیصی دیگر همچون ۱- RT-PCR که بررسی ملکولی است ۲- کشت ویروس در محیط ازمایشگاه ۳- اندازه گیری انتی بادی خنثی کننده ویروس چهارگانه نیز از روش های دیگر تشخیصی میباشند.

۲۲- از چه زمانی شخص می تواند بیماری را به اطرافیان انتقال دهد؟
این موضوع در بیماریهای ویروسی مختلف متفاوت می باشد. مثلاً در بیماری سارس بعد از شروع علائم بیماری، ویروس بیماری قابل انتقال می باشد. اما در آنفولانزا یک روز بعد از شروع بیماری قابل انتقال می باشد. و در بعضی بیماری های ویروسی دیگر، یک روز قبل از شروع علائم بیماری قابل انتقال می باشد. به همین دلیل تاکید شده انتقال و سرایت بیماری ویروسی را باید بر اساس میزان ابتلاء منطقه ای و محلی ارزیابی نمود. بعنوان مثال اگر فردی در خانواده مبتلا به بیماری آنفولانزا شده باید ۲ موضوع را در نظر داشته باشیم اوّل نزدیکترین افراد به او از یک تا ۲ روز قبل شروع بیماری چه کسانی بودند؟ و دوّم اینکه از این نزدیکترین افراد به او چه کسانی در گروه خطر میباشند (کودکان زیر ۵ سال، افراد بالای ۶۴ سال، خانم های حامله و افراد با بیماری های زمینه ای و مزمن) و با این محاسبه می توانیم حلقه اوّل مبتلایان احتمالی را شناسایی و با هشدار به آنان، هم آنها را تحت نظر داشته و هم رفت و آمدهای آنان را با دیگران برای جلوگیری از انتقال بیماری به زنجیره دوّم محدود و کنترل نمائیم.

۲۳- جدی ترین نکته ای که همه مردم باید به ان توجه کنند چیست؟
دو نکته مهم که از ان غافل هستیم ۱- اغاز فصل سرما که خواستگاه بیماری ویروسی است ۲- مصادف شدن ان با شروع مدارس که مطمئنا با اوج انفولانزای خوکی در این دوره مواجه خواهیم بود. تماس نزدیک دانش اموزان خردسال با یکدیگر غیر قابل اجتناب است بنابراین ایا برنامه مدون و منسجمی برای اموزش انان توسط متولیان اموزش و پرورش و اولیا دانش اموزان داریم؟ C.D.C و WHO هشدار میدهند بیشترین قربانیان از گروه سنی کودکان و نوجوانان میباشند. هشدار اوج و طغیان بیماری را در این فصول با انتقال سریع بیماری در بین دانش اموزان جدی بگیریم.

۲۴- به غیر از مراکز جمعی و گروهی مانند سربازخانه های، مدارس و… که می توانند بهترین و بیشترین راه انتقال باشند چه مکانهای دیگر باید مورد توجه جدی باشد؟
جالب است بدانیم برخلاف محتوی سؤال اماکن کم رفت و امد نیز باید مورد توجه باشند. مانند هتل ها. براساس قانونی در کشور تایلند مقرر گردید. تمام توریست های خارجی وارد شده به هتل ضمن معاینه اوّلیه زمان، محل و مواجهات خود را از دو روز قبل و همینطور مقصد خود را بعد از ترک هتل تا مدت یکهفته در بدو ورود به مسئول هتل اعلام نمایند. این از آن جهت است که اگر اخبار و اطلاعاتی از بروز بیماری در محل قبلی به هتل گزارش گردید باید این توریست یا مهمان بعنوان فرد مشکوک حامل ویروس که از آن محل امده مورد ارزیابی قرار گیرد تا خلاف آن ثابت شود. و نکته جالب تر اینکه اطلاع از مقصد او بعد از ترک هتل به این دلیل است که اگر فردی در هتل بعد از ترک او مبتلا به آنفولانزا گردید. بلافاصله او را که در واقع هتل را ترک نموده مطلع می نمایند تا اگر در زمان حضور در هتل به نحوی با این فرد تماس داشته، شرائط خود را در وضعیت مشکوک به این ویروس ارزیابی و به پزشک معالج مراجعه نماید.
شاید ما با یک خنده به این موضوع بنگریم ولی به واقع نظم و انضباط و جابجایی دقیق اطلاعات اینگونه می تواند ما را در پیچ و خم بیماریها مصون و محفوظ نماید. نمی توان به انتظار نشست تا بیمار شویم آنگاه فکر چاره کنیم.

۲۵- آخرین روش پیشگیری برای افراد پرخطر (۴ گروه ذکر شده) چیست؟
۴ گروه پرخطر حتی در صورت احتمال ابتلاء به بیماری باید بعنوان پیشگیری و درمان بعد از تماس احتمالی با افراد آلوده به مدت ۱۰ روز از داروی آنتی ویروس یا ضد آنفولانزا استفاده نمایند.

۲۶- دانستیم که ویروس از دو طریق مستقیم (سرفه، عطسه …..) و غیر مستقیم (اسباب و ملزومات محیطی که به مدت ۲ تا ۸ ساعت ویروس می تواند در آن محیط زنده بماند به انسان انتقال می یابد) بنابراین چه پیشنهادی برای به حداقل رساندن انتقال ویروس در محیط های اجتماعی و اداری دارید؟
بعنوان مثال در دستورالعملی در مرکز مبارزه با بیماری C.D.C آمده بهتر است اطاق جلسات که افراد مختلف از نقاط مختلف برای بحث و بررسی یا سمینار و کنگره وارد ان میشوند، بعد از اتمام جلسه تا روز بعد یا حداقل ۸ ساعت از این سالن یا اطاق برای جلسه دیگر استفاده نشود. زیرا اگر ویروسی بدلیل حضور افراد مختلف از مناطق مختلف به این محیط راه یافته و در محیط و اسباب و ملزومات آن باقی مانده باشد بعد از ۸ ساعت از بین می رود.
ولی با این حال در صورت نیاز پیشنهاد گردیده محیط های پر رفت و آمد که به ناچار باید کراراً از آن استفاده نمود به روش زیر آنرا گندزدایی و تمیز و ضدعفونی نمود.

۲۷- نحوه نظافت و ضدعفونی نمودن چگونه می باشد؟
۱- افرادی که مسئول نظافت می باشند باید مشخص باشند.
۲- افراد مسئول نظافت باید از ماسک مخصوص N۹۵- دستکش- و لباس مخصوص یک بار مصرف در زمان نظافت استفاده نمایند.
۳- سطل و پارچه های یک بار مصرف تمیز و محلول رقیق شده هیپوکلرید سدیم یک دهم درصد (%۱/۰) یا
( ۱۰۰۰ppm)(part per million) و الکل %۷۰ و آب گرم در دسترس افراد مسئول نظافت باشد.
۴- ابتدا پارچه ها و سطل را با آب داغ شستشو نمائید زیرا آب داغ خود موجب نابودی ویروس است.
۵- گرد و خاک و غبار و سطوح خاکی را ابتدا با پارچه نمدار تمیز نمائید.
۶- محلول ضدعفونی کننده (هیپوکلراید سدیم %۱/۰) را در سطل آماده نمائید.
۷- پارچه را در سطل فروبرده و بعد از آغشته شدن آن حد امکان با وسیله ای دیگر مانند تی چوبی به همه مکانهایی که امکان آلودگی وجود دارد بکشید. البته بعد از غبارروبی با پارچه نمدار (محل های ورود و خروج، روی میز و صندلی، دستگیره ها، کنار پنجره ها، وسائلی که احتمالاً با دست لمس شده اند، کامپیوتر، حتی توالت)
۸- سطل و دستمال ها و وسائل نظافت و ضدعفونی کننده هر اطاق باید مجزا باشد.
۹- قبل از استفاده مجدد از پارپه برای محل دیگر آنرا در آب داغ فرو برده و سپس وارد سطل محلول ضد عفونی کننده نموده و آنگاه به محیط و اسباب وسائل بکشید.
۱۰- در طول مدت نظافت مراقب باشید. لباس، دستکش و ماسک مخصوصتان پاره نشده و آسیب نبینند و در صورت صدمه آنرا تعویض نمایید.
۱۱- باز کردن درب و پنجره اتاقها در طول مدت نظافت مهم می باشد. زیرا محیط نظافت در حداقل زمان ممکن باید خشک شوند زیرا رطوبت و خیسی محیط بهتر ویروس را به دست ها و بدن منتقل می نماید.
۱۲- بهتر است نظافت را از یک نقطه اغاز و در طرف یا نقطه مقابل به پایان برسانید.

۲۸- برای خشک کردن محیط و زدودن گرد و غبار می توان از پنکه یا فشار باد یا اسپری استفاده نمود؟
مطلقاً از این عمل خودداری نمائید. زیرا با فشار باد یا باد پنکه ویروس به همراه گرد و غبار در محیط پخش می شوند و در آن صورت به راحتی قابل استنشاق می باشند و به همین علّت تاکید شده گرد و غبار محیط را با دستمال نم دار پاک و تمییز نمایید و در طول نظافت درب و پنجره را باز بگذارید. و همچنین از گرفتن شیلنگ با فشار آب جداً خودداری نمایید زیرا ذرات در محیط و درزها پخش می شوند.

۲۹- کارگران در کارخانه ها و سربازها در سربازخانه ها چه وضعیتی را باید اتخاذ نمایند؟
دستورات WHO برای این موارد بسیار جالب می باشد که به چند مورد مهم آن اشاره می کنم.
۱- کارفرمایان باید گروههای کاری را از یکدیگر مجزا نمایند تا در تماس حداقل با یکدیگر باشند بعبارتی یک کارگر نباید در چند گروه کاری فعالیت نماید.
۲- بازدید افراد خارجی از کارخانه و تماس آنان با وسائل کار و افراد کارگر باید در حداقل ممکن باشد.
۳- اگر کارگری قادر به انجام کار کارخانه در منزل می باشد به او اجازه داده شود که در منزل مسئولیت خود را ایفاد نماید.
۴- ملاقاتهای غیر ضروری حتماً لغو شود و در صورت نیاز تماس از فاصله بیشتر از ۲ متر باشد و یا حائل شیشه ای بین ملاقات کننده گان باشد. و بهتر آنکه با تلفن باشد
۵- در هنگام صرف نهار همه گروهها در یک زمان وارد سالن غذاخوری نشوند و هر گروه کاری مجزا و در فاصله ۲ متر از یکدیگر وارد سالن شده و در میز غذاخوری بجای اینکه مقابل یکدیگر بنشینند بصورت ضربدری مقابل هم باشند.
۶- کنترل علائم حیاتی، دمای بدن، علائم احتمالی باید به شدت بوسیله گروههای پزشکی کنترل شود.
نظرات ارائه شده در کارخانه ها به آن جهت است که آسیب های اقتصادی ناشی از بیماریهای ویروسی را به حداقل برسانیم و بتوان توان فیزیکی نیروهای انسانی را در حد امکان حفظ نمودو تصور کنید اگر با پیروی از این دستورالعمل ها بتوانیم حتی یک نیروی کاری را در هر کارخانه یا کارگاهی برای اقتصاد مملکت حفظ نماییم چه نیروی عظیمی می توانند با لحاظ نفوذ بالای بیماری ویروسی مشغول کار باشند. این دستورات را باید با اعتقاد به ان و در عمل به آن اثبات نماییم.

۳۰- نقش ماسک در کنترل و پیشگیری بیماری چه اندازه می باشد؟ و نحوه استفاده آن چگونه است؟
ماسک تا بیش از %۵۰ از ابتلاء به بیماری پیشگیری می نماید. بر اساس استاندارد جهانی ماسک N۹۵ برای مبارزه با بیماری های ویروسی می باشد. و باید بدانیم اندازه های مختلف از آن برای افراد و گروههای سنی مختلف باید در دسترس باشد. نکاتی که در استفاده از ماسک باید مد نظر باشد:
۱- ماسک باید کاملاً بروی صورت (بینی، لب و چانه) فیکس باشد.
۲- زمانیکه ماسک بعلّت عطسه، سرفه یا تنفس مرطوب شده و یا سوراخی در آن ایجاد شده باید تعویض شود. و به همین خاطر باید چند ماسک همراه خود داشته باشیم.
۳- برای تعویض ماسک از بندک یا کشی که به دور گوش شما می افتد استفاده کنید و دستتان با خود ماسک تماس نداشته باشد.
۴- ماسک مخصوص شما باید دور از دسترس دیگران باشد و پس از استفاده و یا تعویض آنرا در سطل مخصوص قرار دهید.
۵- اگر دچار سرگیجه یا حساسیت پوستی شدید احتمالاً به این نوع ماسک حساس می باشید. بنابر این در موارد بسیار نادر افرادی ممکن است به ماسک حساس باشند.

۳۱- ایا واکسن بیماری کشف شده و چه کسانی در اولویت واکسیناسیون میباشند؟
اخرین اخبار حاکی است اولین واکسن در ماه اکتبر (مهرماه) امسال عرضه خواهد شد. و گروههای دریافت کننده اولیه ۱- زنان باردار ۲- نگه دارنده اطفال زیر شش ماه ( مادر یا هر فردی دیگر) زیرا کودکان زیر ۶ماه مجاز به دریافت این واکسن نمی باشند ۳- پرسنل مراکز درمانی و بهداشتی ۴- گروه سنی بین ۶ماه تا ۲۴ سال که علت ان حضور و فعالیت بیش از اندازه انها در عرصه اجتماع میباشد و CDC بخصوص گروه سنی ۱۹ تا ۲۴ سال را به خاطر جنب و جوش بیش از حد که میتوانند علاوه بر انکه بزرگترین گروه گیرنده ویروس باشند خود مهمترین منبع توزیع و انتشار بیماری به دیگران باشند مورد تاکید قرار داده بخصوص که گاهی بدلیل توان جسمی, بیماری میتواند در انها شکل نهفته داشته باشد( گروه سوم) ۵- افراد با بیماری زمینه ای و مزمن و اشخاص بالای ۶۵ سال ۶- کسانیکه قصد مسافرت به خارج از کشور دارند.

۳۲- بهترین داروی موجود و نحوه مصرف ان چگونه است؟
Oseltamivir یا Tamifluبهترین داروی موجود میباشد که کپسول ان ۷۵ میلی گرمی و شربت ان ۱۲ میلی گرم در میلی لیتر میباشد و در دمای ۱۵ تا ۳۰ درجه باید نگه داری شوند.
نحوه مصرف برای بزرگسالان از ۱۳ سال به بالا ۲ عدد کپسول در روز به مدت ۵ تا ۷ روز میباشد و در کودکان از یکسال و به بالا با وزن ۱۵ کیلو گرم تا ۴۰ کیلوگرم از ۳۰ میلی گرم تا ۷۵ میلی گرم دو بار در روز متفاوت میباشد. مطمئنا پزشک معالجتان بهتر شما را راهنمایی مینماید و ممکن است بر حسب شرائط بیمار شما دستوراتی کم یا بیش از این داشته باشد.

۳۳- چگونه میتوانیم از اخرین اخبار و اطلاعات این بیماری مطلع باشیم؟
سایت ها و مرکز اطلاع رسانی وزارت بهداشت کشورمان از جمله مرکز مدیریت مبارزه با بیماریهای کشور و ادارات تابعه در مراکز استان و شبکه های بهداشتی شهرستانها معتبرترین منبع اطلاع رسانی داخلی میباشند. اگر چنانچه میخواهید از شرائط بیماری در جهان و سایر کشورها مطلع باشید مطمئن ترین ان مرکز Centers for Disease Control and prevention یا
C.D.C H۱N۱flu میباشد که براحتی میتوانید از طریق اینترنت به ان دسترسی و از همه شرائط و زوایای این بیماری و جدیدترین یافته های ان به روز و حتی به ساعت مطلع باشید.و اگر در سمت راست و بالای صفحه اصلی این سایت ادرس الکترونیکی یا ایمیل خود را وارد نمایید تمام اطلاعات این بیماری به روز برای شما ارسال میشود.

۳۴- آیا ترس و اضطراب از ابن بیماری می تواند در تشدید علائم نقش داشته باشد؟
قطعاً همینطور می باشد.
قبل از هر چیز باید اشاره نمایم. مرگ و میر ناشی از این بیماری از میان بیش از یکصد هزار نفر کمتر از ۲ درصد بوده که بیشتر این مرگ و میر هم در زمانی بوده که بسیاری از مراکز درمانی و بهداشتی و در عین ناباوری هیچگونه راهکار منسجم و مشخصی برای مبارزه ، درمان و پیشگیری از این بیماری نداشته اند. در حالیکه اکنون به سرعت تمام مراکز درمانی دنیا بخصوص در کشور عزیزمان به همت و تلاش همه گروههای پزشکی، درمانی و بهداشتی تمام شرائط آماده و مهیا به مبارزه با این بیماری می باشد.
و به همین دلیل تاکید میشود تا یافتن واکسن بیماری به هر روش ممکن مردم را در راه پیشگیری از این بیماری واقف و مطلع نماییم تا میزان مرگ و میر و عوارض را به حداقل برسانیم.
نکته دیگر که باید بر آن انتقاد نمائیم این است. اظهار مطالبی از تاریخچه این بیماری و بیماریهای ویروسی دیگر در بعضی سایت ها و خبرها که در قرن گذشته موجب مرگ و میر بالایی شده چه ارتباطی با دنیای پرقدرت و پرتوان بهداشت و درمان امروزی دارد. شایسته است اگر خبری از مرگ و میر تلخ این بیماری در گذشته آورده ایم در ادامه اظهار کنیم که امروز آنروز نیست که در مقابل بیماری درمانده باشیم زیرا به برکت نفوذ علم و دانش بسیاری از بیماریهای لاعلاج و صعب العلاج امروز علاج می شوند و خنده و شادی بر جسم بیمار شفا یافته نقش می بندد. و به همین لحاظ در هر شرائط از بیماری جسمی و روحی باید وجود خود را متصل به وجود حکیم یگانه الهی نموده و با خودباوری و تقویت نیروی درونی, ضمیر و نهاد خود را از ترس و اضطراب رها یی بخشیم.
زیرا واضح است سیستم ایمنی بدن و قوای عقلانی در شرائطی فارغ از ترس و اضطراب به راحتی به نقش خود عمل می نمایند و به شدت هر عامل بیگانه ویروسی و میکروبی را سرکوب می نمایند و در مواجهه با هر بیماری و مشکل جسمی باید به فکر راه چاره باشیم و ذهن و اندیشه خود را از نگاههای منفی و آزار دهنده پاک نمائیم.

۳۵- چه توصیه ای به افراد خانواده و اجتماع دارید؟
ما باید بدانیم ویروس آنفولانزای خوکی اوّلین بیماری ویروسی نبوده و مطمئناً آخرین آن هم نخواهد بود. فراموش نمی کنیم ویروس های دیگر هم مانند ویروس هپاتیت، ایدز، فلج اطفال، سارس، آنفولانزای مرغی و طاعون و… تا ویروس پر هیاهوی امروز ما آنفولانزای خوکی و ویروسهایی که خواهند امد تهدیداتی در زندگی ما انسانها بوده میباشند و خواهند بود.

اما آن چیزی که ما باید از قاعده و قانون مبارزه با این بیماری و هر بیماری ویروسی مسری دیگر بدانیم و بیاموزیم بسیار مهمتر از نام و ترس و وحشتی است که این بیماریها در جامعه ما پدید میاورند و از سوی دیگر مطمئناً نقش تک تک افراد اجتماع در پیشگیری از این بیماری ها کمتر از نقش متولیان بهداشت و درمان نمی باشد. و نباید منتظر باشیم تا همه چیز برای ما اماده و مهیا شود.
زیرا آنان قانون و مقررات را تنظیم و ارسال می نمایند و ما مردمان عادی باید مجریان آن باشیم بنابر این ما هم در زندگی اجتماعی مسئولیتی داریم که نقش ان کمتر از کارگزاران ان نیست. لذا برای یک بار هم شده باید تمام اسرار و راه مبارزه با این بیماری ویروسی هزار چهره را بشناسیم تا اگر روزی دیگر با آنفولانزای دیگر مواجه شدیم با خیالی آسوده و مطمئن بدانیم نقش و مسئولیت ما در مبارزه با ان چیست؟
زیرا تجربه و علم به ما میگوید برای زندگی سالم و شاد ضمن اموختن باید به دیگران هم بیاموزیم.
همانا که که حضرت رسول اکرم (ص) می فرمایند: خوشبخت آن است که از سرگذشت دیگران پند بگیرد . بنابراین می توان گفت آنانکه از تجارب خود میاموزند اینها خردمندانند و آنانکه از تجربیات دیگران می آموزند سعادتمندانند و آنانکه نه از تجربه خود و نه از تجربه دیگران می آموزند اینها از واماندگان روزگارند و تجربه آن نیست که بتوان آنرا در راحت روزگار بدست آورد بلکه به فرمایش حضرت علی (ع) آن از پیش آمدها و جزر و مدهای روزگار بدست می آید.
سالم تندرست باشید و تلاش کنیم انسانی مفید برای جامعه باشیم تا انسانی مهم.

+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 و ساعت 12:21 |

السلام علیک یا عالم آل محمد (ص) یا علی بن موسی الرضا (ع)

 ای غـریبی کـه ز جد و پدر خویش جدایی

                             خفته در خاک خراسان تو غریب الغربایی

اغـنیا مکـه رونـد و فـقــرا سـوی تـو آیـنـد

                             جـان بـه قـربـان تـو شاها کـه حج فقرایـی

 حضرت موسی بن جعفر (ع) :

شنیدم از پدرم جعفر بن محمد (ع) مکرر بمن میفرمود که عالم آل محمد (ص) در صُلب توست و کاش من او را درک میکردم، پس بدرستیکه او همنام امیرالمومنین علی (ع) است/.

                                         ( منبع : کتاب منتهی الآمال ج-۲ ص ۲۵۶)

 ولادت پر نور و سرور خیرالبشر، شمس شموس ، انیس النفوس ، سلطان ملک طوس ، ثامن الحجج اباالحسن علی بن موسی الرضا المرتضی (ع) را به محضر مقدس قطب عالم امکان حضرت ولیعصر (عج) و عموم شیعیان و محبین اهل بیت(س) تبریک و تهنیت عرض مینمایم.

 ای آفتاب آینه دار جمال تو

مشک سیاه مجمره گردان خال تو

در اوج ناز و نعمتی ای پادشاه حُسن

یا رب مباد تا به قیامت زوال تو

مطبوع تر ز نقش تو صورت نبست باز

طغرانویس ابروی مشکین مثال تو

در چین زلفش ای دل مسکین چگونه ای

کاشفته گفت باد صبا شرح حال تو

تا پیش بخت باز روم تهنیت کنان

کو مژده ای ز مقدم عید وصال تو

این نقطه سیاه که آمد مدار نور

عکسی است در حدیقه بینش ز خال تو

در پیش شاه عرض کدامین جفا کنم

شرح نیازمندی خود یا ملال تو

حافظ درین کمند سَرِ سرکشان بسی است

سودای کج مپز که نباشد مجال تو

                                   ( شاعر : لسان الغیب حافظ شیرازی )

حضرت آقای شیخ جعفر مجتهدی (ره) فرموده اند که جناب حافظ برای تمامی حضرات معصومین شعر گفته اند و این غزل را مخصوص امام رضا(ع) گفته اند.

+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در چهارشنبه ششم آبان 1388 و ساعت 11:51 |
در نظر بگیرید كه سرعت كامپیوتر شما مرتباً كمتر و كمتر می شود، برنامه های نرم افزاری زمان زیادتری برای اجرا شدن لازم دارند و زمان وارد شدن به یك سایت در اینترنت، بسیار طولانی می شود. اتصال به شبكه اینترنت، همیشه مقصر و علت اصلی در پایین آمدن سرعت كامپیوتر نیست، بلكه خود كامپیوتر، مهمترین علت آن است. تعداد برنامه ها، فایل های قدیمی و حتی تنظیمات اشتباه، از دلایل كم شدن سرعت كامپیوتر هستند. 10 نكته مهم ذیل به كامپیوتر شما سرعت می بخشد

استارت سریع!
اگر عمل Shutdown در كامپیوتر درست انجام نشود، كامپیوتر در استارت بعدی، برای اینكه هارد را از لحاظ داشتن خطا یا اشتباه چك كند، با برنامه Scandisk استارت می شود كه مستلزم صرف زمانی طولانی است. برای اینكه از اجرا شدن Scandisk جلوگیری كنید، به ترتیب زیر عمل كنید:
از منوی استارت بر روی Run كلیك كرده و بعد دستور msconfig را اجرا كنید. سپس قسمت system configuration programs را باز كنید و در قسمت Register، general كلیك كنید و سپس فرمان “ Scandisk after error by shutdown disabled “ را فعال كنید. در آخر، همه پنچره ها را با دستور ok ببندید و ویندوز را دوباره استارت كنید.

از كار انداختن پخش آهنگ هنگام بالا آمدن سیستم
اگر كامپیوتر شما هنگام بالا آمدن سیستم، آهنگ پخش می كند، در صورتی كه آن را از كار بیندازید، كامپیوتر سرعت بیشتری خواهد داشت. برای این كار، به ترتیب از Start/Settings/Control Panel، قسمت Sounds and Multimedia را انتخاب كنید. پس از آن، پنچره ای باز می شود. در آنجا مشخص شده است كه كدام قسمتها به همراه پخش آهنگ عمل می كنند. قسمتهایی كه با پخش آهنگ همراه هستند، علامت بلند گویی را در كنار خود دارند بر روی قسمتهایی كه می خواهید پخش آهنگ آنها را غیرفعال كنید، مارك بزنید. سپس از منوی Name كه در زیر آن قرار گرفته است، دستور None را انتخاب كنید.

لغو دستور اجرای اتوماتیك برنامه ها
بسیاری از برنامه هاهنگام استارت به طوراتوماتیك اجرامی شوند. آیا شما واقعاً به همه آنها احتیاج دارید؟ برای اینكه از استارت شدن اتوماتیك این برنامه ها جلوگیری كنید، از منوی استارت، Run را انتخاب كرده و سپس دستور msconfig را اجرا كنید. از طریق Register و بعد “ Auto Start “ قادر نخواهید بود كه برنامه مورد نیاز خود را به صورت مجزا انتخاب كنید، بلكه فقط می توانید علامت تیك (P) یا ضربدر (×) را از جلوی برنامه هایی كه نمی خواهید اجرا شوند، بردارید.

پاك كردن برنامه ها
شما همواره برنامه هایی را از اینترنت Download می كنید. برای پاك كردن آنها از برنامه Uninstall استفاده كنید، كه آن را می توانید به ترتیب از Start/Settings/Control Panel تحت نام Add/Remove Programs پیدا كنید.
برنامه ای را كه می خواهید پاك كنید، مارك بزنید و بعد بر روی آیكون Add/Remove كلیك كنید. بدین ترتیب، برنامه به طور كامل از كامپیوتر شما پاك می شود

ایمیل های قدیمی را پاك كنید
ایمیل هایی كه به خصوص با فایل های پیوست شده ( عكس، فیلم و فایل های موسیقی ) ارسال شده اند، سرعت و قدرت كامپیوتر را كاهش می دهند. به همین دلیل، تمام ایمیل های خود را به طور كامل بررسی كنید و آنهایی را كه دیگر احتیاجی ندارید، پاك كنید.

Defragment كردن هارد
با دستور Defragment، هارد كامپیوتر خود را مرتب كنید. خود این كار، زمان می برد، ولی در عوض، سرعت كامپیوتر شما را بالا خواهد برد. برای این كار از منوی استارت Programs/Accessories/System tools/Disk Defragmenter را كلیك كنید.
نكته: پس از شروع عمل Defragment، كامپیوتر را به حال خود بگذارید و هیچ كار دیگری با آن انجام ندهید.

عكس زمینه را غیر فعال كنید
این عكسها با وجود همه جذابیتی كه دارند قدرت و سرعت كامپیوتر را كم می كنند. بنابراین، بهتر است كه عكس پیش زمینه را بردارید. برای این كار با كلیك راست ماوس بر روی صفحه Desktop، Properties را انتخاب كنید و در قسمت Background، دستور None را انتخاب كنید.

فایل های موقت و آدرس های اینترنتی موجود در حافظه موقت را پاك كنید
در حالی كه در اینترنت مشغول جستجو هستید، Browser مثلاً (Internet Explorer) كپی سایت های بازدید شده را بر روی هارد قرار می دهد. این كار، عمل جستجو را تسریع می كند، اما به تدریج مقدار زیادی اطلاعات جمع می شود كه سرعت كامپیوتر را كم می كند. بنابراین، بهتر است كه این فایل ها را پاك كنید. در Browser، از منوی بالای صفحه، Tools و سپس Internet Options را انتخاب كنید و آن گاه بر روی Delete Files، Delete Cookies كلیك كنید.

كاهش ظرفیت فایل ها و آدرس های اینترنتی كه در كامپیوتر ذخیره می شوند.
پاك كردن هر روز فایل های موقت و آدرس های اینترنتی ، واقعاً اعصاب را خسته می كند. شما می توانید Cashe خود را طوری تنظیم كنید كه فقط اطلاعات كمی را بتوانید ذخیره كنید.
برای این كار در Browser، Tools و سپس Internet Option را انتخاب كنید. در پنجره باز شده بر روی قسمت Settings كلیك كنید. در آنجا قسمت Amount of disk space to use را برابر مقدار 1MB تنظیم كنید.

روزآمد كردن ویندوز
شركت مایكروسافت به طور مرتب نسخه های update ویندوز خود را برای كاربرانش ارائه می دهد. در نتیجه، قادر خواهید بود كه درایوها و فایل های جدید را به صورت رایگان Download كنید. از منوی استارت، قسمت Windows update را انتخاب كنید. با این كار، ویندوز نصب شده بر روی كامپیوتر شما update خواهد.

مراقب ویروسها باشید
بعضی از ویروسها اثر بسیار مخربی بر روی سرعت سیستم شما دارند به همین دلیل باید همواره یک آنتی ویروس قوی را بر روی سیستم خود نصب نمائید و دقت کنید داشتن قویترین آنتی ویروس بدون Update کردن آن عملاُ هیچ ارزشی ندارد. به زودی یک ویروس شایع را که اثر بسیارمخربی را بر روی سرعت سیستمها دارد را به شما معرفی مینمائیم

ایمیل های قدیمی را پاك كنید
ایمیل هایی كه به خصوص با فایل های پیوست شده ( عكس، فیلم و فایل های موسیقی ) ارسال شده اند، سرعت و قدرت كامپیوتر را كاهش می دهند. به همین دلیل، تمام ایمیل های خود را به طور كامل بررسی كنید و آنهایی را كه دیگر احتیاجی ندارید، پاك كنید.

Defragment كردن هارد
با دستور Defragment، هارد كامپیوتر خود را مرتب كنید. خود این كار، زمان می برد، ولی در عوض، سرعت كامپیوتر شما را بالا خواهد برد. برای این كار از منوی استارت Programs/Accessories/System tools/Disk Defragmenter را كلیك كنید.
نكته: پس از شروع عمل Defragment، كامپیوتر را به حال خود بگذارید و هیچ كار دیگری با آن انجام ندهید.

عكس زمینه را غیر فعال كنید
این عكسها با وجود همه جذابیتی كه دارند قدرت و سرعت كامپیوتر را كم می كنند. بنابراین، بهتر است كه عكس پیش زمینه را بردارید. برای این كار با كلیك راست ماوس بر روی صفحه Desktop، Properties را انتخاب كنید و در قسمت Background، دستور None را انتخاب كنید.

فایل های موقت و آدرس های اینترنتی موجود در حافظه موقت را پاك كنید
در حالی كه در اینترنت مشغول جستجو هستید، Browser مثلاً (Internet Explorer) كپی سایت های بازدید شده را بر روی هارد قرار می دهد. این كار، عمل جستجو را تسریع می كند، اما به تدریج مقدار زیادی اطلاعات جمع می شود كه سرعت كامپیوتر را كم می كند. بنابراین، بهتر است كه این فایل ها را پاك كنید. در Browser، از منوی بالای صفحه، Tools و سپس Internet Options را انتخاب كنید و آن گاه بر روی Delete Files، Delete Cookies كلیك كنید.

كاهش ظرفیت فایل ها و آدرس های اینترنتی كه در كامپیوتر ذخیره می شوند.
پاك كردن هر روز فایل های موقت و آدرس های اینترنتی ، واقعاً اعصاب را خسته می كند. شما می توانید Cashe خود را طوری تنظیم كنید كه فقط اطلاعات كمی را بتوانید ذخیره كنید.
برای این كار در Browser، Tools و سپس Internet Option را انتخاب كنید. در پنجره باز شده بر روی قسمت Settings كلیك كنید. در آنجا قسمت Amount of disk space to use را برابر مقدار 1MB تنظیم كنید.

روزآمد كردن ویندوز
شركت مایكروسافت به طور مرتب نسخه های update ویندوز خود را برای كاربرانش ارائه می دهد. در نتیجه، قادر خواهید بود كه درایوها و فایل های جدید را به صورت رایگان Download كنید. از منوی استارت، قسمت Windows update را انتخاب كنید. با این كار، ویندوز نصب شده بر روی كامپیوتر شما update خواهد.

مراقب ویروسها باشید
بعضی از ویروسها اثر بسیار مخربی بر روی سرعت سیستم شما دارند به همین دلیل باید همواره یک آنتی ویروس قوی را بر روی سیستم خود نصب نمائید و دقت کنید داشتن قویترین آنتی ویروس بدون Update کردن آن عملاُ هیچ ارزشی ندارد. به زودی یک ویروس شایع را که اثر بسیارمخربی را بر روی سرعت سیستمها دارد را به شما معرفی مینمائیم.

+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در شنبه چهارم مهر 1388 و ساعت 11:26 |

تصاویری از قبرستان وادی السلام در شهر نجف اشرف ،

 مدفن حضرت هود و حضرت صالح و همچنین مدفن بسیاری از علماء و مومنین

 

قبرستان وادی السلام بعد از بقیع و قبرستان ابوطالب مهمترین و والاترین گورستان به حساب می آید و از قداست خاصی برخوردار است و محلی است كه بنابر جوامع روائی ما ارواح مؤمنین بعد از مرگ به آنجا منتقل می شوند و تا برپائی حشر كبری در آنجا به سر می برند.

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرموده: در شرق و غرب عالم هر مومنی از دنیا برود، خداوند سبحان روح او را به وادی السلام منتقل می نماید. گویا می بینم انسان های با ایمان گروه گروه كنار همدیگر نشسته و با هم صحبت می كنند

تربت پاك حضرت هود و حضرت صالح علیهما السلام از پیامبران بزرگ الهی در وادی السلام مشخص می باشد. ممكن است پیامبران زیادی در آنجا باشند










+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در شنبه چهارم مهر 1388 و ساعت 11:7 |
  سنگ لوحنمای بیرون

 نمای داخلی   نمای داخل

  نمای بیرونی

 

 

 

+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 و ساعت 8:38 |

این دو بزرگوار از احفاد عبداله بن معاویه بن عبداله بن جعفر بن ابیطالب (ع) بوده . ازمجموع روایات استناد میشود که ایشان از طریق فارس و کرمان به ایالت قهستان آمده و بدلیل شیعی بودن منطقه و روحیه سلحشوری مردم قائنات و حضور اعراب در این محل سکونت را برگزیدن و پس از فوت یا شهادت به خاک سپرده شدند (واله العالم به حق

  محمود از این روضه دادشان خبر     

                                                          

                                                                               

                               

 

 

                                                                     ذی النور نیت زآن شد سبب انور

 

بانی اولیه فردی بنام شیخ محمود به سال 1059 هجری قمری بوده ،این بنا در زلزله های سال 1357 و 1376 صدماتی دیده ولی مجدا به همت عاشقان این بزرگواران مجدداً بصورت مقدماتی بازسازی شده است و جهت بنای اصلی و ساختمانهای مورد نیاز برابر نقشه جامع که توسط اداره کل اوقاف و امور خیریه خراسان جنوبی در دست تهیه می باشد مبلغ حدوداَ یک میلیارد  ریال اعتبار مورد نیاز می باشد .

 

گزارش عملکرد هیئت امناء بقعه

هیئت امناء بقعه از ابتدای انقلاب شکوهمند اسلامی با توجه به تخریب صد درصدی بنای قدیمی در جریان زلزله سال 1357 بزن آباد کار خویش را به طور محسوسی جهت ترمیم بنای قدیمی آغاز کرد که این وضعیت تا سال 1373 ادامه  داشته و از آن تاریخ کار احداث ساختمان فعلی آن شروع و یک سال بعد  به پایان رسیده است. که این مهم تنها با کمک اهالی و خیرین محترم روستای بزن آباد و دیگر روستاهای همجوار انجام گرفته است. ضمناً از سال 1384 امورات بقعه زیر نظر اداره مجترم اوقاف و امور خیریه شهرستان و هیئت امناء انتسابی از سوی اوقاف، اداره می شود.

 

 

اقدامات انجام گرفته تاکنون:

1- پیشنهاد نقشه جامع بقعه از سوی هیئت امناء به سازمان محترم اوقاف و امور خیریه خراسان جنوبی

2- قبول پیشنهاد و در دست مطالعه و تهیه قرار گرفتن آن

3- تصمیم به تعویض ضریح قبلی و نصب ضریح جدید با برآورد قیمت 20.000.000ریال

4- دیوار کشی محوطه بقعه و نصب درب های ورود و خروج

5- خاکریزی و تسطیح محوطه بقعه جهت نهال کاری آن

6- ترمیم ، تسطیح و شن ریزی جاده بقعه با اعتبار 5.000.000ریال و درخواست آسفالت جاده از اداره   راه و  ترابری شهرستان.

7- پیشنهاد اجرای خط انتقال برق به بقعه از سوی اداره برق شهرستان که اعتبار مورد نیاز جهت اجرای طرح مبلغ 160.000.000ریال برآورد گردیده است.

 

                                   

 

 

  

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در جمعه دوم اسفند 1387 و ساعت 10:38 |
میدان مغناطیسی بدن وامواج مغزی در معرض خطر:

حتماً تا به حال درباره خطرات گوشیهای موبایل یا زندگی در نزدیکی نیروگاه های برق چیزهایی شنیده اید.بنا بر تحقیق

پروفسور «لای» امواج مغناطیسی که از نیروگاه های برق یا وسایل برقی ساطع می شود به DNA سلولهای مغزی آسیب می رساند وقابلیت ترمیم را در آنها از بین میبرد.این امواج ومیدان ها همچنین باعث اختلال در میدان مغناطیسی طبیعی بدن می شوند.همانطور که میدانید نزدیک به 70% از بدن ما را آب فرا گرفته است ومولکول های آب به صورت دو قطبی هستند وزمانی که ما در معرض یک میدان مغناطیسی خارجی قرار میگیریم،این مولکول هادر جهت آن میدان قرار میگیرند وباعث می شوند نظم میدان مغناطیسی ما به هم بریزد.

علاوه بر عوامل خارجی،یک سری عوامل داخلی نیز وجود دارند مه باعث اختلال در میدان مغناطیسی بدن میشوند.مهمترین آنها بارهای الکتریکی هستند که هنگام  جاری شدن بار در عصب ،در اطراف آن به وجود می آیند وبه صورت الکتریسیته ساکن در بافت های بدن ذخیره میشوندو میدانی که در اطراف این بارها بوجود می آید در میدان بدن ایجاد خلل می کند.این بارها به خصوص در نقاطی که تراکم اعصاب بیشتر است ذخیره میشوند وبه دلیل اینکه هم تراکم زیادی دارند وهم در نزدیکی عصبهای بیشتر ومهمتری قرار دارند برای بدن به شدت مضر هستند.از جمله این نقاط،ناحیه سر ودستها وقسمت مچ پاها به پایین است ودر بین این سه قسمت،سر اهمیت ویژه ای دارد چون بار های ذخیره شده درآن،علاوه بر ایجاد خلل در میدان مغناطیسی مغز،باعث اغتشاش در امواج مغزی  نیز میشوند.چ

ما در طول دوران زندگی خود در معرض میدان بسیار قوی هستیم وآن میدان مغناطیسی زمین است.عوامل داخلی اغتشاش در میدان بدن ما فعالیتهای حیاتی و اجتناب نا پذیری هستند که در تمام طول عمر ما در جریان هستند.پس چگونه می توان این اثرات سوء راذ مه باعث اختلال در بدن ما وبیماریهایی مثل سزطان میشوند خنثی کرد؟

در اینجاست که باید گفت خداوند راه حل تمام این سوالات را در یک عمل ساده که امکان ان برای همه افراد وجود دارد وبیش از چند دقیقه هم وقت نمی برد وهیچ ضرری هم ندارد به انسان هدیه داده وآن نماز است.

میدان مغناطیسی بدن انسان :

هارولدبور از دانشگاه بیل برای اولین با ر با انجام یک آزمایش ساده،به وجود میدان مغناطیسی در اطراف موجود زنده پی برد.او با توجه به یک مولد الکتریکی که در آهن ربا  در داخل سیم پیچ دوران وجریان تولید میکند،سمندری را در یک ظرف آب نمک قرار داد  وظرف را به دور سمندر چرخاند،هادی هایی که دراین ظرف وجود داشتند وبه یک گالوانومتر حساس متصل شده بودند،یک جریان متناوب را نشان می دادند.

زمانی که بور این آزمایش را بدون سمندر انجام داد گالوانومتر هیچ جریانی را نشان نداد.این بدان معنا بود که در اطراف موجود زنده میدانی وجود دارد که خاصیت مغناطیسی هم دارد.بور این وسیله را بر روی دانشجویان داوطلب خود امتحان کردومشاهده نمود که این میدان در بدن انسان هم وجود دارد وکاملاً تابع رویدادهای اساسی زیست شناختی بدن است.او این میدان را حیاتی نامید،چون هرگاه حیات از بین برود میدان حیاتی هم از بین میرود.به گونه ای که وقتی یک سمندر مرده در دستگاه بود هیچ جریانی بوجود نمی آورد.

تشکیل میدان مغناطیسی بدن:

در بدن ما میلیون ها عصب وجود دارد که کار انتقال پیام به وسیله تحریک الکتریکی این عصب ها صورت میگیرد.در اثر شارش بار در اطراف آن ها یک میدان تشکیل میشود.

نماز ومیدان مغناطیسی:

آن گونه که از تصاویر بدست آمده از میدان مغناطیسی زمین پیداست،به طور شگفت انگیزی اگر انسان در هر نقطه از زمین رو به قبله بایستد،میدان مغناطیسی بدنش بر میدان مغناطیسی زمین منطبق می گردد ودر مدتی که در نماز است میدان بدنش منظم می شود.

یکی از نکات بسیار جالبی  که پروفسور بور به ان دست یافت، این بود که در بدن تمام دانشجویا ن مونث، ماهی یک بار تغییر ولتاژ شدید ایجاد میشود ومیدان بدن به منظم ترین حالت خود میرسد و به همین دلیل است که زنان نیازی ندارند در این مدت نماز بخوانند.اخیراً هم کشف شده است قلب زنان منظم تر وقویتر از مردان میزند ودلیل آن همین تغییر ولتاژ است.

نماز وبارهای الکتریکی :

همانطور که قبلاً اشاره شد بارهای زائدی که در اثر تحریکات الکتریکی اعصاب بوجود می آیند هم،شبیه میدان بدن بر امواج مغزی اثر سوء دارند.واین اثرات در نواحی ای که اعصاب درآن تحرک بیشتری دارند خطرات جدی تری ایجاد میکنندوبلید هرچه سریعتر از آن نواحی دور شوند.به طرز حیرت آوری می بینیم که این نواحی دقیقاً نواحی ای هستند که در وضو شسته میشوند بنا برتحقیقات صورت گرفته،بهترین راه دفع این بار های زائد استفاده از یک ماده رساناست که سریعترین وارزانترین وبی ضرر ترین ماده برای این کار آب  است وجالب اینجاست  که هرچه آب خالص تر باشد سریع تر بارهای ساکن  را از بدن ما ب اطراف گسیل میدهد وهیچ مایعی مثل آب خالصی که در وضو به انسان سفارش شده این اثر را ندارد.

نماز وامواج مغزی:

با دفع بارهای زائد بدن در وضو،امواج مغزی در ایده آل ترین حالت قرار میگیرند.علاوه بر آن،حالت تمرکزی که در هنگام نماز در انسان به وجود می آید تشعشع امواج آلفا را به اندازه قابل توجهی بالا می برد وتوانایی مغز را در تولید این امواج بالا می برد.

+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در پنجشنبه یکم اسفند 1387 و ساعت 13:13 |

فرا رسیدن اربعین شهادت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و یاران باوفای ایشان را ، خدمت ولی مان حضرت بقیة الله الاعظم(عج) و اربابمان حضرت علی بن موسی الرضا(ع)  و همه دوستداران و شیعیان آن حضرت ، تسلیت عرض می نمایم.

 

اربعین

 در فرهنگ اسلامی و در معارف عرفانی، عدد چهل (اربعین) جایگاه‏ خاصی دارد. چله نشینی برای رفع حاجت ‏یا رسیدن به مقامات سلوک و عرفان معروف‏است.  حفظ کردن چهل حدیث، اخلاص چهل صباح، کمال عقل در چهل سالگی، دعا برای چهل مؤمن، چهل شب چهارشنبه و... بسیاری از این نمونه‏ها و موارد. در فرهنگ عاشورا، اربعین به چهلمین روز شهادت حضرت حسین بن علی‏(ع) گفته می‏شود که مصادف با روز بیستم ماه صفر است. از سنتهای مردمی، گرامیداشت چهلم مردگان ‏است که به یاد عزیز فوت شده خویش، خیرات و صدقات می‏دهند و مجلس یاد بود بپا می‏کنند. در روز بیستم صفر نیز شیعیان، عظیم ترین مراسم سوگواری را در کشورها و شهرهای مختلف به یاد عاشورای حسینی بر پا می‏کنند و همراه با دسته‏های سینه زنی و عزاداری به تعظیم شعائر دینی می‏پردازند. در شهر کربلا اربعین حسینی عظمت و شکوه ‏خاصی دارد و دسته‏های عزادار، مراسمی پرشور بر پا می‏کنند.

در نخستین اربعین شهادت امام حسین(ع)، جابر بن عبد الله انصاری و عطیه عوفی ‏موفق به زیارت تربت و قبر سید الشهدا شدند. بنا به برخی نقلها، در همان اربعین، کاروان ‏اسرای اهل بیت(ع) در بازگشت از شام و سر راه مدینه، از کربلا گذشتند و با جابر دیدار کردند. البته برخی از مورخان هم آن را نفی کرده و نپذیرفته‏اند. از جمله مرحوم محدث ‏قمی در «منتهی الآمال‏» دلایلی ذکر می‏کند که دیدار اهل بیت از کربلا در اربعین اول نبوده ‏است. بعضی از علما نیز در این باره تحقیق مبسوط و مستقلی انجام داده‏اند که منتشر شده است. به هر حال، تکریم این روز و احیای خاطره غمبار عاشورا، رمز تداوم شور عاشورایی در زمانهای بعد بوده است. در تاریخ انقلاب اسلامی ایران نیز، سنت احیای ‏اربعین تاثیر مهمی در شور گستری در شهرها داشت و در چهلم شهدای حادثه قم (درتاریخ 19 دی 1356 ش) مردم غیرتمند و مسلمان تبریز قیام کردند و شهید دادند. در اربعین شهدای ‏تبریز، شهرهای دیگر مجلس یادبود گرفته، تظاهرات کردند و همین گونه اربعین ها به هم‏ وصل شد و سراسر ایران به نهضت پیوست، تا آنکه انقلاب اسلامی در 22 بهمن سال ‏1357 ش به پیروزی رسید. این به برکت الهام گیری از فرهنگ شهادت و ایثار خون بود که‏ملت قهرمان ایران، از عاشورا گرفته بود. «اربعین‏»، تداوم‏ «عاشورا» بود و «ذکر»، رسالت‏ بازماندگان پس از خون و شهادت.

 

به یاد کربلا دلها غمین است

دلا خون گریه کن چون اربعین است

پیام خون، خطاب آتشین است

بقاء دین، رهین اربعین است

که تاریخ پر از خون و شهادت

سراسر اربعین در اربعین است

 

الامام الحسین ‏علیه السلام:

أنَا قَتیلُ العَبَرَةِ لایَذكُرُنی مُؤمِنٌ إلّا استَعبَر َ

امام حسین ‏علیه السلام:

من كشته اشكم؛ هر مؤمنى مرا یاد كند، اشكش روان شود.

 

كامل الزیارات، ص 215


پرونده:Kerbela Hussein Moschee.jpg
+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 و ساعت 13:50 |
آنكس كه ره معرفه الله پويد

اصولا" قبل از خواندن نماز وضو مي گيريم .قبل از انجام هر كاري توصيه شده كه بايد با وضو انجام گيرد. در زماني كه بدن انسان به هر دليل ناپاك مي گردد توصيه به غسل و وضو شده است. ما كه مسلمانيم فلسفه غسل و وضو و خيلي از اعمال ديني را نمي دانيم و فقط طوطي وار انجام مي دهيم و بايد گفت که دانش و آگاهي نور است , حركت در شاهراه است كه در نهايت ، انسان را به سر منزل مقصود مي رساند. بعلاوه دانش و آگاهي از چيزي مي تواند اعتقاد و التزام انسان را نسبت به آن افزايش دهد و ديد انسان نسبت به موضوع مربوطه را وسيعتر گرداند. بنابراين اگر وضو, نماز و ديگر اعمال را با دانش و تدبير انجام دهيم , به نور مي رسيم .
بايد ذكر كرد كه علاوه بر موارد واجب , در احاديث آمده كه به هنگام تب , سردرد , عصبيت , دل پيچه و غيرو وضو بگيريد . دليل آن چه مي تواند باشد؟
چرا در وضو مردان بايد از پشت آرنج آب بريزند ولي خانمها بايد از قسمت تاي دست (جلو) اينكار را انجام دهند؟ چرا بهتر است بعد از وضو بدن را خشك نكنيم؟ فلسفه سجده چيست ؟ چرا گفته شده اگر مهر را كمي جلوتر از حالت عادي قرار دهيم بهتر است ؟ فلسفه ذكر چيست و هزاران سوال ديگر كه يك مسلمان موظف به دانستن آن است . سعي شده كه در اين مختصر , با استفاده از كتب اساتيد فن و سايتهاي مختلف به سوالات فوق تا حدودي پاسخ داده شود.
در اينجا به مشاهده اتفاقاتي كه در چاكراها و هاله فرد در هنگام عمل وضو روي مي دهد , پرداخته مي شود. بررسي وقايعي كه براي هاله و چاكراها در هنگام نماز روي مي دهد خود جاي تحقيق فراوان دارد.
اما قبل از آن بهتر است كه به يك مورد علمي اشاره كنم. بايد گفت كه توسط دوربينهاي مخصوص هاله بيني مي توان به شكل هاله در هنگام اعمال فوق پي برد . بنابراين لازم مي دانم در ابتدا در باب اين ابزار توضيحي ارايه كنم. در واقع براي ديدن هاله بايد چشم انسان شرطي شود و اين امر بهتر است كه بوسيله عينكهاي مخصوص با لنزهاي رنگي صورت گيرد. البته بدون ابزارهاي فوق هم مي توان به اين مهم دست يافت ولي زمان مي برد. از راه عكسبرداري kirlian (عكسبرداري پيشرفته اي كه دانشمند روسي سيمون د. Semjon D. و همسرش والنتيناك . كرليان Valentina K. Kirlian تهيه وثبت كرده اند ) اين تشعشعات را مي توان مشاهده كرد كه در زير نمونه هاي از آن در انسان , قارچ , گياه و غيرو آورده شده است .


شكل1- هاله هاي اطراف انگشتان دست توسط عكسبرداري كرليان


شكل2- هاله هاي اطراف يك نوع قارچ كه سمت راست بطور مصنوعي وسمت
چپ بطور طبيعي رشد كرده


شكل3- هاله هاي اطراف يك برگ

امواج هاله از مادون قرمز و ماوراي بنفش تشكيل شده است . در طرحهاي علمي عينكها و لنزهاي مخصوص , از چشم انسان در برابر اين امواج محافظت بعمل مي آيد. البته نتايج مشابهي ممكن است بدون استفاده از عينك حاصل شود و آن حساس شدن چشم با خيره شدن به يك صفحه زرد رنگ است كه اعصاب شبكيه را نسبت به رنگ قرمز و سبز خسته مي كند و همان موقع حساسيت بيشتري نسبت به رنگ آبي حاصل مي گردد. در زير نمونه اي از عينك مشاهده چاكراها هم آورده شده . رنگ دسته هر عينك , نوع چاكرايي را كه با آن عينك مي توان مشاهدا كرد نشان مي دهد. مثلا" رنگ قرمز دسته , عينك مربوط به مولادهاراچاكرا (چاكراي اول است ) و رنگ سبز مربوط به آناهاتا چاكرا (چاكراي قلب ) مي باشد كه از سايت (www-assets_eyeglasses_com) گرفته شده است .


شكل4- عينك مخصوص مشاهده چاكراي قلب (چون رنگ دسته سبز است)

اكنون بايد گفت كه وضعيت انرژيكي انسان قبل و بعد از عمل وضو را مي توان مقايسه نمود. مشاهده شده كه عمل وضو بيشتر چاكراها و نادي ها (كانالهاي انرژي) را فعال و بزرگ مي كند. در اينجا لازم مي دانم كه مطالبي را از كتاب انرژي درماني (چو-آ-كوك سويي ) كه مترجم آن جمشيد هاشمي (آرام) مي باشند بدليل جالب و علمي بودن عينا" ذكر كنم :
" مشاهده شد كه انجام عمل وضو بطور كلي اكثر چاكراها و كانالهاي انرژي را بزرگ و فعال مي كند . اما نكته جالب آن است كه در اين عمل , ميزان افزايش در چاكراهاي پاييني بسيار بيشتر از چاكراهاي بالايي است . يعني اگر چاكراهاي بالايي تا 5/1 برابر بزرگتر شده اند , چاكراهاي پاييني ( قاعده اي , جنسي و نافي) به راحتي تا دو برابر و حتي بيشتر رسيده اند .
و ايشان مي نويسند كه : " در ادامه رعايت چنين آدابي است كه تجربيات خداشناسي آغاز مي شود . بررسي انرژيكي وضو , پيوند زيباي آن با فريضه اي همانند نماز را به خوبي نشان مي دهد. به هنگام پرداختن به نماز , سيل انرژي عظيمي برنمازگزار جاري مي شود. تميز بودن كانالهاي انرژي فرد و فعال بودن چاكراهاي وي , باعث مي شود تا انرژي الهي به ميزان بيشتري جذب و درك شود و بطور كلي پتانسيل نمازگزار براي مبادله ميزان انرژي بيشتر فراهم شود. لذا توصيه مي شود قبل از پرداختن به هر عمل ديگري –همانند قرائت قرآن يا دعا خواندن –با وضو باشيم . اين عمل باعث مي شود تا آنچه كه از آن قرائت يا دعا قرار است نصيبمان شود, دو چندان شود. ".
هنگامي كه نيت بر عمل وضو صورت مي گيرد (ولو در ذهن ) "ريسمان روحي" –(كه توسط روشن بينان دربالاي سر هر انسان مشاهده شده و در افراد معمولي به نازكي تار عنكبوت است ولي در افراد پيشرفته روحي تا يك سانتيمتر مي تواند ضخامت داشته باشد) درخشانتر و قطورتر مي شود. در واقع محل آن در ساهاسرارا چاكرا (چاكراي هفتم ) است و اين چاكرا سرچشمه و نقطه شروع تجلي تمام چاكراهاست. در ادامه بايد گفت كه هرچه چاكراي ساهاس رارا بيشتر باز باشد ميزان گره ها و قفلهاي شش چاكراي باقي مانده باز شده و انرژي هايشان با بالاترين فركانسهاي ممكن ساطع مي گردد. به محض اينكه چاكراي تاج كاملا" آگاه شود , كار جذب انرژي كيهاني اش به پايان مي رسد و شروع مي كند به تشعشعات انرژي بر طبق آكورد خودش.واين است آن رمزي كه مي گويند بايد هميشه نيت خير داشته باشيد. با تفكر به نيكيها و داشتن نيت پاك هر لحظه بر ميزان باز شدن ساهاس رارا افزوده مي گردد. كه با قطورتر شدن آن انرژي روحي بيشتري (شيوا) بدرون فرد وارد مي گردد (وجه خالص انرژي الهي).
حال با شروع عمل وضو , ابتدا صورت را مي شوييم , پوست بدن كه قابليت جذب و نگهداري ميزان زيادي انرژي را در خود دارد ؛ انرژي هاي اضافي ناشي از مشغله ها , استرسها , امواج منفي و ديگر موارد است در آن هستند را رفع ميكند. ما حداقل در روز سه بار وضو مي گيريم و با اينكار سه بار پاكسازي صورت مي پذيرد. البته ميزان انباشت انرژي منفي در پوست صورت بدليل حساسيت بيش از اندازه آن، از ساير جاها بيشتر است.
با دست كشيدن روي فكها بر چاكراي فرعي فك تاثير مي كنيم و اين عمل اثر مستقيمي روي سيستم اعصاب و حافظه دارد. از نظر علمي آب قادر است مقدار زيادي انرژي را در خود ذخيره سازد .حال چرا از آب سرد بجاي آب گرم استفاده كنيم؟ علت آن اين است كه آب سرد قابليت جذب انرژي بيشتري نسبت به آب گرم دارد (آبگرم بدليل فاصله زياد بين ملكولي, خود حاوي مقدار زيادي انرژي است و قابليت جذب زيادي ندارد).
در مرحله بعد با هر دست روي دست ديگر آب ميريزيم. در بيان علت آن بايد گفت كه اصلي ترين كانال انرژي بدن , در اصطلاح "سوشومنا" مي باشد كه اين كانال اصلي, در ناحيه شانه ها به دو كانال فرعي تقسيم مي گردد كه در نهايت به دو دست مي رسد . در ادامه , اين كانال اصلي, در ناحيه خارجي به دو بخش ديگر تقسيم شده, وارد پاها مي گردد. در امتداد اين كانال اصلي , كانالهاي فرعي ديگري موجود است كه هر كدام به عضو و اندام خاصي بر مي گردد. در جاي جاي سوشومنا مخروط مانندهاي كوچك و بزرگي وجود دارد كه دايما" در حال چرخش هستند(چاكراها). حال ما بر آرنج(براي مردان) آب مي ريزيم و دست مي كشيم تا انتهاي انگشتان, با اين كار انرژي هاي منفي از اين كانال فرعي زدوده مي شود .حركت روبه جلو باعث تحريك اين نادي و تخليه شديد انرژي راكد و منفي در آن مي گردد . لمس كردن تا كف دست و نوك انگشتان ادامه مي يابد . به اين مي ماند كه انرژي هاي منفي را مشايعت مي كنيم تا كاملا" خارج گردد. با اين عمل هم چاكراهاي كف دست بدليل لمس سريع فعال مي شوند وهم بين انرژي هاي چپ و راست بدن تبادل و تعادل صورت مي پذيرد . در توضيح تبادل دو دست بايد گفت كه در فلسفه قديم چين , شناخت به سه مهم تقسيم مي شود :
1-يانگ : بمعني "روشنايي خورشيد"(مثبت). از خصوصيات آن خورشيد , آسمان , فعاليت , درخشندگي و خشونت است . در طرف چپ قرار گرفته و سياهرنگ است , رقم آن فرد و ساير ارقام يانگ نيز طاق هستند.
2-اين : بمعني "فقدان روشنايي " و به معني سايه , تاريكي است (منفي) . از خصوصيات آن زمين , ماه , عدم فعاليت , كدورت , نرمش و خلا است . در طرف راست قرار گرفته و سفيدرنگ است , رقم آن زوج (دو) و ارقامش جفت هستند.
3-تائو: وجود تضاد بين شب و روز, اختلاف روشنايي و تاريكي , گرما و سرما , خشكي و رطوبت مي باشد. اين قانون جوهر و چكيده عالم است.
در واقع با اتصال دست چپ وراست به يكديگر بين اين دو انرژي تبادل صورت مي گيرد .
مرحله بعد مسح سر است. با اين عمل ساهاسرارا چاكرا تحريك مي گردد . قبلا" در مورد تحريك آن و تاثيرات آن در سطور پيشين توضيح داده شده است. از ديگر تاثيرات آن مي تواند ايجاد تعادل بين نيمكره هاي چپ و راست بدن كند و به اين ترتيب در احساسات و عواطف (نيمكره راست) و نيز در تفكر و منطق متعادل گردد.
مرحله بعدي مسح پاهاست كه دو اثر دارد. اول اينكه نيمه بالايي بدن با نيمه پاييني تبادل انرژي مي كند و به اين ترتيب نوعي توازن صورت مي گيرد.
تاثير دوم آن تحريك چاكراهاي كف پاست و اين امر سبب دريافت انرژي بيشتر از زمين مي گردد . به اين طريق , يعني با تداوم وضو در كارها , چاكراهاي پاها همواره تقويت شده و لذا همواره انرژي بيشتري از طريق پاها وارد مولادهاراچاكرا و شوادهيستاناچاكرا (چاكراي جنسي) مي گردد و به اين طريق فرد كمتر دچار خستگي مي گردد. به اين ترتيب فرد داراي استحكام و قوت دروني مي گردد. فرد با خوش بيني بر روي زمين زندگي كرده, همواره شاكر و سپاسگزار خداوند خواهد بود. ورود انرژي بيشتر به مولادهارا خيلي اهميت دارد چرا كه اين چاكرا اساس نيروي حيات تمام چاكراهاي بالاتر را شكل مي دهد و سرچشمه نيروي حيات است. در اين چاكرا منبع لايزال انرژي كنداليني (يانگ) وجود دارد . سوشومنا , آيدا و پينگالا كه سه كانال اصلي انرژي بدن هستند نيز از اين چاكرا شروع مي شوند.
در زير جدولي ارايه شده است (از كتاب انرژي درماني چو-آكوك سويي-ترجمه و تاليف جمشيد هاشمي ) كه تاثير وضو بر چاكرا را نشان مي دهد.

نوع چاكرا و هاله

قبل از وضو(سانتيمتر)

بعد ازنيت كردن(سانتيمتر)

بعد از وضو(سانتيمتر)

نيم ساعت بعد(سانتيمتر)

هاله سر

30

110

65

70

هاله شانه

25

110

خيلي بزرگ

70

هاله شكم

25

110

خيلي بزرگ

70

هاله پاها

20

150

خيلي بزرگ

70

مولادهارا ( چاكرا1)

25

90

خيلي بزرگ

50

سوادهيستانا ( چاكرا2)

40

90

خيلي بزرگ

100

چاكراي منگ مين

20

20

35

15

چاكراي ناف

15

20

40

30

طحال جلويي

35

25

25

15

طحال پشت

40

5

60

15

شبكه خورشيدي جلويي(چاکرا3)

55

40

80

20

شبكه خورشيدي پشتي
(چاکرا 3)

55

40

80

20

قلب جلويي (چاکرا 4)

50

50

80

100

قلب پشتي (چاکرا 4)

50

50

80

100

گلو (چاکرا 5)

50

50

110

70

آجنا (چاکرا 6)

50

50

80

100

پيشاني

20

50

15

10

تاج (چاکرا 7)

50

110

140

100

كبد

35

20

25

15

دست و پا

40

110

خيلي بزرگ

70

در ضمن ذكر چند نكته لازم است و آن اينكه اثرات فوق زماني قابل توجه است كه ما در وضو تداوم داشته باشيم (در اين مورد علماي دين ما سفارش هاي زيادي در مورد دائم الوضو بودن دارند. ) كه به مرور اثرات آنرا آشكارا لمس خواهيم كرد.
در ضمن الان نرم افزارها و دستگاههايي هستند كه فرد از طريق آن مي تواند شكل هاله ها و چاكراهاي خود را مشاهده كند و اثرات وضو را امتحان كند و نتايج جدول فوق را به عينه ببيند.

                                                                                   با آرزوي موفقيت براي همگان و التماس دعا.

+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در یکشنبه سوم شهریور 1387 و ساعت 11:16 |

القاب ائمه اطهار عليهم‏السلام، از آن جمله القاب امام زمان (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه)، يكى از راه‏هاى مهم شناخت ‏خصايل و فضايل آن حجت‏هاى به حق الهى است .

در اين نوشته تلاش مى‏شود تا از طريق ارايه توضيح مختصر در زمينه برخى از لقب‏هاى حضرت بقية‏الله، با ابعاد مختلف ويژگى‏ها و اوصاف آن حضرت از منظر القابى كه براى او تعيين شده است ‏بيشتر آشنا شويم.

براى امام زمان عليه السلام اسامى و لقب‏هاى زيادى ذكر شده است. در كتاب نجم‏الثاقب مرحوم محدث نورى حدود صد و هشتاد و دو نام و لقب و در كتاب نام نامه حضرت مهدى عليه السلام به حدود سيصد و ده اسم و لقب آن حضرت اشاره شده است. گفتنى است كه منشا اصلى اين نام‏ها و لقب‏ها علاوه بر تصريح ائمه اطهار عليهم‏السلام، و پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله) ادعيه و زيارتنامه‏هايى است كه براى امام زمان عليه السلام ذكر شده است .

در اينجا به برخى از مهمترين القاب آن حضرت اشاره مى‏كنيم:

1- مهدى: يكى از مشهورترين لقب‏هاى امام زمان عليه السلام مهدى است. درباره علت ناميده شدن آن حضرت به اين لقب روايت‏هاى مختلفى ذكر شده است. حضرت امام محمد باقر عليه السلام مى‏فرمايند:

امام زمان(عج) پس از ظهور قرآن اصيل و احكام واقعى، اسلام را از لابلاى آن همه تحريفات و تفسيرهاى نادرست‏ بيرون خواهند كشيد به گونه‏اى كه حتى مردم گمان خواهند كرد كه ايشان يك دين و آيين جديدى را مطرح مى‏كنند به اين مناسبت آن حضرت را مهدى مى‏گويند.

هنگامى كه مهدى ما قيام كنند ثروت‏ها را به طور مساوى تقسيم و در جامعه به عدالت و دادگرى رفتار مى‏كند. هر كس از او اطاعت كند از خداوند اطاعت كرده است و هر كس او را نافرمانى كند از خدا نافرمانى كرده است. و آن جضرت را «مهدى‏» ناميده‏اند چون به امور پنهان و نهانى هدايت مى‏گردد. (1)

درباره امور نهانى كه آن حضرت به آنها هدايت مى‏شود يا هدايت مى‏كند با توجه به تعابير روايات، نظرات چندى بيان شده است. از آنجا كه در دوره غيبت مخصوصا دوران غيبت كبرى در اثر پيدا شدن تبليغات ضددينى و تفسيرها و برداشت‏هاى نامناسب از احكام دين و نفوذ خرافات و انديشه‏هاى غلط غيردينى به اصول و تعاليم اصيل اعتقادى مردم دين اصلى و حتى قرآن اصلى را فراموش خواهند كرد . آن حضرت پس از ظهور قرآن اصيل و احكام واقعى، اسلام را از لابلاى آن همه تحريفات و تفسيرهاى نادرست‏ بيرون خواهند كشيد به گونه‏اى كه حتى مردم گمان خواهند كرد كه ايشان يك دين و آيين جديدى را مطرح مى‏كنند به اين مناسبت آن حضرت را مهدى مى‏گويند.

پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله) در اين باره مى‏فرمايند:

دوازدهمين فرزندم به گونه‏اى غايب خواهد شد كه اصلا ديده نخواهد شد و در اين دوره غيبت وقايع سختى رخ خواهد داد و در نتيجه طولانى شدن اين دوره زمانى خواهد آمد كه از اسلام جز اسمى و از قرآن جز رسم و خطى، اثرى باقى نخواهد ماند. در آن موقع خداوند متعال به وى اجازه خواهد داد تا قيام كند آنگاه به وسيله او اسلام را تقويت و تجديد خواهد كرد.(2)

امام صادق عليه السلام در اين باره فرموده‏اند:

مهدى عليه السلام را به خاطر قيامش براى حق قائم ناميده‏اند.

بر طبق اين ديدگاه چون حضرت مهدى عليه السلام مردم را به حقايق پنهان شده دينى راهنمايى خواهند كرد او را مهدى مى‏گويند .

ديدگاه ديگر اين است كه قائم آل محمد (صلى الله عليه و آله) را از اين رو مهدى مى‏گويند كه مردم را به امورى كه بر آنها پوشيده است راهنمايى خواهد كرد. وى پس از ظهور جهت ارشاد پيروان اديان ديگر كتاب‏هاى آسمانى تحريف نشده آنها را به آنها نشان خواهد داد و از اين طريق آنها را با دين اصيل خودشان آشنا خواهد ساخت و بر اساس همان احكام تحريف نشده آيين خودشان با آنان رفتار خواهد كرد. در روايتى مى‏خوانيم از جمله كارهاى حضرت امام زمان عليه السلام پس از ظهور اين است كه وى تورات اصلى و انجيل اصلى و ساير كتاب‏هاى انبياى گذشته را از يك مخفيگاه خارج خواهد ساخت.(3)

ديدگاه ديگر اين است كه آن حضرت پس از ظهور، مردم را در تمام زمينه‏هايى كه به بيراهه رفته‏اند ارشاد خواهند كرد تا به راه و شيوه‏هاى درست دست ‏يابند؛ چون انحرافات دوران غيبت تنها در احكام دينى نيست چرا كه در اثر جهل و ناآگاهى در عرصه‏هاى سياسى، علمى و صنعتى نيز مردم دچار اشتباهات زيادى مى‏شوند. طرفداران اين برداشت نيز به برخى از روايات كه مشتمل بر تعابير خاصى هستند تمسك مى‏جويند. به عنوان مثال از امام صادق عليه السلام روايت ‏شده است كه آن حضرت فرمودند:

ديدگاه ديگر اين است كه قائم آل محمد (صلى الله عليه و آله) را از اين رو مهدى مى‏گويند كه مردم را به امورى كه بر آنها پوشيده است راهنمايى خواهد كرد. وى پس از ظهور جهت ارشاد پيروان اديان ديگر كتاب‏هاى آسمانى تحريف نشده آنها را به آنها نشان خواهد داد و از اين طريق آنها را با دين اصيل خودشان آشنا خواهد ساخت و بر اساس همان احكام تحريف نشده آيين خودشان با آنان رفتار خواهد كرد.

آن حضرت را مهدى مى‏گويند چون مردم را به امورى كه گم كرده‏اند هدايت مى‏كند. (4)

اين تعبير شامل انحراف سياسى و اقتصادى و فرهنگى و اجتماعى و ... نيز مى‏شود .

نتيجه آن كه مى‏توان گفت چون امام زمان عليه السلام به بركت علم بى‏نظيرى كه دارند، مردم را در تمام عرصه‏هاى حيات فردى و اجتماعى و علمى و دينى به راه صحيح هدايت ‏خواهند كرد و آنها را از تمام گمراهى‏ها نجات خواهند داد به اين مناسبت آن حضرت را «مهدى‏» مى‏گويند. البته در برخى روايات نيز به اين نكته هم اشاره شده است كه يكى از چيزهاى مخفى كه حضرت مهدى عليه السلام مردم را به آن هدايت ‏خواهند كرد؛ ذخاير زيرزمينى و معادن است كه شايد اين لقب به اين قبيل از عملكردهاى حضرت مهدى عليه السلام نيز دلالت داشته باشد .

2- قائم: گرچه همه انبيا و امامان با توجه به شرايطى كه در آن واقع شده بودند قائم به حق بودند اما حضرت مهدى عليه السلام را بالخصوص قائم لقب داده‏اند. وقتى ابوحمزه ثمالى به امام محمد باقر عليه السلام عرض كردند:

اى فرزند رسول خدا مگر همه شما اهل‏بيت قيام كننده به حق نيستيد؟

حضرت فرمودند: چرا همه ما براى حق قيام مى‏كنيم .

امام زمان(عج)

آنگاه ابوحمزه سؤال مى‏كند:

پس چرا از بين همه اهل‏بيت فقط به صاحب‏الامر عليه السلام قائم گفته مى‏شود؟

حضرت باقر عليه السلام مى‏فرمايند:

موقعى كه حضرت سيدالشهداء عليه السلام به شهادت رسيدند همه فرشتگان آسمان‏ها از اين پيشامد ناراحت و متالم شدند. خداوند متعال به منظور دلدارى آنها امامان نه‏گانه از نسل امام حسين عليه السلام را به آنها نشان دادند آنگاه كه به مهدى آل محمد صلى الله عليه و آله كه در آن حال مشغول نماز و نيايش به درگاه حضرت حق بودند رسيدند خداوند متعال فرمودند: اين همان قائمى است كه به وسيله قيام او از قاتلان حسين بن على عليهماالسلام انتقام خواهم گرفت. (5)

امام صادق عليه السلام روايت ‏شده است كه آن حضرت فرمودند:

آن حضرت را مهدى مى‏گويند چون مردم را به امورى كه گم كرده‏اند هدايت مى‏كند.

و امام صادق عليه السلام در اين باره فرموده‏اند:

مهدى عليه السلام را به خاطر قيامش براى حق قائم ناميده‏اند. (6)

بر اساس اين قبيل روايات چون دوازدهمين جانشين پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بزرگترين حكومت و قيام اصلاحى دينى را در طول تاريخ حيات بشر انجام خواهد داد و در سرتاسر حكومت عدل جهانى اسلام را مستقر خواهد ساخت‏ به آن حضرت لقب «قائم‏» داده شده است .

در اين باره روايت‏هاى ديگرى نيز هست كه از بُعد ديگرى اين مطلب را مورد توجه قرار داده‏اند كه البته منافاتى با برداشت دسته اول ندارد. بر طبق اين ديدگاه آن حضرت را قائم مى‏گويند چون سال‏ها پس از غيبت وقتى كه مردم در اثر طول زمان ياد و خاطره آن حضرت را كم كم در اثر مشغول شدن به زينت‏هاى دنيا فراموش كردند، آن حضرت قيام خواهند كرد و حكومت عدل جهانى را در سرتاسر عالم برقرار خواهند ساخت؛ «قائم‏» ناميده شده است .

در اين زمينه از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت ‏شده است كه آن حضرت فرمودند:

از اين جهت قائم ما اهل‏بيت را قائم ناميده‏اند كه پس از فراموش شدن نامش قيام مى‏كند. (7)

و يا وقتى از امام جواد عليه السلام سؤال مى‏كنند چرا او را قائم مى‏نامند؟ در جواب مى‏فرمايند:

زيرا بعد از آن كه نام آن حضرت از خاطره‏ها فراموش شود و اكثر مفقودين به امامت آن حضرت از دين خدا و اعتقاد به امامت ‏حضرت مهدى عليه السلام رويگردان شوند او قيام مى‏كند. (8)

و نقل شده است‏ به محض شنيدن ظهور آن حضرت عده‏اى خواهند گفت: در طول اين همه سال چگونه ممكن است او زنده مانده باشد بايد تاكنون استخوان‏هاى او هم پوسيده شده باشد. چطور ادعا مى‏كند كه او قيام كرده است؟ اما در هر حال آن زمانى كه شرايط فراهم گردد و به اذن پروردگار عالم او قيام خواهد كرد. عظيم‌ترين انقلاب قابل تصور را رهبرى خواهد نمود و قافله بشريت را به سعادت واقعى رهنمون خواهد شد .

+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 و ساعت 13:7 |

بسم اله

زندگينامه حضرت امام حسين عليه‌السلام

طلوع مهر

صبح روز سوم شعبان سال چهارم هجري، شهر مدينه ميزبان کودک نو رسيده‌اي بود که در خانه فاطمه سلام‌ الله‌ عليها و علي عليه‌السلام چشم به جهان گشود و بعدها به "سيد الشهداي اسلام" ملقب شد. اين طفل نو رسيده، دومين فرزند خانواده‌اي است که پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم پس از نزول آيه تطهير بارها آنها را با عنوان "اهل بيت نبوت" مورد خطاب قرار داده و به آنها سلام گفته بود. مادر او فاطمه سلام ‌الله‌ عليها، دختر پيامبر و يکي از برترين زنان تاريخ است که به جهت بلندي معرفت و فضايل اخلاقي و پاکي زبانزد خاص و عام بوده و خداوند در بيان شان و جايگاه رفيعش سوره‌اي را در قرآن آورده است. علي عليه ‌السلام نيز که دومين فرزند پسر خود را در آغوش مي‌گرفت، اولين مسلمان، برترين داناي دين و بالاترين سخنور عرب و داراي سوابقي بي‌نظير در ايثار و دفاع از دين خدا، در سراسر دوران ظهور و گسترش دين اسلام بود. تا آنجا که پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم به دستور حضرت حق، بارها او را به عنوان جانشين خود معرفي کرده بود.

نام گذاري

در آن روز فرخنده طفل را به محضر رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آوردند و علي عليه ‌السلام آن چنان که وظيفه داشت و نيز به رسم ادب و احترام از ايشان خواست که همچون فرزند نخست، نامگذاري اين نو رسيده را نيز بر عهده گيرند. پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم به امر الهي او را "حسين" خواند.  

ريحانه پيامبر

حسين عليه ‌السلام دوران کودکي را در دامان پر مهر علي عليه ‌السلام و فاطمه سلام ‌الله‌ عليها و بيش از آن دو در دامان پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم گذراند. علاقه و توجه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به حسين عليه‌ السلام چنان بود که همه اصحاب از آن آگاه بودند و بارها و بارها به چشم ديده و به گوش شنيده بودند.

اصحاب، بارها رسول خدا صلي ‌الله‌ عليه ‌و آله را ديده بودند که با حسن و حسين عليهماالسلام که کودک بودند، بازي مي‌کند و آنها را بر دوش خود سوار مي‌کند. حتي پيامبر لبهاي حسين عليه ‌السلام را مي‌بوسيد و مي‌فرمود: حسين از من است و من از اويم، خداوند دوست بدارد کسي را که او را دوست مي‌دارد.

در اين ميان بسياري مي‌دانستند که محبت پيامبر به اين دو کودک و مخصوصا به حسين عليه‌السلام، يک محبت عادي نسبي و فاميلي نبود. زيرا از طرفي پيامبر خدا فردي عادي مانند ساير مردم نبوده و بنا بر نص صريح قرآن، هيچ رفتار يا گفتار پيامبر از سر خواسته شخصي و هوي و هوس نيست، و از همين روست که خداوند مي‌فرمايد: شايسته است که رفتار و حرکات ايشان سرمشق و الگوي اهل ايمان باشد. از سوي ديگر پيامبر دختران زياد و حتي فرزند پسري نيز داشتند، اما اين گونه ابراز محبت و توصيه‌هاي موکد فقط در مورد حسن و حسين عليهما‌السلام ديده مي‌شد.

در آينه کتاب خدا

حسين عليه ‌السلام هنوز کودک بود که منظور چندين آيه قرآن قرار گرفت. در روز مباهله پيامبر با مسيحيان نجران، حسين عليه‌ السلام و خانواده‌اش تنها همراهان رسول خدا بودند و پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، بنا به دستور الهي در آيه مباهله، حسن و حسين عليهماالسلام را به عنوان فرزندان خاندان وحي با خود براي مباهله همراه کرد.

يکي از پنج تني که آيه تطهير در مورد آنها نازل شد، حسين عليه ‌السلام بود و او نيز به همراه پدر، مادر و برادر خود زير عباي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود که خداوند اين آيه را درباره آنها نازل کرد: همانا خداوند فقط و فقط مي‌خواهد پليدي را از شما اهل بيت دور سازد و شما را قطعا پاکيزه سازد، گواهي روشن و سندي گويا بر عصمت اين خانواده و دوري ايشان از هر گناه و خطا. 

ايام نوجواني

اما ساليان خوش کودکي حسين عليه ‌السلام بزودي به پايان رسيد. حدوداً هفت ساله بود که رسول خدا مسلمانان را با انبوهي از سفارشات در مورد اهل بيت خود تنها گذاشت و جهان اسلام را غرق در ماتم کرد.

در اين مدت حسين عليه ‌السلام به عنوان يک مسلمان و ماموم، بر مسير حرکت علي عليه ‌السلام راه مي‌سپرد و در عين نوجواني از هر فرصتي براي دفاع از حق استفاده مي‌کرد.

حسين ياور پدر

حسين عليه ‌السلام تقريبا 32 سال داشت که با بيعت مردم، علي عليه ‌السلام حاکم جامعه اسلامي گرديد. بعد از چندي ايشان به همراه فرزندان خود به کوفه هجرت کرد و آنجا را مرکز حکومت اسلامي قرار داد. در اين مدت حسين عليه ‌السلام در تمام صحنه‌هاي نظامي و سياسي، يار و ياور نزديک پدر و امام خود بود و در نهايت احترام فرمانهاي پدر را اطاعت مي‌ کرد. حسين عليه ‌السلام تربيت شده دست بزرگ مدافع اسلام بود و شجاعت و شهامت را به خوبي از پدر آموخته بود و در هر سه جنگي که در اين دوران پيش آمد حضوري فعال داشت. در جنگ جمل فرماندهي جناح چپ سپاه اميرالمومنين به عهده ايشان بود. در جنگ صفين اولين فتح سپاه علي عليه ‌السلام به دست او رقم خورد و شريعه فرات بدست او و يارانش آزاد شد. در جريان حکميت نيز ايشان يکي از شاهدان ماجرا از سوي پدر بود.

شيعه برادر

پس از شهادت اميرالمومنين عليه ‌السلام، امام حسن عليه‌ السلام، به دستور الهي و سفارش پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم به مقام امامت رسيد و هدايت جامعه مسلمين و ادامه راه تبيين و نشر دين خدا را به عهده گرفت.

در دوران امامت برادر، حسين عليه ‌السلام نيز همانند ساير شيعيان، مطيع و سر سپرده کامل برادر خود به عنوان امام شيعيان بود و در اطاعت اوامر او ذره‌اي سستي نمي‌کرد. چنان که ادب و اطاعت او از برادر مثال زدني شد. امام باقر عليه‌السلام در اين زمينه مي‌فرمايد: امام حسين عليه‌ السلام به خاطر احترام و بزرگداشت مقام برادرش، امام حسن عليه ‌السلام، هرگز جلوتر از او راه نرفت و در سخن گفتن از او پيشي نگرفت.

حسين عليه ‌السلام در تمامي مواضع سياسي و مهمترين آنها در قضيه صلح امام حسن عليه ‌السلام با معاويه، پشتيبان و مطيع امر امام خويش بود. در اين واقعه حسين ابن علي به عنوان يکي از شخصيتهاي جهان اسلام علي‌رغم اينکه تمامي مسلمانان امام حسن را تنها گذاشتند، کاملا مدافع اين صلح بود و سرسختانه از موضع و تصميمات برادر حمايت مي‌کرد و او نيز حفظ اسلام را در مصالحه مي‌ديد.

پس از جريان صلح، حسين عليه ‌السلام به همراه برادر از شهر کوفه به مدينه زادگاه خود بازگشتند و در کنار مرقد رسول خدا به وظيفه تربيت و ارشاد مردم و تبيين و تفسير احکام الهي پرداختند. اما دير زماني نگذشت که امام حسن عليه ‌السلام با حيله معاويه مسموم شد و به شهادت رسيد و حسين عليه ‌السلام جانشين برادر و امام مسلمين گرديد.

+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 و ساعت 11:6 |

سلام بر تو اي نزديک ترين نام به خدا! سلام بر تو اي سفينه عشق! مدينه را شور حضور تو پر کرده است. شميم لبخند پنجره ها! فضا را عطرآگين نموده و آسمان، خيره به نورافشاني مُنزل وحي، نام زيباي تو را زمزمه مي کند و زمين چه سعادتمند، گهواره حضور تو پيدا شده است. در سوم شعبان، افلاكيان نغمهء تولد او سرودند و خاكيان به يمن ميلاد او از دلها غبار غم روبيدند. ما نيز در سالروز ميلاد سومين شمع ولايت از دل و جان شاديم.اي رهبر عاشقان و دلدادگان، اي حسين (ع) ميلادت گرامي و پاينده باد

میلاد سه گل

مژده اي دل که دگر سوم شعبان آمد **پيک شادي ز بر حضرت جانان آمد مژده اي دل که براي دل غمديده ما**هدهد خوش خبر از نزد سليمان آمد خيز اي دل تو بياراي کنون بزم طرب **که دگر موسم اندوه به پايان آمد مطربا نغمه نو ساز کن و پاي بکوب **که به ما مژده وصل شه خوبان آمد ساقيا باده بده خود بنما سرمستم **زان مي‌اي کو به تن خسته ما جان آمد ظلمت و تيرگي شام الم رفت کنون **روز شادي شد و خورشيد فروزان آمد غنچه‌ي دهر در اين روز بخنديد دگر **که به بستان علي نوگل خندان آمد ميلاد فرخنده و مسعود حضرت سيد الشهداء اباعبدالله الحسين ، حضرت ابوالفضل العباس علمدار کربلا و حضرت سيد الساجدين زين العابدين علي ابن الحسين عليهم السلام مبارکباد

میلاد

 

+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 و ساعت 9:8 |

 

هارولد‌بور از دانشگاه ييل براي اولين بار با انجام يك آزمايش ساده،به وجود ميدان مغناطيسي در اطراف موجود زنده پي‌برد.او با توجه به يك مولد الكتريكي كه در آهن‌ربا در داخل سيم‌پيچ دوران ميكند و جريان توليد مي‌كند،سمندري را در يك ظرف آب‌نمك قرار داد و ظرف را به دور سمندر چرخاند.الكترودهايي كه در اين ظرف وجود داشتند و به يك گالوانومتر حساس متصل شده‌بودند،يك جريان متناوب را نشان مي‌دادند.

زماني كه بور اين آزمايش را بدون سمندر انجام داد،گالوتنومتر هيچ جرياني را نشان نداد.اين بدان معنا بود كه در اطراف موجود زنده ميداني وجود دارد كه خاصيت مغناطيسي هم دارد.بور اين وسيله را بر روي دانشجويان داوطلب خود امتحان كرد و مشاهده نمود كه اين ميدان در بدن انسان هم وجود دارد وكاملا تابع رويدادهاي اساسي زيست شناختي بدن است.او اين ميدان را حياتي ناميد چون هرگاه حيات از بين برود،ميدان حياتي هم از بين مي‌رود.به گونه‌اي كه يك سمندر مرده در دستگاه هيچ پتانسيلي به وجود نمي‌آورد.
تشكيل ميدان مغناطيسي بدن: همانگونه كه مي‌دانيد،در بدن ما ميليون ها عصب وجود دارد كه كار انتقال پيام در بدن ما بوسيله تحريك الكتريكي اين عصب ها صورت مي گيرد.در اثر شار بار در اطراف آنها در بدن ما يك ميدان تشكيل مي‌شود و ميدان بدن ما در اثر فعاليت همزمان ميليون ها عصب به وجود مي آيد. امواج مغزي:دستگاه موج‌نگار مغز چهار نوع منحني از امواج مغزي را ارائه مي‌دهدكه عبارتند از:آْلفا،بتا،دلتا
و تتا.ريتمهاي دلتا كندترين امواج مغزي با تناوب از 1تا3 دور در ثانيه بوده و اغلب در خواب عميق ظاهر مي‌شوند.به‌نظر مي‌رسد كه ريتمهاي تتا كه داراي تناوب 4تا7 دور درثانيه مي باشند به خلق و خوي بستگي داشته باشند.ريتمهاي آلفا از 8 تا 12 دور در ثانيه،در اوقات تفكروتامل آزاد رخ داده و در صورت تمركز حواس و توجه قطع مي‌شوند و بالاخره ريتمهاي بتا با تناوب 13الي22 دور در ثانيه،ظاهرا منحصر به نواحي جلوئي مغز،يعني جايي كه فعاليت هاي پيچيده مغزي رخ مي‌دهد مي‌باشند.امواج آلفا امواج بسيار مهمي هستند كه بوسيله هانس‌برگر آلماني كشف شدند و به گفته وي با نوعي هوشياري و خودآگاهي معطوف به درون ظاهر مي‌شوندو تغييرات فيزيولوژي مهمي در بدن ايجاد مي‌كنند.

ميدان مغناطيسي بدن و امواج مغزي در معرض خطر


حتما تا به حال‌درباره خطرات گوشي‌هاي موبايل يا زندگي در نزديكي نيروگاهاي برق چيزهايي شنيده‌ايد.بنابرتحقيقات پروفسور لاي امواج مغناطيسي كه از نيروگاه هاي برق يا وسايل برقي مثل سشوار و ريش‌تراش برقي و...ساطع مي‌شود به دي ان اي سلول هاي مغزي آسيب مي‌رساند و قابليت ترميم را در آنها از بين مي‌برد.ميدان هاي مغناطيسي خارجي علاوه بر آسيب به دي ان اي مغز
اثر منفي ديگري به بدن دارند.اين ميدان ها باعث اختلال در ميدان مغناطيسي طبيعي بدن مي‌شوند.همانطور كه مي‌دانيد نزديك به 70%از بدن مارا آب فراگرفته و مولكول هاي آب به صورت دوقطبي هستند و زمانيكه ما در معرض يك ميدان مغناطيسي خارجي قرار مي گيريم،اين
مولكولها در جهت آن ميدان قرار مي‌گيرند و اين پديده باعث مي‌شود نظم ميدان مغناطيسي ما به هم بريزد.
علاوه بر عوامل خارجي يكسري عوامل داخلي نيز وجود دارند كه باعث مي‌شوند اختلال در ميدان بدن ايجاد شود.مهمترين آنها بارهاي الكتريكي هستند كه هنگام شارش بار در عصب در اطراف آن به وجود مي آيند و به صورت الكتريسيته ساكن در بافت هاي بدن ذخيره مي‌شوند و ميداني كه در اطراف اين بارها بوجود مي‌آيند در ميدان بدن ايجاد خلل مي‌كنند.اين‌بارها به خصوص در نقاطي كه تراكم اعصاب بيشتر است ذخيره مي‌شوند و به دليل اين كه هم تراكم زيادي دارند و هم در نزديكي عصب هاي بيشتر و مهمتري قرار دارند براي بدن به شدت مضر هستند.از جمله اين نقاط ناحيه سر و دستها و قسمت مچ پابه پايين است و در بين اين سه قسمت،سر اهميت ويژه‌اي دارد چون بارهاي ذخيره شده در آن علاوه بر ايجاد خلل درميدان مغناطيسي مغز باعث اغتشاش در امواج مغزي نيز مي‌شوند. به ظاهر ما روزانه تنها دقايقي را در معرض ميدان مغناطيسي هستيم،مثل موبايل يا سشوار و غيره.اما در طول دوران زندگي خود در معرض ميداني بسيار قوي هستيم و آن ميدان مغناطيسي زمين هست.عوامل داخلي اغتشاش در ميدان بدن ما هم فعاليت‌هاي حياتي و اجتناب‌ناپذيري هستند كه در تمام طول عمر ما در جريان هستند پس چگونه مي‌توان اثرات سوء آنها كه باعث اختلال در بدن ما و بيماري هايي مثل سرطان مي‌شوند را خنثي كرد؟
در اينجاست كه بايد گفت خداوند راه حل تمام اين سوالات را در يك عمل ساده كه امكان آن براي همه افراد وجود دارد و بيش از چند دقيقه هم وقت نمي برد و هيچ ضرري هم ندارد به انسان هديه داده و آن نماز است.

نماز و ميدان مغناطيسي


آنگونه كه از تصاوير به دست آمده از ميدان مغناطيسي زمين پيداست،بطور شگفت‌انگيزي اگر انسان در هر نقطه از زمين رو به قبله بايستد،ميدان مغناطيسي بدنش بر ميدان مغناطيسي زمين منطبق مي‌گردد و در مدتي كه در نماز است ميدان بدنش منظم مي‌شود. يكي از نكات بسيار جالبي كه پروفسوربور به آن دست يافته بود اين بود كه دريافته بود كه در بدن تمام دانشجويان مؤنث ماهي يكبار تغيير ولتاژ شديد ايجاد مي‌شود و ميدان بدن به منظم‌ترين حالت خود ميرسد و به همين دليل است كه زنان نيازي ندارند در اين مدت نماز بخوانند.
اخيرا هم كشف شده است كه قلب زنان منظم‌تر و قوي‌تر از مردان مي‌زندو دليل آن همين تغيير ولتاژ است.

نماز بارهاي الكتريكي


همانطور كه قبلا اشاره شد بارهاي زائدي كه در اثر تحريكات الكتريكي اعصاب به وجود مي‌آيند هم بر ميدان بدن و هم بر امواج مغزي اثر سو دارند. و اين اثرات در نواحي‌اي كه اعصاب در آن تحرك بيشتري دارند،خطرات جدي‌تري ايجاد مي‌كنند و بايد هرچه سريعتر از آن نواحي دور شوند.به طرز حيرت‌آوري مي‌بينيم كه اين نواحي دقيقا نواحي هستند كه در وضو شسته مي‌شوند و بنابر تحقيقات صورت گرفته بهترين راه دفع اين بارهاي زائد استفاده از يك ماده رساناست كه سريعترين و ارزانترين و بي‌ضررترين ماده براي اين كار آب است و جالب اينجاست كه آب هرچه خالص‌تر باشد سريعتر بارهاي ساكن را از بدن ما به اطراف گسيل مي‌دهد و هيچ مايعي مثل آب خالصي كه در وضو به انسان سفارش شده اين اثر را ندارد.

نماز و امواج مغزي


با دفع بارهاي زائد بدن در وضو امواج مغزي در ايده‌ال‌ترين حالت قرار مي گيرند.علاوه بر آن حالت تمركزي كه در هنگام نماز در انسان به وجود مي‌آيد،تشعشع امواج آلفا و نيز توانايي مغز در توليد اين امواج را افزايش مي دهد.

+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 7:48 |

تاثیر نماز بر زخم های گوارشی

 

زخم معده

 

"زخم معده" و"زخم اثنی عشر" از شایع ترین موارد مراجعه ی افراد به پزشكان داخلی و جراحان به حساب می آید كه در بروز این مشكلات، عوامل مختلفی دخالت دارند. یکی از این عوامل، وجود نوعی میكروب به نام "هلیكو باكتر پیلوری" می باشد که در دستگاه گوارش عده زیادی از مبتلایان به زخم های گوارشی، دیده شده است.

اما اعتقاد عامیانه ای در فرهنگ ایرانی وجود دارد، كه مثلا وقتی مادرها یا مادربزرگ ها، از شلوغی و آزار بچه ها و نوه های خویش، به ستوه می آیند، خطاب به آنها می گویند: بس است دیگر! از دست تو زخم معده گرفتم!؟ صحت این صحبت عامیانه یعنی وجود ارتباط میان غم و غصه و بروز زخم های گوارشی، توسط منابع علمی جدید كاملا تایید می شود:

"مشاهدات بالینی طی سالیان طولانی نشان داده است، كه علایم زخم های گوارشی ممكن است در اثر تغییرات هیجانی بیمار، یا تجربه شرایط استرس زای مختلف، شروع یا تشدید شود."(1)

در راستای این فكر، مطالعه ای كه روی هزاران نفر از افراد خوانده شده برای خدمت سربازی در ایالات متحده آمریكا، انجام گرفته است، نشان می دهد كه  زخم های گوارشی بیشتر در افرادی پیدا می شود كه هم میزان ترشحات معدی(به خصوص اسید معده) در آنها بالاتر از حد طبیعی است، وهم دچار برخی واكنش های هیجانی هستند که باعث ایجاد زخم گوارشی درآنها می شود.(2)

در این مورد"فرانس الكساندر" به ترسیم شخصیت های خاصی از نظر روانی می پردازد كه زخم های گوارشی در آنها بیشتر بروز پیدا می کند.(3)

به این ترتیب این مجموعه نكات را باید در ایجاد تسكین روانی در مبتلایان به زخم های گوارشی، در نظر داشت.

با این اوصاف می توان توجیه كرد كه عوامل تسكین دهنده ی روان،(به خصوص در صدر آنها عوامل مذهبی) می توانند نقش عمده ای در كاهش دادن زمینه ابتلا به زخم های گوارش ایفا كنند و در این مورد در كشور ما جای تحقیق ها و پژوهش های جامع آماری، كه به مقایسه معنی دار میان نمازگزاران و تارك الصلوه ها، در مورد میزان ابتلا به بیماری های مورد بحث، در طب روان تنی، از جمله زخم های گوارشی بپردازند، به شدت خالی است.

اما آنچه كه با استناد به شواهد نظری می توان استنتاج كرد(یعنی با روشی كه نویسنده این مجموعه مقالات با توجه به امكانات محدود خود، ناگزیر به آن بوده است) این است كه:

 "نماز به عنوان یك واكسن قدرتمند در ایمنی بخشی در مقابل استرس ها و ناملایمات زندگی و ایجاد احساس امنیت روانی در اشخاص و مهم تر اینکه با ایجاد ثبات در شخصیت و برقرار كردن تعادل روانی، می تواند اثر شگرفی بر همه مشكلات جسمی، كه به شدت تحت تاثیرات روانی هستند بگذارد.

 

پی نوشت ها:

(1) مختصر روان پزشكی، تالیف: لینفوردـ ریس، مقاله اختلالات روان تنی ترجمه دكتر مرتضی مهاجر صفحه 164

(2) همان منبع صفحه 166

(3) ترجمه سیناپس كاپلان ـ سادوك جلد سوم صفحه 209

دکتر مجید ملک محمدی

برداشت از: سایت فرهنگی تبیان

+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 و ساعت 9:48 |
پاسخ امام صادق(ع)به 20سوال پزشکی
طبيب هندى پس ازشنیدن این پاسخ ها باشگفتی می پرسد: اين ها را از كجا آموخته اى؟ وایشان میفرماید: از پدرانم و ايشان از پيامبر و او از جبرئيل، امين وحى و او از پروردگار كه مصالح همه اجسام را داند. طبيب در آن وقت مسلمان شد و گفت: تو داناترين مردم روزگارى.
 
باگذشت 14قرن از طلوع خورشید اسلام وفروغ امامان شیعه وپیشرفت چشم گیر علوم درعرصه های مختلف ازجمله علم پیچیده پزشکی هنوز بیساری ازسوالان بشر درخصوص خود ومسایل مبتلا به باقی مانده است .

این درحالی است که علی (ع) میگوید:بپرسید ازمن هرآنچه که درزمین وکهکشانها اتفاق می افتد وچه زیبا اندیشمند مسیحی حسرت میخورد ازسوال ابلهانه آن عرب که باتمسخر تعداد موهای سرش را ازحضرت سوال میکند.

درحالی که اگرسوالی درست ازپیشوای اول شیعیان پرسیده میشد ویاحتی ازآن ماجرا درس میگرفتند و از10ذخیره الهی پس ازاو بدرستی بهره میگرفتند شاید امروز انسان اینقدر برای کشف حقایق بشری خود را به زحمت نمی انداخت .

ماجرای مجادله پزشکی امام صادق (ع) با پزشک هندی

ربيع حاجب مى گويد: روزى طبيبي هندى در مجلس منصور كتاب طب مى خواند، در حالى كه امام صادق عليه السّلام در آنجا حضور داشت. چون از قرائت مسائل طب فراغت يافت، به امام ششم عليه السّلام گفت: دوست دارى از دانش خود به تو بياموزم؟ حضرت فرمود: نه، زيرا آنچه من مى دانم از دانش تو بهتر است. طبيب پرسيد: تو از طب چه مى دانى؟ فرمود: من حرارت را با سردى، و سردى را با گرمى، رطوبت را با خشكى، و خشكى را با رطوبت درمان مى كنم، و مسأله تندرستى را به خدا وامى گذارم و براى تندرستى دستور پيامبر را به كار مى برم كه فرمود: «شكم خانه درد است، و پرهيز درمان هر دردى است، و تن را به آنچه خوى گرفته بايد عادت داد».

طبيب گفت: طب جز اين چيزى نيست. امام گفت: مى پندارى كه من اين دستورها را از كتاب هاى بهداشتى ياد گرفته ام؟ گفت: آرى، امام فرمود: من اين ها را از خدا فرا گرفته ام. تو بگو من از جهت بهداشت داناترم يا تو؟ طبيب گفت:البته من. امام عليه السّلام فرمود: اگر اين چنين است من از تو سؤالاتى مى پرسم، تو پاسخ بده. گفت: بپرس.

امام صادق(ع) سئوالات زير را از طبيب هندي پرسيدند:

"چرا جمجمه ي سر چند قطعه است؟

چرا موى سر بالاى آن است؟

چرا پيشانى مو ندارد؟

چرا در پيشانى خطوط و چين وجود دارد؟

چرا ابرو بالاى چشم است؟

چرا دو چشم مانند بادام است؟

چرا بينى ميان چشم هاست؟

چرا سوراخ بينى در زير آن است؟

چرا لب و سبيل بالاى دهان است؟

چرا مردان ريش دارند؟

چرا دندان پيشين، تيزتر و دندان آسياب، پهن و دندان بادام شكن بلند است؟

چرا كف دست ها مو ندارد؟

چرا ناخن و مو جان ندارند؟

چرا قلب مانند صنوبر است؟

چرا شُش دو تکه است و در جاى خود حركت مي كند؟

چرا کبد(جگر) خميده است؟

چرا كليه مثل دانه لوبياست؟

چرا دو زانو به طرف پشت خم و تا مى گردند؟

چرا گام هاى پا ميان تهى است؟ "

طبيب هندي در پاسخ به تمامي سئوالات بالا گفت : نمي دانم.

امام فرمود: من علّت اينها را مى دانم. طبيب گفت: بيان كن.

امام فرمود:
*جمجمه به دليل اينکه ميان تهى است، از چند قطعه آفريده شده است و اگر قطعه قطعه نبود، ويران مى شد، لذا چون چند قطعه است، ديرتر مى شكند.
*موى در قسمت بالاي سر است، چون از ريشه ي آن روغن به مغز مى رسد و از سر موها كه سوراخ است، بخارات بيرون مى رود و سرما و گرمايى كه به مغز وارد مى شود، دفع مي شود.
*پيشانى مو ندارد، براى آنكه روشنايى به چشم برسد.
*خط و چين پيشاني نيز عرقي را از سر مي ريزد، نگه مي دارد تا وارد چشم ها نشود و انسان بتواند آن را پاك كند، مانند رودخانه ها كه آب هاي روى زمين را نگهدارى مى كنند.
ابروها بالاى دو چشم قرار دارند تا نور به اندازه ي کافي به آنها برسد. اى طبيب، نمى بينى وقتي شدت نور زياد است، دست خود را بالاى چشم ها مي گيري تا روشنى به مقدار کافي به چشم هايت برسد و از زيادى آن پيشگيرى كند؟!
*بينى بين دو چشم قرار دارد تا روشنايى را بين آنها به طور مساوي تقسيم كند.
*چشم ها شکل بادام هستند تا ميل دوا در آن فرو برود و بيرون آيد. اگر چشم چهار گوش يا گرد بود، ميل در آن به درستي وارد نمى شد و دوا به همه جاي آن نمى رسيد و بيماري چشم درمان نمى شد.
*خداوند سوارخ بينى را در زير آن آفريد تا فضولات مغز از آن پايين بيايد و بو از آن بالا رود. اگر سوراخ بيني در بالا بود، نه فضولات از آن پايين مى آمد و نه بوي چيزي را در مى يافت.
*سبيل و لب را بالاى دهان آفريد، تا فضولاتى را كه از مغز پايين مي آيد نگه دارد و خوراك و آشاميدنى به آن آلوده نگردد و آدمى بتواند آنها را از پاک کند.
*براى مردان محاسن(ريش) را آفريد تا نيازي به كشف عورت(پوشاندن سر) نداشته باشند و مرد و زن از يكديگر مشخص شوند.
*دندان هاى پيشين را تيز آفريد تا گزيدن آسان گردد، و دندان هاى آسياب را براى خرد كردن غذا پهن آفريد، و دندان نيش را بلند آفريد تا دندان هاى آسياب را مانند ستونى كه در بنا به كار مى رود، استوار كند.
*دو كف دست را بى مو آفريد تا سودن به آنها واقع گردد. اگر کف دست مو داشت، وقتي انسان به چيزي دست مي کشيد به خوبي آن را حس نمي کرد.
*مو و ناخن را بى جان آفريد، چون بلند شدن آنها زشت و کوتاه کردن آنها زيباست. اگر جان داشتند، بريدن آنها همراه با درد زيادي بود.
*قلب را مانند صنوبر ساخت، چون وارونه است. سر آن را باريك قرار داد تا در ريه ها در آيد و از باد زدن ريه خنك شود.
*كبد را خميده آفريد تا شكم را سنگين كند و آن را فشار دهد تا بخارهاى آن بيرون رود.
*كليه را مانند دانه لوبيا ساخت، زيرا منى قطره قطره در آن مى ريزد و از آن بيرون مى رود. اگر کليه چهار گوش يا گِرد بود، اولين قطره مى ماند تا قطره دوم در آن بريزد و آدمى از انزال لذت نمى برد. زماني که منى از محل خود كه در فقرات پشت است، به كليه مي ريزد، كليه چون كرم بسته و باز مى شود و کم کم مني را به مثانه مى رساند.
*خم شدن زانو را به طرف عقب قرار داد، تا انسان به جهت پيش روى خود راه رود، و به همين علت حركات وى ميانه است، و اگر چنين نبود در راه رفتن مى افتاد.
*پا را از سمت زير و دو سوى آن، ميان باريك ساخت، براى آنكه اگر همه پا بر روي زمين قرار مي گرفت، مانند سنگ آسياب سنگين مى شد. سنگ آسياب چون بر سر گردى خود باشد، كودكى آن را بر مى گرداند و هر گاه بر روى زمين بيفتد، مردي قوي به سختى مى تواند آن را بلند كند.
آن طبيب هندى گفت: اين ها را از كجا آموخته اى؟ فرمود: از پدرانم و ايشان از پيامبر و او از جبرئيل، امين وحى و او از پروردگار كه مصالح همه اجسام را داند. طبيب در آن وقت مسلمان شد و گفت: تو داناترين مردم روزگارى.
راستى چه شگفت انگيز است كه حضرت صادق عليه السّلام بدون در دست داشتن ابزار امروزى كه وسيله شناخت درون و برون انسانند، در گوشه اي از شهر مدينه براى يك طبيب هندى شگفتي هاى خلقت انسان را با دلايل محکم بيان مى فرمايد.
+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 و ساعت 7:53 |

السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین

السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

فرا رسیدن ماه محرم و صفر ماه های عزاداری سید و سالار شهیدان امام حسین (علیه السلام)  و یاران ایشان را به تمام دوستداران اهل بیت علیه السلام تسلیت عرض می نماییم

 

برخی از پیش‌گویی‌های پیامبران و اولیا درباره حادثه كربلا


ابراهیم « علیه السلام » به سرزمین كربلا رسید. آرام آرام با مركبش می‌گذشت كه ناگهان به گودال قتل‌گاه رسید و اسب ، او را به زمین زد. ابراهیم « علیه السلام » زبان به استغفار گشود و عرض كرد: خدایا! از من ، چه خطایی سر زده است كه به این بلا دچار شدم؟
جبرئیل نازل شد و عرض كرد: «ای ابراهیم! از تو گناهی سر نزده است. در این سرزمین ، فرزند آخرین فرستاده خدا ، ـ محمدبن عبدالله ـ را به قتل می ‌رسانند.

حضرت آدم در كربلا

 

هنگامی كه حضرت آدم « علیه السلام » به زمین فرستاده شد ، میان او و همسرش «حوا» جدایی افتاد. آدم برای یافتن همسرش ، به جست‌وجو پرداخت. در میانة راه ، گذارش به كربلا افتاد. پس بی‌اختیار ، اشك از چشمانش جاری شد و ابری از غم ، دلش را تسخیر كرد. سر به آسمان بلند كرد و گفت: خدایا! آیا دیگربار ، دچار معصیتی شده‌ام كه این حال به من دست داده است؟
خطاب رسید : « ای آدم! گناهی از تو سر نزده است ، بلكه در این سرزمین ، فرزند تو ـ حسین « علیه السلام » ـ را با ستم ، به قتل می‌رسانند »
عرض كرد: خدایا حسین كیست؟ آیا از پیامبران است؟
ندا آمد: «نه ، پیامبر نیست ، ولی فرزند پیامبر آخرالزمان ـ محمد بن عبدالله ـ است ».
عرض كرد: خدایا! قاتل او كیست؟
خطاب آمد: «نامش یزید است كه ملعون آسمان‌ها و زمین‌ است ».
در این هنگام ، به جبرئیل رو كرد و گفت: دربارة قاتل حسین « علیه السلام » چه باید كرد؟
جبرئیل گفت: «باید او را لعن كرد».
آدم « علیه السلام » چهار بار یزید را لعن كرد و راه خود را در پیش گرفت و از سرزمین كربلا خارج شد.(1)

 

كشتی نوح در كربلا

 

عجله كنید: «همه سوار بر كشتی شوید. كودكان را فراموش نكنید. عذاب خداوند نازل شده است» این كلامی بود كه حضرت نوح « علیه السلام » به قوم خود می‌گفت: از آسمان و زمین آب فوران می‌كرد. وزش باد شدید نیز وحشت و اضطراب مردم را دو چندان كرده است. همه بر كشتی سوار شدند و كشتی بر امواج پر تلاطم آب سرگردان شد. مدتی در راه بود كه ناگهان از حركت ایستاد. نوح « علیه السلام » ، مضطرب و نگران با خود می‌گفت: خدایا! چه شده است؛ چرا كشتی حركت نمی‌كند؟
ناگهان ندا آمد: «ای نبی‌الله! این‌جا ، سرزمینی است كه فرزند زادة خاتم الانبیا صلی الله علیه و آله و سلّم و پسر اشرف اولیا كشته می‌شود ».
نوح پرسید: قاتل او كیست؟
ندا آمد: «قاتل او ، ملعون آسمان‌ها و زمین است.» نوح « علیه السلام » چهار بار قاتـلان آن حضرت را لعن كرد تا سرانجام كشتی به راه افتاد و از غرق شدن نجات پیدا كرد. (2)

 

عبور حضرت ابراهیم از قتل‌گاه

 

ابراهیم « علیه السلام » به سرزمین كربلا رسید. آرام آرام با مركبش می‌گذشت كه ناگهان به گودال قتل‌گاه رسید و اسب ، او را به زمین زد. ابراهیم « علیه السلام » زبان به استغفار گشود و عرض كرد: خدایا! از من ، چه خطایی سر زده است كه به این بلا دچار شدم؟
جبرئیل نازل شد و عرض كرد: «ای ابراهیم! از تو گناهی سر نزده است. در این سرزمین ، فرزند آخرین فرستاده خدا ، ـ محمدبن عبدالله ـ را به قتل می‌رسانند ».
قاتل او كیست؟
جبرئیل گفت: «قاتل او ، ملعون آسمان‌ها و زمین است كه قلم ، بر روح اعظم ، لعن او را نگاشته است.» در این هنگام ، ابراهیم دست خود را به طرف آسمان بالا برد و در حق قاتلان آن حضرت ، لعن و نفرین كرد. (3)

 باد و سلیمان « علیه السلام »

 

سلیمان بر بساط خود ، در آسمان در حال حركت بود. ناگهان ، باد به جنب‌و جوش افتاد و بساط سلیمان از كنترل وی خارج شد. سلیمان « علیه السلام » تعجب كرد و وحشت و اضطرابی عجیب ، سراپای او را فرا گرفت.
پرسید: چه شده است؟
باد جواب داد: ما به
 
قتل‌گاه حسین « علیه السلام » رسیده‌ایم.
سلیمان پرسید: حسین علیه السلام
 
كیست؟
باد گفت: او فرزند علی بن ابی‌طالب و دختر خاتم ‌الانبیا ـ محمد مصطفی ـ است كه در این سرزمین ، به دست قومی جفاكار به قتل می‌رسد.
سلیمان پرسید: نام قاتلش كیست؟
پاسخ داد: او ملعون زمین و آسمان‌ها است.
در این هنگام ، سلیمان دست به آسمان برداشت و یزید را لعن كرد. باد به خود آمد و بساط سلیمان را برداشت و از زمین كربلا دور كرد. (4)

موسی و كربلا

 

موسی « علیه السلام » با «یوشع‌بن نون» در راه بودند كه ناگهان ، نعلین موسی پاره شد و خاری در پایش فرو رفت و خون از آن جاری شد. موسی رو به آسمان گفت: خدایا! مگر از من گناهی سر زده است كه به چنین كیفری ، در دنیا مبتلا می‌شوم؟
خطاب رسید: «ای موسی! نام این سرزمین كربلا است و در همین سرزمین ، خون حسین « علیه السلام » ریخته می‌شود و به دست قومی جفاكار به قتل می‌رسد ».
موسی گفت: خدایا! حسین كیست؟
خطاب آمد: «او فرزند محمد مصطفی ، آخرین فرستادة من ، است ».
عرض كرد: قاتل او كیست؟ فرمود: «كسی است كه ماهیان دریا و وحشیان صحرا و پرندگان هوا نیز او را لعن می‌كنند ».
موسی « علیه السلام » نیز رو به آسمان كرد و قاتلان حسین « علیه السلام » را لعن و نفرین كرد و با یوشع از زمین كربلا گذشت. (5)

عیسی علیه السلام و كربلا

 

عیسی « علیه السلام » كه در جمع حواریان بود و از سرزمین كربلا می‌گذشت ، پس از شنیدن خبر قرار گرفتن شیری بر سر راه عابران ، جلو آمد و رو به شیر گفت: چرا در این راه نشسته‌ای و مانع رفت و آمد عابران هستی؟
حیوان به زبان آمد و گفت: یا نبی‌الله! نمی‌گذاریم از این‌جا بگذری ، مگر آن كه بر یزید ، قاتل حسین ، لعن كنی.
عیسی « علیه السلام » پرسید: قاتل او كیست؟
شیر گفت: ملعون چرندگان و پرندگان و درندگان بیابان‌ها است ، به ویژه در ایام عاشورا.
عیسی « علیه السلام » به همراه حواریان دست به آسمان برداشت و یزید و قاتلان امام حسین «علیه السلام » را لعن كرد. آنگاه شیر از سر راه كنار رفت و آنان از آن سرزمین گذشتند. (6)

پی‌نوشت‌ها:


1- علاّمه مجلسی ، بحارالانوار ، ج10 ، ص 156.
2- همان ، ص 158.
3- همان.
4- همان ، ص 157.
5- همان ، ص 156.
6- همان ، ص 157

+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 8:41 |

اهميت زيارت عاشورا



علت اهميت زيارت عاشورا و فوايد آن چيست؟

درباره زيارت حضرت سيدالشهدا روايات فراوانى وجود دارد(1) و در خصوص زيارت عاشوراى معروف، احاديث متعددى از امام باقر و امام صادق عليهما‏السلام نقل شده است.(2) امام باقر عليه‏السلام اين زيارت را به يكى از اصحابش به نام «علقمة بن محمد حضرى» آموزش داده است.
از آن جا كه زيارت، نوعى اعلام موضع و مشخص كردن خط فكرى است و آثار سازنده عجيبى دارد، آن چه به عنوان متن زيارتى خوانده مى‏شود، از نظر محتوا و جهت‏دهى، از حساسيتى ويژه برخوردار است. به همين جهت، ائمه عليهم‏السلام با آموختن نحوه زيارت به ياران خود، به اين عمل سازنده جهت و غناى بيشترى بخشيده‏اند؛ به گونه‏اى كه زيارت‏نامه‏هاى رسيده از معصومان عليهم‏السلام - مانند زيارت جامعه كبيره، عاشورا، آل ياسين و ناحيه مقدسه - گنجينه‏اى از تعاليم و آموزش‏هاى عالى آنان است.
زيارت عاشورا - كه از تعاليم امام باقر عليه‏السلام است - به سبب آثار سازنده فردى و اجتماعى و بيان مواضع فكرى و عقيدتى شيعه و نشانه گرفتن خط انحراف، اهميت ويژه‏اى دارد. شمارى از دستاوردهاى اين زيارت عبارت است از:

1. ايجاد پيوند معنوى با خاندان عصمت و تشديد علاقه و محبت به آنان

اين محبت موجب مى‏شود كه زائر، آن بزرگان را الگوى خويش سازد و در جهت همسويى فكرى و عملى با آنان بكوشد؛ همچنان كه در قسمتى از زيارت، از خدا مى‏خواهد كه زندگى و مرگش را يك‏سره همانند آنان قرار دهد؛«اللهم اجعل محياى محيا محمد و آل محمد و مماتى ممات محمد و آل محمد.»
از آن جا كه اين محبت به خاطر خداوند است - و خاندان عصمت از آن جهت كه‏ الهى و منسوب به اويند، محبوب واقع شده‏اند - مايه تقّرب به خداوند است. در قسمتى از اين زيارت چنين مى‏خوانيم:«اللهم انى اتقرب اليك بالموالاة لنبيك و آل نبيك.»

2. پيدايش روحيه ظلم ستيزى در زائر

تكرار لعن و نفرين بر ستمگران در اين زيارت، موجب پيدايش روحيه ظلم‏ستيزى در زائر مى‏شود. او با اعلام برائت و نفرت از ستمگران و ابراز محبت به پيروان حق و دوستان خاندان عصمت، پايه‏هاى ايمان دينى خود را مستحكم مى‏كند. مگر ايمان چيزى جز حب و بغض در راه خداست؛ «هل الايمان الاّ الحب و البغض»؟ مومن واقعى در برابر ستم، بى‏موضع نيست؛ از ستمگر، نفرت و انزجار آشكارى دارد و با مظلوم و جبهه حق، اعلام همراهى مى‏كند؛«يا ابا عبدالله! انى سلم لمن سالمكم و حرب لمن حاربكم.»


3. دورى جستن از خط انحراف

در اين زيارت، ريشه‏هاى ظلم هدف قرار مى‏گيرد؛ «فلعن الله امةً اسّست اساس الظلم و الجور عليكم اهل البيت و لعن الله امة دفعتكم عن مقامكم و ازالتكم عن مراتبكم التى رتّبكم الله فيها.» ستمى كه در عاشورا تحقق يافت، در قلب تاريخ ستم، ريشه دارد. اين ظلم، يك حلقه از حلقه‏هاى ستمى است كه با انحراف مسير اصيل خلافت آغاز شد.


4. الهام گرفتن، درس آموختن و الگو قرار دادن اسوه‏هاى هدايت

در اين زيارت آمده است: «فاسئل الله الذى اكرمنى بمعرفتكم و معرفة اوليائكم و رزقنى البرائة من اعدائكم، ان يجعلنى معكم فى الدنيا و الآخرة و ان يثبّت لى عندكم قدم صدق فى الدنيا و الاخرة.» زائر پس از آن كه به حق معرفت پيدا كرد و ستم و ستمگر را شناخت و از آنان دورى جست، با ثبات قدم در مكتب خاندان عصمت و پيروى عملى از آنان، خود را در مسير سعادت دنيا و آخرت قرار مى‏دهد؛ يعنى، اسوه‏ها و الگوهاى هدايت را - كه از سوى خداوند منصوب شده‏اند - سرمشق خود قرار مى‏دهد و همگامى با آنان را مى‏طلبد.

5. ترويج روحيه شهادت‏طلبى و ايثار و فداكارى در راه خدا.

6. احياى مكتب و راه و هدف خاندان عصمت.


پى‏نوشت‌ها:

1. ابن قولويه، كامل الزيارات، ص180.
2. مجلسى، بحارالانوار، ج101، ص290/ سيد بن طاووس، اقبال الاعمال، ص38/ شيخ طوسى، مصباح المتهجد، صص 538، 542 و 547 .
+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 9:57 |

 

خطبة‌ رسول‌ خدا صلّي‌ الله‌ عليه‌ وآله‌ وسلّم‌ در غدير خمّ

چون رسول خدا صلى الله عليه و آله در وادی غدیر از نماز ظهر فارغ شد، بر آن منبر جهازى بالا رفت و در حاليكه در وسط جمعيت قرار گرفته بود صداى خود را به خواندن خطبه بلند كرد و به طورى بلند خطبه مى‏خواند كه صدايش را به همه جمعيت مى‏رساند، و چنين ايراد خطبه كرد:

«حمد و ستايش مختص ذات خداوند است، و ما به او ايمان داريم، و توكل بر او مى‏نمائيم، و پناه مى‏بريم به خداوند از شرور نفس‏هاى خودمان، و از زشتى‏هاى كردارمان، آنچنان خداوندى كه اگر كسى گمراه شود، راهنماى او نخواهد بود، و اگر كسى را هدايت نمايد، ديگر گمراه كننده‏اى نخواهد داشت، و شهادت مى‏دهم كه معبودى جز خداوند نيست، و اينكه محمد بنده او و فرستاده اوست.

اما بعد، اى مردم! خداوند لطيف و خبير چنين به من آگاهانيده است كه: مقدار عمر هر پيغمبرى به قدر نصف عمر پيغمبرى است كه قبل از او آمده است [5]، و نزديك است كه مرا براى ارتحال به سوى خدا بخوانند و من اجابت كنم، و من در پيشگاه خداوند مورد سؤال و پرسش واقع مى‏شوم، و شما نيز مورد پرسش قرار مى‏گيريد! بنابراين در موقف قيامت در پيشگاه پروردگار چه خواهيد گفت؟!

مردم گفتند: ما در پيشگاه خداوندى، گواهى مى‏دهيم كه حقا تو رسالات‏خدا را ابلاغ كردى، و امت را نصيحت نمودى! و جديت و كوشش كردى! پس خداوند تو را پاداش خير دهد!

پيغمبر فرمود: آيا شما اينطور نيستيد كه شهادت دهيد كه: معبودى جز خداوند نيست! و محمد بنده او و فرستاده اوست! و اينكه بهشت‏خدا حق است! و جهنمش حق است! و مرگ حق است! و اينكه ساعت قيامت‏بدون شك مى‏رسد! و خداوند مردگان را از ميان قبرها برمى‏انگيزد؟!

همه گفتند: آرى! ما بدين مطالب گواهى مى‏دهيم!

پيغمبر عرض كرد: بار پروردگارا شاهد باش!

و سپس فرمود: اى مردم! آيا نمى‏شنويد؟!

گفتند: آرى! پيغمبر فرمود: من در اين راه خدا و قيامت، جلودار هستم، و پيشاپيش حركت مى‏كنم، و شما بعدا مى‏رسيد، و در كنار حوض كوثر بر من وارد خواهيد شد! حوضى كه مساحتش به اندازه فاصله صنعاء يمن و بصرى در شام است! در آن براى آب برداشتن قدح‏هائى است‏به اندازه تعداد ستارگان آسمان.و آن ظرف‏ها از نقره است! پس ملاحظه كنيد و نظر نمائيد كه: چگونه جانشينى و خلافت مرا در دو چيز نفيس و گرانبها كه از خود به يادگار مى‏گذارم رعايت مى‏كنيد، و چگونه مرا در آن دو نگاه مى‏داريد؟!

يك نفر از ميان آن مردم ندا كرد: اى پيغمبر خدا! مراد شما از دو چيز نفيس و گرانبها چيست؟!

فرمود: متاع نفيس بزرگتر: كتاب خداست، كه يك طرف آن به دست‏خداوند عز و جل است، و يك طرف ديگر آن به دست‏هاى شماست! پس بدان تمسك كنيد و محكم بگيريد كه گمراه نشويد!

و متاع نفيس كوچكتر: عترت من است، و خداوند لطيف و خبير مرا آگاه كرده است كه: اين دو متاع نفيس هيچگاه از يكديگر جدا نمى‏شوند، تا در حوض كوثر بر من وارد شوند.و من اين عدم افتراق و جدائى را براى آن دو از پروردگارم تقاضا نموده‏ام! اى مردم از اين دو چيز جلو نيفتيد كه هلاك مى‏شويد! و درباره آنها كوتاه نباشيد كه هلاك مى‏شويد!

سپس دست على را گرفت و بلند كرد، به طورى كه سپيدى زير بغل هر دوى آنهاديده شد، و تمام مردم على را ديدند و شناختند.

پس از آن فرمود: اى مردم ولايت چه كسى از مؤمنين نسبت‏به خود مؤمنين بيشتر است؟!

گفتند: خداوند و پيغمبر او بهتر مى‏دانند!

فرمود: خداوند مولاى من است، و من مولاى مؤمنان هستم، و من از جان مؤمنان به خود مؤمنان ولايتم بيشتر است! پس بدانيد كه: من كنت مولاه فعلى مولاه هر كس كه من مولاى او هستم، على مولاى اوست.سه بار رسول خدا اين جمله را تكرار كرد.و در عبارت احمد حنبل كه رئيس حنبلى‏هاست آمده است كه: رسول خدا چهار بار اين جمله را تكرار نمود.

و سپس فرمود: اللهم وال من والاه! و عاد من عاداه! و احب من احبه! و ابغض من ابغضه! و انصر من نصره! و اخذل من خذله! و ادر الحق معه حيث دار!

«پروردگارا تو ولى و مولاى كسى باش كه ولايت على را گرفته است! و دشمن بدار كسى را كه او را دشمن دارد! و دوست‏بدار كسى را كه او را دوست دارد! و مبغوض بدار كسى را كه او را مبغوض دارد! و يارى كن كسى را كه على را يارى كند! و ذليل و خوار كن كسى را كه على را مخذول بنمايد! و پروردگارا! حق را با على به حركت و گردش درآور، آنجا كه على مى‏گردد و حركت مى‏كند!» آگاه باشيد كه بايد اين مطالب را حاضران به غائبان برسانند.

و هنوز مردم متفرق نشده بودند كه امين وحى خدا جبرئيل نازل شد، و اين آيه را آورد:

اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا.

خدا فرمود: «من امروز دين شما را براى شما كامل كردم، و نعمت‏خودم را بر شما تمام نمودم، و راضى شدم كه اسلام دين شما باشد».

در اينحال رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: الله اكبر بر اكمال دين خدا، و بر اتمام نعمت‏خدا، و بر رضايت پروردگار به رسالت من، و به ولايت على بعد از من.

و پس از اين جريان، شروع كردند آن قوم و جمعيت‏به تهنيت و مباركبادامير المؤمنين - صلوات الله عليه - و از زمره كسانى كه در پيشاپيش اصحاب رسول خدا به امير المؤمنين تهنيت گفتند، ابوبكر و عمر بودند، كه هر يك از آنها گفتند: بخ بخ لك يابن ابيطالب! اصبحت و امسيت مولاى و مولى كل مؤمن و مؤمنة «به به بر تو! آفرين بر تو باد! اى پسر ابوطالب! صبح كردى و شام كردى در حالى كه آقا و مولاى من، و آقا و مولاى هر مرد مؤمن و هر زن مؤمنه‏اى هستى‏»!

ابن عباس گفت: سوگند به خدا كه تعهد بر ولايت امير المؤمنين عليه السلام بر نفس‏ها و عهده‏هاى قوم ثابت و برقرار شد، و همه گردنگير شدند.

در اين حال حسان بن ثابت گفت: اى رسول خدا به من اجازه دهيد كه درباره على ابياتى از شعر را انشاء كنم كه اين قوم آن ابيات را بشنوند! (و يا شما آن را استماع فرمائيد).

حضرت رسول الله فرمودند: بگو با استمداد از بركات خدا!

حسان برخاست، و سپس گفت: اى بزرگان، و اى شيوخ قريش! من پس از آنكه شهادت مى‏دهم كه گفتار رسول خدا درباره ولايت على نافذ و مورد قبول است، گفتار خود را بدين ابيات دنبال مى‏كنم:

1- در روز غدير خم، پيغمبر اين قوم و جمعيت، اين قوم را ندا مى‏كند، و چقدر نداى اين پيغمبر كه منادى است‏شنوا كننده و فهماننده است.

2- در حالى كه جبرائيل به امر پروردگارش آمده بود، و چنين اعلام كرده بود كه تو در عصمت و مصونيت‏خدا هستى پس در بيان و ابلاغ اين امر سستى مكن!

3- و برسان و تبليغ كن به مردم آنچه را كه از طرف پروردگارشان به تو نازل شده است، و در آنجا از دشمنى و عداوت دشمنان مترس، و هراس نداشته باش!

4- پس پيغمبر، على را بپا داشت، و در آن هنگام با دست‏خود دست على را گرفته و بلند كرده بود، و با صداى بلند اعلان نموده و نشان مى‏داد.

5- پس رسول خدا فرمود: اى مردم مولا و ولى شما كيست؟! و آن قوم بدون آنكه تجاهلى كرده باشند گفتند:

6- خداى تو مولاى ماست! و تو ولى ما هستى! و امروز در ميان ما هيچكس را مخالف خود كه از فرمان تو سرپيچى كند نمى‏يابى!

7- در اين حال پيامبر به على فرمود: برخيز اى على! من راضى هستم و خوشايند دارم كه تو پس از من امام و هادى امت‏باشى.

8- پس اى مردم! هر كس كه من مولاى او هستم، اينك على ولى اوست! و شما مردم ياران صديق و مواليان راستين او در هر حال بوده باشيد!

9- در آنجاست كه پيامبر دعا كرد: بار پروردگار من! تو ولايت كسى را داشته باش كه او ولايت على را دارد! و نسبت‏به كسى كه با على خصومت ورزد، دشمن باش.

10- اى پروردگار من! تو يارى كن كسانى را كه على را يارى مى‏كنند به جهت‏يارى كردنشان.على آن پيشواى هدايت است كه همچون ماه شب چهاردهم ظلمت‏ها را مى‏شكافد، و تاريكى‏ها را نور مى‏بخشد».

چون حسان اين اشعار را انشاد كرد، رسول خدا صلى الله عليه و آله به او فرمودند: يا حسان لا تزال مؤيدا بروح القدس ما نصرتنا بلسانك.[6] «اى حسان تو پيوسته از طرف روح القدس تاييد مى‏شوى، تا هنگامى كه ما را با زبانت‏يارى كنى‏»!...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در پنجشنبه ششم دی 1386 و ساعت 20:4 |
وارث علوم پیامبر، چهره فروزان آسمان ولایت، تجسم صبر، بردباری، اخلاص ، شجاعت ، مظهرحکمت و دانش و در یک کلام باید زبان رسای اسلام نامیدش که با بیان بلیغ و کلام فصیح و با سخنان حکیمانه، منطق استوار و... کام تشنگان معرفت را سیراب و فضای جامعه اسلامی را از شمیم وجودش عطرآگین می ساخت، آری او ششمین ستاره آسمان امامت و ولایت ، امام جعفر صادق علیه السلام است.

چند صباحی که خورشید وجود امام ششم شیعیان، برجامعه اسلامی تابید، آموزه های قرآن و احکام اسلام جانی تازه گرفت ، افق اندیشه ها تابان و درخت علم در بوستان کلام آن امام همام رویید و گلشن فضل از چشمه دانش او سیراب شد.
شاگردان مکتب امام صادق(ع) که همه چیز این دین بستگی به آنها دارد حسب فرمایش آن بزرگوار باید عالم به زمانشان باشند ، روحانیت باید همگون با این مسائل، علوم مختلف را با حجم بالا فرا بگیرند تا بتوانند همپای زمان با مردم ارتباط داشته و علوم آل محمد(ص) را به آنها منتقل کنند، مدعیان مکتب امام صادق علیه السلام باید خلق وخوی آن بزرگوار را داشته و علاوه بر اینکه واجبات را به موقع انجام می دهند از انجام مستحبات نیز هرگز غافل نشوند.
اسم مبارک ایشان جعفر و کنیه مشهور آن حضرت ابی عبدالله و لقب مشهورش صادق است. عمر مبارک آن بزرگوار شصت و پنج سال بود. در سال هشتاد و سوم هجرت و بنابر مشهور در هفدهم ربیع الاول که روز ولادت با سعادت حضرت رسول (ص) است به دنیا آمد و در سال صد و چهل و هشت 25 شوال المکرم به امر منصور دوانیقی مسموم و شهید شد مدّت امامت آن بزرگوار سی و چهار سال بود.
حضرت صادق (ع) در این سی و چهار سال شیعه را زنده کرد. خدمات آن حضرت به شیعه به حدّی است که شیعه را جعفری می گویند. این امتیازی مهمّ برای امام صادق (ع) است غالب روایات شیعه از امام صادق (ع) نقل شده است.
مرحوم محقق رحمه الله در معتبر می گوید: در فنون مختلفه اسلامی به قدری از امام صادق (ع) روایت شده است که عقل در تحیر است.
بزرگان شیعه و سنّی اقرار دارند که چهار هزار نفر از امام صادق روایت نقل کرده اند.
چون عمر امام صادق (ع) در پایان دولت بنی امیه و اول دولت بنی عباس واقع بود و این دو دولت قدرتی نداشتند، ـ دولت بنی امیه رو به زوال بود و دولت بنی عباس هنوز قدرتی نیافته بود از این جهت توانست به نشر معارف اسلام بپردازد و چندین هزار دانشمند در علوم اسلامی در عالم اسلام تربیت کند.
امام صادق علیه السلام در فقه شاگردانی چون: جمیل بن دراج، عبدالله بن مسکان، عبدالله بن بکیر، حماد بن عیسی، حماد بن عثمان و ابان بن عثمان را که از فقهای بزرگ اسلامند به اسلام هدیه کرد که از اصحاب اجماع بودند ـ یعنی امامیه روایات آنان را بدون تفحّص والمفضل؛ و در تفسیر کسی مثل ابی حمزه ثمالی را به عالم اسلام تحویل می دهد.
عمر سی و چهار ساله ایشان منتشر شد و مذهب تشیع رونق گرفت. ولی در دولت منصور دوانیقی علاوه بر محدودیت هایی که برای ایشان پدید آمد و به عناوین مختلف از درس و تماس با ایشان و از انتشار روایات جلوگیری شد، افرادی را نیز در مقابل ایشان ساختند و از آنان فوق العاده طرفداری شد تا از این راه بتوانند نور معنویت امام صادق را خاموش کنند.
ابوحنیفه، قتاده و امثالهم را در فقه، سفیان ثوریها را در عرفان، ابن ابی العوجاها را در عقاید ساختند، ولی روشن بود که این گونه افراد نمی توانستند در مقابل آن بزرگوار بایستند. نقل شده که منصور جلسه ای تشکیل داد که امام صادق را علاوه بر بی احترامی مجاب کنند. قتاده چهل مسئله غامض تهیه کرد که از امام صادق علیه السلام بپرسد. چون امام صادق علیه السلام وارد جلسه شد، ناگهان همه برخاستند و امام صادق را بالای مجلس جا دادند. ابهّت امام مجلس را فرا گرفت. سکوت بر جلسه حکمفرما بود تا اینکه امام صادق سکوت را شکست و از قتاده پرسید: سؤالی داری؟ قتاده گفت: یابن رسول الله آیا پنیر خوردن حلال است؟
امام صادق علیه السلام تبسم کردند و فرمودند: مسایل تو از این قبیل است؟
قتاده گفت: نه به خدا، من چهل مسئله مشکل تهیه کرده بودم ولی ابهت تو همه را از یاد من برد. امام صادق علیه السلام فرمودند: می دانی در حضور چه کسی نشسته ای؟ نزد کسی هستی که خداوند درباره اش فرموده است :«در خانه‌هایی که خدا خواسته است مرتفع باشند ـ شخصیت اجتماعی دارند، ابهت آنان در دلها است ـ خانه‌هایی که در آنها همیشه، هر صبح و شام ذکر خدا را تسبیح می کنند، مردانی که داد و ستد آنها را از یاد خدا باز نمی دارد.
قتاده گفت: یابن رسول الله، آن خانه ها، خانه های خشتی و گلی نیست، آن خانه ها، بدنهای مطهر شما است.
بنی عباس چون نتوانستند از این راههای مرموز نتیجه بگیرند، امام صادق را در مضیقه شدیدی قرار دادند. درس او را تعطیل و ایشان را خانه نشین کردند. حتی راوی می گوید: «خدمت امام صادق رفتم و دیدم در اتاقی با پرده های آویخته ممنوع از ملاقات با دیگران بود؛ تا سرانجام ایشان را مسموم و شهید کردند.»
در بیان فضایل امام صادق قلم و زبان قاصر هستند و بیش از آن است که بتوان ذکر کرد. جمله ای از مالک بن انس امام مشهور اهل سنت است که: «بهتر از جعفر بن محمد، هیچ چشمی ندیده، هیچ گوشی نشنیده و در هیچ قلبی خطور نکرده است.»
در بیان ایمان امام صادق علیه السلام همین بس که محمد بن عبدالله می گوید: «عبدالحمید که یکی از راویان فقه شیعه است در زندان بود. روز عرفه در مکه خدمت امام صادق رسیدم و از زندان و مضیقه عبدالحمید با ایشان صحبت کردم. امام صادق علیه السلام دعا کردند و بعد فرمودند: رفیقت از زندان آزاد شد. موقعی که از مکه برگشتم و با عبدالحمید تماسم گرفتم، معلوم شد همان ساعت که امام صادق دعا کرد و بعد خبر آزادی عبدالحمید را داد، او از زندان آزاد شد.»
و یا مهزم می گوید: «برای دیدن امام صادق (ع) به مدینه رفتم و منزلی اجاره کردم. پس از مدتی تمایلی به کنیز صاحب خانه پیدا کردم و روزی دست او را با شهوت فشار دادم. همان روز به خدمت امام رسیدم و حضرت فرمودند: امروز کجا بودی؟ من به دروغ گفتم که صبح را در مسجد به سر آوردم. حضرت فرمودند: آیا نمی دانی به مقام ولایت، جز با ورع و پرهیزگاری نمی توان رسید؟»
و یا ابی بصیر می گوید: «روزی من جنب بودم و چون دیدم که عده ای به خدمت امام صادق می روند، من هم با حالت جنابت رفتم. حضرت فرمودند: آیا نمی دانی به خانه های ما جنب نباید وارد شوید؟» و نمونه های زیاد از این دست خود دلالت بر ایمان شهودی امام صادق دارد.
در خصوص علم حضرت صادق علیه السلام علاء بن سبابه می گوید، امام صادق فرمودند: «من آگاهم به آنچه در آسمانها و زمین است و آنچه در بهشت و جهنم است و من آگاهم به گذشته و به آینده تا روز قیامت. سپس فرمودند: این علم را از قرآن می دانم، به قرآن تسلط دارم چون تسلّط بر کف دستم و خداوند متعال در قرآن فرموده است که قرآن بیان کننده همه چیز است" و نمونه های بسیار دیگر که مبین علم وافر آن حضرت است.
صبر امام صادق علیه السلام هم مثال زدنی است. اسماعیل که پسر بزرگ امام صادق بود از دنیا رفت. امام صادق (ع) با کمال خوشرویی از مردمی که برای تعزیت آمده بودند پذیرایی فرمود، به قدری که مورد تعجّب شد از حضرت در این مورد سؤال کردند. آن بزرگوار فرمودند باید تسلیم امر خداوند بود و در مصیبت دیگری فرمودند: «ما اهلبیت قبل از مصیبت فعالیت خود را انجام می دهیم ولی چون مصیبت آمد راضی و تسلیم تقدیر الهی هستیم.»
در مورد حلم امام صادق علیه السلام نقل کرده اند که ایشان غلامش را دنبال کاری فرستاد و چون غلام دیر کرد، خود حضرت به دنبال آن کار رفت و در وسط راه دید غلام خفته است. حضرت او را باد زد» تا بیدار شد پس به او فرمود: خوب است شبها بخوابی و روزها کار کنی.
عفو امام صادق علیه السلام هم یکی دیگر از فضائل مبارک آن حضرت است، به امام صادق علیه السلام خبر رسید که پسر عموی شما در میان مردم به شما ناسزای بسیار گفت. حضرت بلند شد دو رکعت نماز خواند و بعد از نماز با رقّت شدید گفت: «خدایا من از حق خودم گذشتم، تو اکرم الاکرمینی از او در گذر و به کردارش گرفتار نکن.» گویا حضرت به این مطلب توجه داشتند که قطع رحم مؤاخذه شدید و با سرعت دارد، از این جهت در نماز و دعا برای او سرعت کردند.
سخاوت امام صادق علیه السلام هم مثال زدنی است . هشام بن سالم می گوید: «رویه امام صادق این بود که چون پاسی از شب می گذشت، کیسه ای را به دوش می گرفت و محتویات آن را میان فقرای مدینه تقسیم می کرد. آنان از حضرت خبری نداشتند تا اینکه پس از مرگ امام صادق روشن شد که چه کسی به آنان توجّه داشته است.»
درخصوص عبادت و خشیت امام صادق علیه السلام همین بس که ابان بن تغلب می گوید: امام صادق علیه السلام را دیدم در رکوع و سجده هستند و هفتاد تسبیح از ایشان در رکوع و سجود شنیدم. در خرائج راوندی است که راوی می گوید: «امام صادق را در مسجد رسول الله دیدم به نماز است و سیصد مرتبه سبحان ربی العظیم و بحمده از ایشان شنیدم.»
مفضل یکی از بزرگان شیعه در مورد سعه صدر امام صادق علیه السلام می گوید: «در مسجد نشسته بودم و ابن ابی العوجا با اطرافیانش کلمات کفر آمیز می گفتند. نتوانستم صبر کنم و به آنها پرخاش کردم. ابن ابی العوجا گفت: ای مرد، اگر تو از اصحاب جعفر بن محمد هستی، روش او چنین نیست. ما با او مذاکره می کنیم و او با کمال صبر و بردباری، با کمال عقل و فطانت به حرفها گوش می کند که گویا مجاب شده است، و بعداً حرفها را یکی پس از دیگری رد و باطل می کند.»
این تنها قطره ای از دریای فضایل امام صادق است و اگر به طور اجمال درباره امام صادق چیزی بگوییم، آنرا می گوییم که خود امام صادق علیه السلام فرموده است. امام صادق علیه السلام فرمودند : همانا برای ما پروردگاری است که همیشه حافظ ما است و ما او را عبادت می کنیم. شما می توانید هرچه می خواهید درباره ما بگویید مشروط بر اینکه ما را مخلوق خداوند متعال بدانید.»
و به گفته امیرالمؤمنین علی علیه السلام ، ما را خدا نگویید و هرچه می خواهید درباره ما بگویید.
" شهادت رییس مذهب شیعه حضرت امام جعفر صادق علیه السلام را به همه شیعیان و دوست داران آن حضرت را از طرف هئیت امناء امامزاده میر عبداله تسلیت عرض منمایم .
+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 و ساعت 11:20 |

 

فاطمه یعنی گل یاس نبی (ص)
شاخه احساس طوبی نبی (ص)

نم نم باران بی کسی از ابرهای غربت باریدن گرفته و توفان سهمگین خزان به سمت آشیانه اول مظلوم عالم شتاب می گیرد. با تقدیر چه می شود کرد با دست های بسته شده با طناب رذالت مردم مدینه، علی (ع) نیز نمی تواند از نفوذ آتش داغ فاطمه (س) به خرمن خویش ممانعت کند. او فرزندان فاطمه (س) را در پناه خویش می گیرد و در آئینه چشم هایشان قصه سراسر غصه زندگی شان را نظاره می نماید. آرام اشک می ریزد. می خواهد زبان بگشاید و با فاطمه (س) درد دل کند اما می هراسد که ضجه ای از دل دردانه پیامبر برخیزد و زمین و زمان را به هم بدوزد و شراره های اشک او آتش بر عالم اندازد، اما نه، برای درد دل با فاطمه همان یک نگاه کافی است.

و علی (ع) چه غریبانه با چشم های نافذش به فاطمه می نگرد و با نگاه او درد دل می کند:

فاطمه جان! اینک آغاز طلوع توست که جانت به غروب نشست و در پناه آن می خواهی چشم بر مردمی ببندی که آرزوی خزانت را در دل می پروراندند.

فاطمه جان! اندکی صبر کن؛ مگذار غم تنهایی و غربت، آتش بر قلب علی (ع) اندازد مگر نه آن که در شب های بی کسی علی (ع) پا به پای او کوبه کرامت خویش را بر درهای جهالت مردم کوبیدی تا شاید صدای مردی از پس آن به حمایت از علی شنیده شود اما دریغ از یک مرد.

فاطمه! پرواز را از تو باید آموخت تو که به عشق ولایت، شربت شهادت را جرعه جرعه سرکشیدی و اندک اندک آب شدی. حال چه فرقی می کند برای تو که دفاع تو را از علی (ع) به حساب دفاع از مرد زندگیت بگذارند و یا دفاع از مقام شامخ ولایت در برابر مردمی که پیمان هایشان سست تر از تار عنکبوت بود و خواسته هایشان سرشار از مطامع دنیوی. تو را درد جهالت مردمی کشت که روزگاری سرور زنانشان بودی و حال از جواب به سلام تو نیز مضایقه می کنند.

ای آسمان سرشار از ابرهای دلتنگی، ای بانوی آفتاب، آب و آتش را چه به تفاهم، که آب چشم تو هرگز با آتش قلبت جمع نمی شود و یقین همان آتش درونت بود که همه وجودت را بلعید و آن گاه شعله ور شد که مرد زندگیت را دست بسته در میان مردمی دیدی که پوست سیاست به دندان گرفته بودند و چوب حراج بر پیکر شرافت وجودی خویش می کوبیدند و عجیب نیست که در میان چنین قومی، التماس های مظلومانه ات نیز نتواند گره طناب مقدس مآبان را از دست های علی (ع) بگشاید.

اما روزگار غریبی است زمانی که سلام فاطمه بی جواب می ماند. غم و اندوه هجر رسول (ص) همسایه دیوار به دیوار دل فاطمه (س) می شود. ای عصمت عظمای الهی! روزگار بی تو بودن یعنی خاکستر شدن با آتش بی کسی و تنهایی؛ چرا که بعد از رفتنت غربت با علی (ع) قرابت خواهد نمود و هنگام عروج تو با هودجی از نور، علی (ع) نیز در خیمه بی کسی خویش به یاد روزهای با فاطمه (س) بودن آرام آرام خواهد گریست. چرا که غروبت آیه های غربت علی (ع) است.

ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانیم که معنویت رشته های چادرت دست نیاز می آویزد و معرفت به غبار آستان خانه ات بوسه می زند. برهوت این دنیای خاکی شایان میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخم ها و داغ ها و در هجران پدر غریبانه زیستی و در وداع شبانه ات با پهلویی شکسته، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...

+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 و ساعت 20:2 |
سالروز شهادت امام دهم شیعیان حضرت امام علی النقی (ع)بر دوستداران حضرتش تسلیت باد

سلام خدا بر تو ای دهمین پیشوای معصوم! سلام بر درخشندگی کوکب نورانی ات که خورشید را شرمگین تابش کرد و چشمه های آفرینش را لبریز جوشش. در این روز غم بار
و مصیبت زده، آتش سوگمان را مهار کن و دست مهربان و غریب نوازت را بر صفحه دل هامان بکش
.

امام ابوالحسن علي النقي هادي عليه السلام ملقب به امام " هادي"، دهمين پيشواي شيعيان در نيمه ذيحجه سال 212 هجري در اطراف مدينه در محلي به نام " صريا" متولد گشت.
آن حضرت و فرزند گرامي ايشان امام حسن عليهما السلام به عسكريين شهرت يافتند، زيرا خلفاي بني عباس آنها را از سال 233 به سامرا ( عسكر) برده و تا آخر عمر پر بركتشان
در آنجا، آنها را تحت نظر قرار دادند. امام هادي عليه السلام به لقبهاي ديگري مانند: نقي، عالم، فقيه، امين و طيب شهرت داشت و كنيه مبارك ايشان ابوالحسن است. از آنجا كه كنيه
امام موسي كاظم و امام رضا عليهما السلام نيز ابوالحسن بود، لذا براي اجتناب از اشتباه، ابوالحسن اول به امام كاظم عليه السلام، ابوالحسن ثاني به امام رضا عليه السلام و ابوالحسن ثالث
به حضرت هادي عليه السلام اختصاص يافته است
.

پدر بزرگوارش امام جواد (ع) و مادرش بانوي گرامي سمانه است كه بانويی با فضيلت و با تقوا بود. امام هادي (ع) در سن 6 يا 8 سالگي يعني در سال 220 هجري، پس از شهادت امام جواد (ع)
به امامت رسيد. مدت 33 ساله امامت امام هادي (ع) با خلفاي معتصم، واثق، توكل، منتصر، مستعن و معتز معاصر بود.
عظمت شخصيت امام هادي (ع) به قدري زياد است كه دوست و دشمن را به اعتراف واداشته است. قسمتي از اين اعترافات مبني بر شخصيت آن امام به لحاظ اخلاقي و بخشي ديگر ناشي از
ابعاد علمي آن حضرت و شمه اي، نتيجه كراماتي است كه از آن بزرگوار صادر شده است
.
ابن صباغ مالكي در كتابي موسوم به فصول المهمه خطوط واضحي از سيماي تابناك فضايل و ويژگي هاي اخلاقي امام هادي (ع) قهرمان شكست ناپذير عصر متوكل عباسي را ترسيم مي كند!
«فضل و دانش امام دهم شيعيان بر اوج قلل بلند پايه عالم بشريت نقش بسته بود و رشته هاي مشعشع آن بر اختران آسمان سر مي ساييد. نيكي ها و اخلاق پسنديده او را نمي توان در شمار
عدد ذكر نمود. اما مي شود به افتخارآميزترين آنها كه موجب حيرت است بسنده كرد. او جميع صفات نيك و مفاخر معنوي را يک جا در وجود داشت. ابعاد وسيع و منبع فياض حكمت و دانش
او بر لوح سرشتش ثبت شده و بدين سبب او از ناشايسته ها و آلايش ها به دور و بركنار است

امام هادي (ع) داراي نفس زكيه و عزمي راسخ و همتي عالي بود كه هرگز احدي از مردم را نمي توان در مقايسه با او همتا و همسان دانست.
ابن شهر آشوب از رجال حديث نقل مي كند كه او نيك سرشت ترين و پاك ترين روش را در ميان جامعه دارا بود، راستگوترين افراد جامعه محسوب مي شد، به هنگام سكوت، شكوه هيبت و
تشعشع وقار، چهره او را دربرمي گرفت و چون لب به سخن مي گشود، گزيده و نغز مي گفت به طوري كه شعاع كلامش روح آدميان را سحر مي كرد.
در وجود مقدس امام هادي (ع) ويژگي هاي اخلاقي پسنديده مي درخشيد. امامت، كمال و دانش و فضيلت و سرشت و اخلاق نيك از فرازهاي اخلاقي اين امام همام است
خداوند به قدرت بي منتها و دانش وسيع خود، گنجينه هايي از دانش خود را بر خاندان رسالت افاضه و موهبت فرموده و ايشان را به زيور دانش آراسته است، اين گنجينه ها، مجموعه اسرار علوم
و معارف است كه خداوند آن را دراختيار امامان شيعه كه راهبران حقيقي بشر هستند، قرار داده است
منبع
 فياض نور حق

+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 و ساعت 21:33 |

سلام بر حسین و اربعین عاشقانه هایش سلام بر حسین و بر لبانی از آنها که می تراوید...
چون آیه های کتاب کریم... سلام بر حسین و بر زینبش و بر آن هجده ماهتاب بر نیزه شده

بسم الله الرحمن الرحیم

 


اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ

* * * * * * سلام بر تو اى ابا عبداللّه سلام بر تو اى فرزند

رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خِيَرَةَ اللَّهِ وَابْنَ خِيَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا

رسول خدا سلام بر تو اى برگزيده خدا و فرزند برگزيده اش سلام بر تو اى

بْنَ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ وَابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيّينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ

فرزند امير مؤ منان و فرزند آقاى اوصياء سلام بر تو اى فرزند فاطمه

سَيِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا ثارَ اللَّهِ وَابْنَ ثارِهِ وَالْوِتْرَ

بانوى زنان جهانيان سلام بر تو اى كه خدا خونخواهيش كندو فرزند چنين كسى و اى كشته اى كه انتقام


الْمَوْتُورَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكُمْ

كشته گانت نگرفتى سلام بر تو و بر روانهائى كه فرود آمدند به آستانت ، بر شما همگى از جانب

مِنّى جَميعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَبَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ

من سلام خدا باد هميشه تا من برجايم و برجا است شب و روز اى ابا عبداللّه

لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَجَلَّتْ وَعَظُمَتِ الْمُصيبَةُ بِكَ عَلَيْنا وَعَلى

براستى بزرگ شد سوگوارى تو و گران و عظيم گشت مصيبت تو بر ما و بر

جَميعِ اَهْلِالاِْسْلامِ وَجَلَّتْ وَعَظُمَتْ مُصيبَتُكَ فِى السَّمواتِ عَلى

همه اهل اسلام و گران و عظيم گشت مصيبت تو در آسمانها بر

جَميعِ اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ

همه اهل آسمانها پس خدا لعنت كند مردمى را كه ريختند شالوده ستم و بيدادگرى

عَلَيْكُمْ اَهْلَ الْبَيْتِ وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقامِكُمْ وَاَزالَتْكُمْ عَنْ

را بر شما خاندان و خدا لعنت كند مردمى را كه كنار زدند شما را از مقام مخصوصتان و دور كردند شما را از


مَراتِبِكُمُ الَّتى رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فيها وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْكُمْ وَلَعَنَ اللَّهُ

آن مرتبه هائى كه خداوند آن رتبه ها را به شما داده بود و خدا لعنت كند مردمى كه شما را كشتند و خدا لعنت كند


الْمُمَهِّدينَ لَهُمْ بِالتَّمْكينِ مِنْ قِتالِكُمْ بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَاِلَيْكُمْ مِنْهُمْ

آنانكه تهيه اسباب كردند براى كشندگان شما تا آنها توانستند با شما بجنگند بيزارى جويم بسوى خدا و بسوى شما


وَمِنْ اَشْياعِهِمْ وَاَتْباعِهِمْ وَاَوْلِياَّئِهِم يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ

از ايشان و از پيروان و دنبال روندگانشان و دوستانشان اى اباعبداللّه من تسليمم و در صلحم

سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ اِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ وَلَعَنَ اللَّهُ آلَ زِيادٍ

با كسى كه با شما در صلح است و در جنگم با هر كس كه با شما در جنگ است تا روز قيامت و خدا لعنت كند خاندان زياد

وَآلَ مَرْوانَ وَلَعَنَ اللَّهُ بَنى اُمَيَّةَ قاطِبَةً وَلَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجانَةَ وَلَعَنَ

و خاندان مروان را و خدا لعنت كند بنى اميه را همگى و خدا لعنت كند فرزند مرجانه (ابن زياد) را و

اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَلَعَنَ اللَّهُ شِمْراً وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسْرَجَتْ وَاَلْجَمَتْ

خدا لعنت كند عمر بن سعد را و خدا لعنت كند شمر را و خدا لعنت كند مردمى را كه اسبها را زين كردند و دهنه زدند

وَتَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ بِاَبى اَنْتَ وَاُمّى لَقَدْ عَظُمَ مُصابى بِكَ فَاَسْئَلُ اللَّهَ

و به راه افتادند براى پيكار با تو پدر و مادرم بفدايت كه براستى بزرگ شد مصيبت تو بر من پس مى خواهم از

الَّذى اَكْرَمَ مَقامَكَ وَاَكْرَمَنى بِكَ اَنْ يَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ

آن خدائى كه گرامى داشت مقام تو را و گرامى داشت مرا بخاطر تو كه روزيم گرداند خونخواهى تو را در ركاب آن امام


مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ اَللّهُمَّ اجْعَلْنى

يارى شده از خاندان محمد صلى اللّه عليه و آله خدايا قرار ده مرا

عِنْدَكَ وَجيهاً بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ يا اَبا

نزد خودت آبرومند بوسيله حسين عليه السلام در دنيا و آخرت اى ابا

عَبْدِاللَّهِ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلى اللَّهِ وَاِلى رَسُولِهِ وَاِلى اميرِالْمُؤْمِنينَ وَ اِلى فاطِمَةَ

عبداللّه من تقرب جويم به درگاه خدا و پيشگاه رسولش و اميرالمؤ منين و فاطمه

وَاِلَى الْحَسَنِ وَاِلَيْكَ بِمُوالاتِكَ وَبِالْبَراَّئَةِ [مِمَّنْ قاتَلَكَ وَ

و حسن و شما بوسيله دوستى تو و بوسيله بيزارى از كسى كه با تو مقاتله كرد و

نَصَبَ لَكَ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرائَةِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ

جنگ با تو را برپا كرد و به بيزارى جستن از كسى كه شالوده ستم و ظلم

عَلَيْكُمْ وَاَبْرَءُ اِلَى اللّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ] مِمَّنْ اَسَسَّ اَساسَ ذلِكَ وَبَنى

بر شما را ريخت و بيزارى جويم بسوى خدا و بسوى رسولش از كسى كه پى ريزى كرد شالوده اين كار را و پايه گذارى كرد


عَلَيْهِ بُنْيانَهُ وَجَرى فى ظُلْمِهِ وَجَوْرِهِ عَلَيْكُمْ وَعلى اَشْياعِكُمْ بَرِئْتُ

بر آن بنيانش را و دنبال كرد ستم و ظلمش را بر شما و بر پيروان شما بيزارى جويم

اِلَى اللَّهِ وَاِلَيْكُمْ مِنْهُمْ وَاَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ ثُمَّ اِلَيْكُمْ بِمُوالاتِكُمْ وَمُوالاةِ

بدرگاه خدا و به پيشگاه شما از ايشان و تقرب جويم بسوى خدا سپس بشما بوسيله دوستيتان و دوستى

وَلِيِّكُمْ وَبِالْبَر آئَةِ مِنْ اَعْداَّئِكُمْ وَالنّاصِبينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَبِالْبَر آئَةِ

دوستان شماو به بيزارى از دشمنانتان و برپا كنندگان (و آتش افروزان ) جنگ با شما و به بيزارى

مِنْ اَشْياعِهِمْ وَاَتْباعِهِمْ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ

از ياران و پيروانشان من در صلح و سازشم با كسى كه با شما در صلح است و در جنگم با كسى كه با شما


حارَبَكُمْ وَوَلِىُّ لِمَنْ والاكُمْ وَعَدُوُّ لِمَنْ عاداكُمْ فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى

در جنگ است و دوستم با كسى كه شما را دوست دارد و دشمنم با كسى كه شما را دشمن دارد و درخواست كنم از خدائى كه


اَكْرَمَنى بِمَعْرِفَتِكُمْ وَمَعْرِفَةِ اَوْلِياَّئِكُمْ وَرَزَقَنِى الْبَراَّئَةَ مِنْ اَعْداَّئِكُمْ

مرا گرامى داشت بوسيله معرفت شما و معرفت دوستانتان و روزيم كند بيزارى جستن از دشمنانتان را


اَنْ يَجْعَلَنى مَعَكُمْ فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ وَاَنْ يُثَبِّتَ لى عِنْدَكُمْ قَدَمَ

به اينكه قرار دهد مرا با شما در دنيا و آخرت و پابرجا دارد براى من در پيش شما گام

صِدْقٍ فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ وَاَسْئَلُهُ اَنْ يُبَلِّغَنِى الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ

راست و درستى (و ثبات قدمى ) در دنيا و آخرت و از او خواهم كه برساند مرا به مقام پسنديده شما

عِنْدَ اللَّهِ وَ اَنْ يَرْزُقَنى طَلَبَ ثارى مَعَاِمامٍ هُدىً ظاهِرٍ ناطِقٍ [بِالْحَقِّ]

در پيش خدا و روزيم كند خونخواهى شما را با امام راهنماى آشكار گوياى [به حق ]

مِنْكُمْ وَاَسْئَلُ اللَّهَ بِحَقِّكُمْ وَبِالشَّاْنِ الَّذى لَكُمْ عِنْدَهُ اَنْ يُعْطِيَنى

كه از شما (خاندان ) است و از خدا خواهم به حق شما و بدان منزلتى كه شما نزد او داريد كه عطا كند


بِمُصابى بِكُمْ اَفْضَلَ ما يُعْطى مُصاباً بِمُصيبَتِهِ مُصيبَةً ما اَعْظَمَها

به من بوسيله مصيبتى كه از ناحيه شما به من رسيده بهترين پاداشى را كه مى دهد به يك مصيبت زده از مصيبتى كه ديده براستى چه


وَاَعْظَمَ رَزِيَّتَها فِى الاِْسْلامِ وَفى جَميعِ السَّمواتِ وَالاَْرْضِ اَللّهُمَّ

مصيبت بزرگى و چه داغ گرانى بود در اسلام و در تمام آسمانها و زمين خدايا

اجْعَلْنى فى مَقامى هذا مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْكَ صَلَواتٌ وَرَحْمَةٌ وَمَغْفِرَةٌ

چنانم كن در اينجا كه ايستاده ام از كسانى باشم كه برسد بدو از ناحيه تو درود و رحمت و آمرزشى

اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْياىَ مَحْيا مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَمَماتى مَماتَ

خدايا قرار ده زندگيم را زندگى محمد و آل محمد و مرگم را مرگ

مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَللّهُمَّ اِنَّ هذا يَوْمٌ تَبَرَّكَتْ بِهِ بَنُو اُمَيَّةَ وَابْنُ آكِلَةِ

محمد و آل محمد خدايا اين روز روزى است كه مبارك و ميمون دانستند آنرا بنى اميه و پسر آن زن

الاَْكبادِ اللَّعينُ ابْنُ اللَّعينِ عَلى لِسانِكَ وَلِسانِ نَبِيِّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ

جگرخوار (معاويه ) آن ملعون پسر ملعون (كه لعن شده ) بر زبان تو و زبان پيامبرت كه درود خدا بر او

وَآلِهِ فى كُلِّ مَوْطِنٍ وَمَوْقِفٍ وَقَفَ فيهِ نَبِيُّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ

و آلش باد در هر جا و هر مكانى كه توقف كرد در آن مكان پيامبرت صلى اللّه عليه و آله

اَللّهُمَّ الْعَنْ اَبا سُفْيانَ وَمُعوِيَةَ وَ يَزيدَ بْنَ مُعاوِيَةَ عَلَيْهِمْ مِنْكَ

خدايا لعنت كن ابوسفيان و معاويه و يزيد بن معاويه را كه لعنت بر

اللَّعْنَةُ اَبَدَ الاْبِدينَ وَهذا يَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِيادٍ وَآلُ مَرْوانَ بِقَتْلِهِمُ

ايشان باد از جانب تو براى هميشه و اين روز روزى است كه شادمان شدند به اين روز دودمان زياد و دودمان مروان بخاطر كشتنشان


الْحُسَيْنَ صَلَواتُاللَّهِ عَلَيْهِ اَللّهُمَّ فَضاعِفْ عَلَيْهِمُ اللَّعْنَ مِنْكَ وَالْعَذابَ

حضرت حسين صلوات اللّه عليه را خدايا پس چندين برابر كن بر آنها لعنت خود

[الاَْليمَ] اَللّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَيْكَ فى هذَاالْيَوْمِ وَفى مَوْقِفى هذا

و عذاب دردناك را خدايا من تقرب جويم بسوى تو در اين روز و در اين جائى كه هستم

وَاَيّامِ حَيوتى بِالْبَراَّئَهِ مِنْهُمْ وَاللَّعْنَةِ عَلَيْهِمْ وَبِالْمُوالاتِ لِنَبِيِّكَ وَآلِ

و در تمام دوران زندگيم به بيزارى جستن از اينها و لعنت فرستادن بر ايشان و بوسيله دوست داشتن پيامبرت و خاندان


نَبِيِّكَ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمُ اَلسَّلامُ # پس مى گوئى صد مرتبه : اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ

پيامبرت كه بر او و بر ايشان سلام باد * * * * * * * * * * * خدايا لعنت كن نخستين

ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَآخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ اَللّهُمَّ

ستمگرى را كه بزور گرفت حق محمد و آل محمد را و آخرين كسى كه او را در اين زور و ستم پيروى كرد خدايا

الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَيْنَ وَشايَعَتْ وَبايَعَتْ وَتابَعَتْ

لعنت كن بر گروهى كه پيكار كردند با حسين عليه السلام و همراهى كردند و پيمان بستند و از هم پيروى كردند

عَلى قَتْلِهِ اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَميعاً پس مى گوئى صد مرتبه : اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا

براى كشتن آن حضرت خدايا لعنت كن همه آنها را * * * * * * * * * سلام بر تو اى

اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ

ابا عبداللّه و بر روانهائى كه فرود آمدند به آستانت ، بر تو از جانب من سلام خدا باد

[اَبَداً] ما بَقيتُ وَبَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى

هميشه تا من زنده ام و برپا است شب و روز و قرار ندهد اين زيارت را خداوند آخرين بار

لِزِيارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَعَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَعَلى

زيارت من از شما سلام بر حسين و بر على بن الحسين و بر

اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ # پس مى گوئى : اَللّهُمَّ خُصَّ

فرزندان حسين و بر اصحاب و ياران حسين * * * * * * خدايا مخصوص گردان

اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَابْدَاءْ بِهِ اَوَّلاً ثُمَّ الثّانِىَ وَالثّالِثَ وَالرّابِعَ

نخستين ستمگر را به لعنت من و آغاز كن بدان لعن اولى را و سپس دومى و سومى و چهارمى را

اَللّهُمَّ الْعَنْ يَزيدَ خامِساً وَالْعَنْ عُبَيْدَ اللَّهِ بْنَ زِيادٍ وَابْنَ مَرْجانَةَ

خدايا لعنت كن يزيد را در مرتبه پنجم و لعنت كن عبيداللّه پسر زياد و پسر مرجانه را

وَعُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَشِمْراً وَآلَ اَبى سُفْيانَ وَآلَ زِيادٍ وَآلَ مَرْوانَ اِلى

و عمر بن سعد و شمر و دودمان ابوسفيان و دودمان زياد و دودمان مروان را تا

يَوْمِ الْقِيمَةِ پس به سجده مى روى ومى گوئى : اَللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ

روز قيامت * * * * * * * * * * * * * خدايا مخصوص تو است ستايش

الشّاكِرينَ لَكَ عَلى مُصابِهِمْ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى عَظيمِ رَزِيَّتى اَللّهُمَّ

سپاسگزاران تو بر مصيبت زدگى آنها، ستايش خداى را بر بزرگى مصيبتم خدايا

ارْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُودِ وَثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ

روزيم گردان شفاعت حسين عليه السلام را در روز ورود (به صحراى قيامت ) و ثابت بدار گام راستيم را در نزد خودت

مَعَ الْحُسَيْنِ وَاَصْحابِ الْحُسَيْنِ الَّذينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْنِ عَلَيْه ِالسَّلامُ

با حسين عليه السلام و ياران حسين آنانكه بى دريغ دادند جان خود را در راه حسين عليه السلام

التماس دعا

+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386 و ساعت 13:20 |

    فرا رسیدن ایام محرم و شهادت امام حسین(ع) و یاران با وفایش

                 را به محضر مقدس امام عصر(عج) و تمامی

                       شیعیان جهان تسلیت عرض مینمایم

هرکه دارد هوس کربلا بسم الله

اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا اَبا عَبدِالله وَ عَلَیَ الاَرواحِ الَّتی حَلَّت بِفِنائِکَ عَلَیکَ مِنی سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بقیتُ وَ بَقیَ اللَیلِ وَ النَهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللهُ اخِرَ العَهدِ مَنّی لِزیارَتِکُم

 اَلسَّلامُ عَلَی الحُسَین وَ عَلی عَلی بنِ الحُسَین

و علی اولاد الحسین وَعَلی اَصحابِ الحُسَین

سلام بر حسین / سلام بر تشنه لبی که در صحرای کربلا بی یار و یاور ماند . سلام بر آن بدن مجروح .سلام بر یتیمانش . سلام بر خواهر قد خمیده اش . سلام بر سجاد بیمارش وسلام بر همه ی شجاعان و قهرمانان کربلا ...

 محرمی دیگر در راه است ... کمتر از دو روزبه رسیدنش نمانده محرمی دگر میرسد و وقایع کربلا را زنده میکند .

 

 

+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386 و ساعت 19:27 |

آیا تا به حال به آرم شرکت کوکاکولا توجه کرده اید؟

در نگاه اول شاید هیچ مشکل خاصی را مشاهده نکنید، ولی کمی با دقت به آن نگاهی بیندازید.

احتمالاً گرافیستها با توجه به حرفه خود [که بازی با نقشها و طرحها برای رساندن منظوری خاص است] زودتر متوجه قضیه می شوند.

اگر به آرم انگلیسی شرکت کوکاکولا به صورت پشت و رو، یا در آینه نگاهی بیندازید قادر خواهید بود نوشته ای عربی را بخوانید:

 

لا محمد – لا مکه

 

درست حدس زدید.

دشمن صهیونیستی دقیقاً به هدف زده است!

از یک سو با عبارت لا محمد (محمّد هرگز) کلیّت دین مبین اسلام و پیامبر خاتم حضرت محمد مصطفی(صلوات الله علیه)را زیر سوال برده و از سوی دیگر با جمله لا مکه (مکّه هرگز) خانه خدا و قبله واحد تمام مسلمانان جهان را به سخره گرفته است.

جالب اینکه کارخانه های تولید این نوشابه ها در تمام کشورهای اسلامی و حتی ایران!!!! با همین نام و تحت همین امتیاز در حال تولید محصولی صد در صد آمریکایی – صهیونیستی هستند و پول من و شمای مسلمان به جیب کسانی می رود که دشمنی دیرینه خود با دین و مذهب ما را کتمان نکرده و نمی کنند و بعد هم به ریش من و شما می خندند...

+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 23:0 |
هفت سين ...
 
سنجد ( Sorb ) : نمادي است از زايش و تولد و بالندگي و برکت
سمنو (Samanoo): نماد خوبي براي زايش گياهي و بارور شدن گياهان
سبزه (Verdure) : موجب فراواني و برکت در سال نو شود، رنگ سبز آن رنگ ملي و مذهبي ايرانيان است.
سيب سرخ (Red Apple ) : نمادي است از باروري و زايش
سماق (Sumac) : براي گندزدايي و پاکيزگي
سير (Garlic) : براي گندزدايي و پاکيزگي
سرکه (Vinegar) : براي گندزدايي و پاکيزگي
قرآن(Quran) : کتاب مقدس هر آيين
تخم مرغ (Eggs) : از نوع سفيد يا رنگي نمادي است از نطفه و نژاد
ماهي سرخ (Gold Fish) : ماهي يکي از نمادهاي آناهيتا فرشته آب و باروري است و وجود آن باعث برکت و باروري مي گردد.
سکه (Silver & Gold Coin) : موجب برکت و سرشاري کيسه است
نقل (Comfit ): نمادي است از زايش و تولد و بالندگي و برکت
شيريني (Sweets ) : نمادي است از زايش و تولد و بالندگي و برکت
آجيل (Nuts) : نمادي است از زايش و تولد و بالندگي و برکت
اسپند ( Wild Rue): در زمانهاي قديم مقدس بوده و در رسم هاي نيايشي بکار برده مي شده.
انار (Pomegranate) : پردانگي انار نشان از برکت و باروري است
+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385 و ساعت 20:14 |
برجمال نورانی محمد (ص) صلوات

صلوات ، در لغت ، به معناي دعاست و نماز را به جهت شامل بودن بر دعا ، صلاه مي گويند . در حال حاضر ، در عرف مردم ، صلوات را بر دو چيز اطلاق مي كنند : يكي ، درود و دعايي است خاص كه مضمونش استدعاي رفعت درجه و ازدياد قرب حضرت محمد (ص) است . معناي دوم صلوات ، نماز است .
بعضي معتقدند « صلواه » ، از تصليه مشتق شده است كه به معناي متابعت است ، يعني نماز تابع شارع است ، به عبارتي ، تابع خداوند است .
بعضي گفته اند : صلوات از صله مشتق شده است و نماز حقيقي آن است كه در حال نماز از خلق ، منفصل و به خالق ، متصل مي گردد و نمازگزار رابطه تقرب عبد است به معبود و صلوه واسطه اتصال امت است به حضرت رسول (ص) .
بعضي صلوات از سوي حق تعالي را پنج معني كرده اند : رحمت : مغفرت ، ثناء ، تذكيه و كرامت .
بعضي از علماي علم حروف مي گويند : صلوات ، مركب است ، به شرح زير :
« صاد » صلوات از صمد است كه از اسماء خداوند است .
« لام » صلوات از لطيف است كه از اسماء خداوند است .
« واو » صلوات از واحد است كه از اسماء خداوند است .
« هاء » صلوات از هادي است كه از اسماء خداوند است .

بعضي مي گويند : صلوات يعني تسليم شدن ، يعني تسليم نمايد خود را براي كسي كه خدا او را وصي و خليفه خود گردانيده است .
محمد يعني بسيار ستودن و بسيار ستايش كردن .
سزاوار است كه محمد را بسيار ستايند ، يعني به هر ستايش ستوده شود ؛ و لذا اسم محمد به صلوات اختصاص داده شده و بعضي ها گفته اند كه « محمد » و « احمد » مشتق از حميد است و « حميد » يعني « حامد » ، يعني ستانيده و معناي « محمود » يعني « ستوده » . خدا دو اسم مبارك « حامد » و « محمود » را اختصاص داده به حضرت رسول الله در مقام ستودن حق تعالي ، احمد است . يعني از همه كس بيشتر ستايش گر خداست و در مقام ستوده شدن محمد است ، يعني بيشتر از همه كس ستايش كرده شده است .

***************

برگرفته از كتاب « صلوات ، كليد حل مشكلات » تاليف « علي خمسه اي قزو يني »

+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در سه شنبه یکم اسفند 1385 و ساعت 14:21 |

((بنام سر سلسله دار حکومت پر نواده اشک پرور بی همدلی ))

  "سلام "

      با یاد و  نامش و با رخصت از حضور پر عشقش ، یکباره دیگه و از همیشه کوبنده تر  ؛

  با تمام حضور سلامت میکنم ،  

  با تمام وجود تمنایت ،

  با تمام غرور نگاهت ،

  با تمام سرور صدایت ،

  و با تمام شکوه یادت ؛

  ای تنها سلام من !

  ای تنها مراد دل پر سودای من !

  ای سلیس ترین سلام عالم معنا !  

  ای عزیزترین غایب پر نشان آشکار !

  ای "قریب" ترین "غریب" ولایت انسان !

  ای عظیم ترین شکوه قلب مشتاقان !  

  ای پرفروغترین شبچراغ دل بیداران !

  ای غوغاترین سکوت این آشفته بازار !

  ای آزاد ترین پرواز قناری در قفس مانده !

  ای قشنگترین نگاه یک کودک معصوم به گل سرخ !  

  ای فریادترین تنهایی یک عاشق !

  ای انتهاترین بی انتهای جاده تنهایی !

  ای ویرانگرترین بانی قلوب دلسوختگان !

  ای طبیب ترین مریض لاعلاج عشق !

  ای بیدارترین زمستان زمزمه ترانه های جدائی !

  ای هوشیارترین تصویر مستی عشق !

  ای تنهاترین تنهای بی نیاز , ای فائق ترین حاکم سرمست وادی دل ! 

  ای زلالترین جاری این رود بی آرام !

  ای خرم ترین خرابه آبادی دل تنها !

  ای سرور و مالک دشت بیکران دل !

"ای خودآ"                                                              

(((((((((((((((((((((((((((((())))))))))))))))))))))))))))))

((بنام سر سلسله دار حکومت پر نواده اشک پرور بی همدلی ))
با یاد و  نامش و با رخصت از حضور پر عشقش ، یکباره دیگه و از همیشه کوبنده تر  ؛
  با تمام حضور سلامت میکنم ،  
    با تمام وجود تمنایت ،
    با تمام غرور نگاهت ،
    با تمام سرور صدایت ،
 و با تمام شکوه یادت ؛
              ای تنها سلام من !
              ای تنها مراد دل پر سودای من !...
- با دريافت اين راهبردها و دادن اين تمييز كه چه پيامي از جانب خداوند است و چه پيامي از منابع ديگر آمده، تنها سوالي كه باقي مي ماند اين است كه آيا به پيام پروردگار توجه و اعتنا مي شود ؟

  به بسياري از پيامهاي خداوند توجه نمي شود علت اين است كه تعدادي از آنها بيش از آن نيكو و پسنديده هستند كه واقعيت داشته باشند. عده ديگر بيش از آن مشكل به نظر مي رسند كه دنبال شوند و تعدادي هم به غلط درك و استنباط مي شوند. بسياري هم اصلا دريافت نمي شوند.

"قوي ترين رسول پروردگار تجربه است" ؛ حتي اين را هم شما مورد غفلت قرار مي دهيد. اين يكي را شما به ويژه ناديده مي گيريد. اگر شما به تجربه تان پاسخ داده بوديد دنيايي كه اكنون در آن به سر مي بريم، كاملا متفاوت از اين بود. حاصل اينكه شما به تجربه تان گوش نمي دهيد اين است كه ، مرتب آن را تجديد و زنده مي كنيد ، مكرر در مكرر . چون خداوند نه از هدفي كه دارد عدول مي كند و نه اراده اش را نفي مي كند. لذا شما نهايتاً دير يا زود ، پيام را دريافت مي كنيد. با وجود اين خداوند هرگز شما را مجبور نمي كند و هرگز به زور وادار به كاري نمي كند ، چون به شما ارداه آزاد داده (اين قدرت را كه به آنچه انتخاب مي كنيد عمل كنيد) و اين را هرگز از شما سلب نخواهد كرد. بنابراين ؛ پيام مشابهي را بارها و بارها در طول هزاران سال و به هرگوشه اي از عالم هستي كه شما اشغال كرده باشيد مي فرستد. آنقدر پيام را مي فرستد تا بالاخره آن را دريافت كنيد، به گوش بسپاريد و از آنِ خود بدانيد.

پيامهاي خداوند به صدها شكل، در هزاران لحظه و در طي ميليون ها سال به شما مي رسد. اگر واقعا به آنها گوش فرادهيد ، آنها را از دست نمي دهيد. اگر قلبا آنها را به گوش جان بسپاريد ، نمي توانید ناديده بگيريد و از اينجاست كه ارتباط شما به طور جدي برقرار مي شود. در گذشته تو صرفا با خداوند حرف مي زدي ، به سوي او دعا مي كردي ، شفاعت مي خواستي ، التماس و زاري مي نمودي ، ولي ؛ حالا خداوند است كه پاسخ مي دهد ،  همان كاري كه اكنون انجام مي دهد.

  - از كجا بدانم كه اين ارتباط ، خدايي است و زاييده تصورات من نمي باشد؟

  چه تفاوتي مي كند؟ تو نمي بيني كه او در تصورات تو و هرچيز ديگري مي تواند دخالت داشته باشد؟ او مي تواند افكار، كلمات، يا احساسات درست و دقيقي را در هرلحظه از زمان، مناسب با شرايط و موقعيت، با استفاده از يك يا چند شيوه و تدبير بر تو آشكار سازد. تو مي داني اين كلمات از جانب او هستند ، زيرا تو هرگز به اراده خودت با او به اين روشني و وضوح اين پرسشها را مطرح نكرده بودي. چون اگر با او به اين روشني سخن گفته بودي ، ديگر لزومي نداشت آنها را مطرح كني.

  - خداوند با چه كساني ارتباط برقرار مي كند؟ آيا آنها افراد خاصي هستند و اين كار در وقت خاصي صورت مي گيرد؟

  همه افراد از نظر خداوند خاص هستند و همه لحظات مبارك و طلايي است. هيچ فردي و هيچ لحظه اي ويژه تر از ديگري نيست. بسياري از مردم بر اين باورند كه خداوند به روشهاي خاص و با افراد خاصي ارتباط برقرار مي كند. اين فكر نادرست ، اين مسئوليت را از توده كثيري از مردم سلب مي كند كه پيام پروردگار را بشنوند ،  چه رسد به آنكه آن را دريافت كنند (كه اين موضوع ديگري است) و به آنها اجازه مي دهد حرف ديگري را در هر زمينه اي بپذيرند. شما لزومي ندارد به خداوند گوش دهيد چون عن قريب بر اين باوريد كه ديگران در هر زمينه از او ، پيامهايي را دريافت كرده اند و شما مي توانيد به راحتي به پيام آنها گوش كنيد. با گوش دادن به آنچه افراد ديگر ادعا مي كنند از خداوند شنيده اند ، شما لزومي ندارد كه اصلا فكر كنيد.

  اين بالاترين و بزرگترين علتي است كه به سبب آن ، قريب به اتفاق مردم به دلايل شخصي از پيام پروردگار رو مي گردانند. اگر اعتراف كني به اينكه پيام خداوند را به طور مستقيم دريافت كرده اي ، در آن صورت مسئول هستي آن را تعبير و تفسير كني، در حالي كه امن تر و آسانتر و راحتتر است اگر تو تعبير ديگران را بپذيري (حتي گفته هاي افرادي كه 3000 سال قبل زندگاني مي كردند) ، تا اينكه بخواهي پيامي را كه در اين لحظه داري دريافت مي كني ، تعبير و تفسير كني. با وجود اين پروردگار شما را به راه ارتباط جديدي دعوت مي كند . يك ارتباط دوجانبه. در واقع اين شما هستيد كه او را دعوت كرده ايد. چون او در پاسخ به نداي شما در اين شكل و اين لحظه بر شما ظاهر شده است.

  - به چه علت بعضي از افراد نظير "حضرت مسيح (ع) " بهتر مي توانند نداي حق را بشنوند تا ديگران؟

  چون بعضي از افراد واقعا مايلند گوش كنند،  آنها دوست دارند بشنوند و حاضرند راه ارتباط را باز نگهدارند ، حتي وقتي همه چيز ترسناك ، غيرعادي يا نادرست به نظر مي رسد.

  - آيا ما بايد به سخنان پروردگار ، حتي وقتي آنچه گفته مي شود ، ظاهرا نادرست مي آيد ، گوش كنيم؟

  بله ، به ويژه وقتي چيزي نادرست به نظر مي رسد . چون اگر تو مطمئني كه در مورد همه چيز نظر درستي داري ، ديگر چه لزومي دارد كه با پروردگار صحبت كني؟ تو مي خواهي به شيوه اي كه خودت فكر مي كني درست است عمل كني و اين كاري است كه از اول عمرت انجام داده اي. ولي توجه داشته باش كه تو از آغاز تاريخ به اين كار مشغول بوده اي. خوب نگاه كن ، ببين دنيا به چه شكلي است. كاملا آشكار است كه در اين ميان تو متوجه چيزي نشده اي ، ظاهراً چيزي وجود دارد كه تو درك نمي كني . آنچه را كه تو درك مي كني ، قاعدتاً بايد به نظرت درست رسيده باشد. چون «درست» واژه اي است كه تو به كار مي بري ، تا آنچه را كه با آن موافقت داري ، بيان و توصيف كني. بنابراين ؛ آنچه را كه از نظرت افتاده ، چيزي است كه در ابتدا به نظرت «نادرست» آمده. تنها راه پيشرفت در اين مواقع اين است كه از خود سوال كني «راستي چه اتفاق مي افتاد اگر آنچه را كه من تصور مي كردم غلط است ، درست از آب در مي آمد؟ هر دانشمند بزرگي اين را به خوبي مي داند. وقتي آنچه دانشمندي انجام مي دهد درست از آب در نمي آيد، او همه فرضيات خود را كنار مي گذارد و دوباره شروع مي كند. همه كشفهاي بزرگ از تمايل و انگيزه اي ناشي شده و قبول اين واقعيت كه آنچه من مي گويم ممكن است «درست نباشد» و اين، آن چيزي است كه در اينجا به آن نياز است.

                 * شما نمي توانيد خدا را بشناسيد مگر آنكه اين باور را كه از پيش خدا را مي شناختيد متوقف سازيد ،

                 *  شما نمي توانيد خدا را بشنويد مگر اين فكر را كه از پيش خدا را مي شنيديد متوقف سازيد.

                 *  خداوند حقيقت را به تو نمي فهماند مگر آنكه تو ديگر به حقيقتي كه آن معتقد هستي فكر نكني.

  ولي حقيقتي كه من درباره خدا مي دانم از جانب خداوند آمده است.

   - چه كسي اين را گفته است؟

   ديگران

  - كدام ديگران؟

  رهبران، وزيران، خاخام ها، كشيش ها و كتابها. آنها منابع موثقي نيستند.

   - نيستند؟

   نه

  - پس چه منعبي موثق است؟

+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385 و ساعت 20:55 |
عجب باشکوه است "عشق "...
 
عشق نيرو مي‌دهد ، عشق زندگي مي‌دهد، عشق شهامت و قدرت مي‌بخشد. عشق بزرگ‌ترين وديعه‌اي است که خداوند بزرگ در نهاد بشر به امانت گذاشته است. اگر عشق نبود زندگي هم نبود . کسي که عاشق مي‌شود بايد خود را براي پرداخت بهاي آن عشق آماده سازد که عشق همان‌طور که لذّت و شادکامي در پي دارد، غم و سردرگمي هم به دنبال خواهد داشت. امّا غم عشق چه غم شيريني است و چه گوارا به‌کام دل عاشق مي‌ريزد حتي اگر دل عاشق را بشکند. زيرا هر چيز شکسته‌اش بي‌خريدار است، مگر دل که شکسته‌اش قيمتي‌تر است و خدايش دوست‌تر دارد.
با خواندن 20مورد زير، وموارد ديگر در مقالات آتي ، خواهيد توانست به‌ راه‌هايي دست بيابيد که هر چند برخي بسيارساده و شايد بي اهميت به‌نظر مي‌رسند ، امّا مسير خوشبختي شما را چندين گام پيش مي‌راند:
1- از هر راهي براي ابراز عشق به همسرتان بهره بگيريد.
2- در عذرخواهي کردن از هم سبقت بگيريد.
3- هميشه همديگر را «عزيزم»، «معشوقم»، «محبوبم» و ... خطاب کنيد.
4- هميشه و در همه جا به هم احترام بگذاريد.
در زندگي هيچ لذّتي اصيل‌تر و شيرين‌تر از عشق وجود ندارد
5- هميشه صبور و شکيبا باشيد.
6- در اماکن عمومي بسيار محتاطانه به ‌همديگر ابراز عشق کنيد.
7- نازش را به جان بخريد.
8- بگذاريد به اندازه کافي استراحت کند.
9- از گفتن کلمه «دوستت دارم» دائم استفاده کنيد.
10- از عطر مورد علاقه‌اش استفاده کنيد.
11- کمد لباس‌هايش را با اشعار و جملات عاشقانه تزئين نماييد.
هر کس که عاشق مي‌شود بايد براي تحمل و چشم‌پوشي خطاهايي که مي‌بيند امّا نمي‌تواند عکس‌العمل نشان دهد، صبور و‌ آرام باشد.
12- با او مانند شاهزاده‌اي زيبا برخورد کنيد.
13- هر روز به يکديگر سخنان محبت‌آميز بگوييد.
14- هنر برقراري ارتباط دوستانه با همسرتان را بياموزيد. هر چند ممکن است در ابتدا با کمي مشکل مواجه باشيد، ولي پس از آن از زندگي لدّت خواهيد برد.
15- به قدري در هم غرق شويد تا مسائل ديگر زندگي را فراموش کنيد.
16- پاهاي خسته همسرتان را ماساژ بدهيد.
17- موها ي همسرتان را آرايش کنيد.
18- در تمام لحظاتي که در کنار هم هستيد به او ابراز عشق کنيد و گاهي احساستان را روي يک ليوان شيشه‌اي بنويسيد.
19- از عشق‌تان دفاع کنيد.
20- روي برف‌هايي که روي زمين باريده است براي هم پيام‌هاي عاشقانه بنويسيد.
اگر قادر نيستيد شخص مورد علاقه‌تان را هيجان زده کنيد او را از عشق سرشار سازيد و اين نکته را نيز بدانيد که در ذات او چيزهايي نهفته است که با شما هم‌خواني دارد.
+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 و ساعت 21:17 |
شهادت امام حسین (ع) بر همه دلسوختگان و عاشقان آن امام همام تسلیت باد.

پـيامبر اكرم (ص ) به ميهمانى در خانه يكى از اصحاب دعوت شده بود همراه با ياران به راه افتاد, درحالى كه جلوتر از ديگران راه مى رفت حسن و حسين با كودكانى چند در كوچه به بازى مشغول بـودرسـول خدا به سوى او رفت تا او را بگيرد و او به اين سو و آن سو مى گريخت پيامبر در حالى كـه مـى خـنديد او را دنبال كرد تا او را گرفت يك دست را در زير سر و دست ديگر را در زير چانه حسين گذاشت و لب مباركش را بر دهان حسين نهاد و بوسيد و فرمود:

هذان ريحانتاى من الدنيا من احبنى فليحبهما,.

ايـن دو گـلـهـاى زيـباى من در دنيا هستند, هر كس مرا دوست بدارد بايد آنان را دوست بدارد .
جـابـر بن عبداللّه انصارى مى گويد: روزى نزد رسول خدا نشسته بوديم كه على بن ابيطالب (ع ) واردشد حضرت رو به على كرد و فرمود:.
سـلام عليك ابا الريحانتين اوصيك بريحانتى من الدنيا خيرا, فعن قليل ينهد ركناك و اللّه عزوجل خليفتى عليك .
سـلام بـر تـو اى پـدر دو ريحانه [حسن و حسين ]! تو را به اين دو ريحانه زيبايم از دنيا سفارش به نيكويى مى كنم كه بزودى دو ركن تو فرو ريزند.
جابر مى گويد: هنگامى كه پيامبر رحلت كرد, على (ع ) فرمود: اين يكى از دو ركنى بود كه رسول خـداگـفت و هنگامى كه فاطمه وفات كرد, فرمود: اين هم ركن دومى بود كه رسول خدا گفت.

+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در سه شنبه دهم بهمن 1385 و ساعت 22:27 |
بسم الله الرحمن الرحيم
(( الحمدلله رب العالمين و صلى الله على محمد و آله الطاهرين
و لعنة الله على اعدائهم اجمعين .
عن سيف بن هارون مولى آل جعده قال :
قال ابوعبدالله عليه السلام :
اكتب بسم الله الرحمن الرحيم من اجود كتابك ،
و لا تمد الباء حتى ترفع السين . )) (1)
سيف بن هارون گويد: امام صادق عليه السلام فرمود: بسم الله الرحمن الرحيم را با بهترين خط خود بنويس ، و باء را نكش تا سين را بردارى (بلكه سين را با دندانه بنويس ).
قال رسول الله صله عليه و اله و سلم :
من قرا بسم الله الرحمن الرحيم بنى الله له فى الجنة سبعين الف قصر...
حضرت رسول خدا(ص ) فرمود: كسيكه بسم الله الرحمن الرحيم را بخواند، خداى متعال هفتاد هزار قصر (كاخ ) از ياقوت سرخ در بهشت براى او بسازد، در هر قصرى هفتاد هزار خانه از در سفيد و...
و در حديثى طولانى در مورد خلقت و آفرينش قلم از نور محمد(ص ) خداى متعال فرموده : به عزت و جلام ، هر كس از امت محمد بسم الله الرحمن الرحيم بگويد: در كتاب حسناتش عبادت هفتصد سال را براى او مى نويسم .
و نيز حضرت رسول الله (ص ) فرمود: كسى كه بسم الله الرحمن الرحيم را بگويد: خداى متعال براى هر حرفى از آن چهار هزار حسنه (پاداش ‍ نيك ) براى او بنويسد، و چهار هزار سيئه و بدى از او محو نمايد، و چهار هزار درجه و مقام براى او بالا برد.
و در حديثى سئوال ساير امتها را از پيامبرانشان در روز قيامت ذكر مى كند، و از كثرت حسنات اين امت سئوال مى شود، حضرت مى فرمايد: اين امت (من ) قائلند كه براى خداى متعال سه اسم است ، كه اگر در كفه ميزان گذاشته شود و همه حسنات و سيئات (خوبيها و بديهاى ) فرزندان آدم را در كفه ديگر قرار دهند، آن كفه اى كه سه اسم خداوند در آن است از همه آنها سنگين تر خواهد بود و آن سه اسم بسم الله الرحمن الرحيم است .
و حضرت امير المؤ منين عليه السلام فرمود: چون (آيه ) بسم الله الرحمن الرحيم نازل شد حضرت رسول (ص ) فرمود: نخستين مرتبه اين آيه بر (حضرت ) آدم نازل شد، آن حضرت فرمود: ذريه و نسل من از عذاب در امان هستند مادامى كه قرائت و خواندن بسم الله را ادامه دهند، پس از آن به آسمان رفت و سپس بر حضرت ابراهيم (ع ) نازل شد و آن حضرت در حالى كه در كفه منجنيق بود قرائت كرد، خداى متعال آتش را براى او سرد و سلامت گردانيد باز به آسمان رفت و ديگر نازل نشد مگر براى حضرت سليمان ، در اين هنگام ملائكه به او گفتند: به خدا سوگند ملك و سلطنت تو تكميل شد.
باز به آسمان رفت و پس از آن بر من نازل شد، پس روز قيامت امت مرا مى آورند و آنها در اين هنگام مى گويند: بسم الله الرحمن الرحيم پس ‍ وقتى اعمال آنها را در ترازو قرار دهند حسنات و خوبيهاى آنها زيادتر از بديهايشان مى شود.
و حضرت رسول (ص ) فرمود: وقتى مؤ من بر صراط عبور كند و بگويد: بسم الله الرحمن الرحيم شعله هاى آتش جهنم خاموش مى شود و شعله هاى جهنم مى گويد: بگذر (از روى من ) اى مؤ من ، چون نور تو شعله مرا خاموش كرد.
و حضرت امام رضا(ع ) فرمود: بسم الله الرحمن الرحيم به اسم اعظم خداوند نزديك تر است از مردمك چشم به سفيديش .
پاداش معلمى كه به كودك بسم الله ، ياد دهد
و حضرت رسول صلى عليه و اله و سلم فرمود: وقتى معلم بسم الله الرحمن الرحيم را به بچه تعليم داد خداى متعال آزادى (از آتش ‍ جهنم ) را براى بچه و پدر و مادرش و براى معلمش بنويسد.
و روايت شده كه پيامبرى از پيامبران خدا بر قبرى كه صاحبش عذاب مى شد مرور كرد سپس مدتى بعد از آنجا گذشت ، او را در عذاب نديد، اصحابش از سبب بر طرف شدن عذاب از او سئوال كردند، آن حضرت فرمود: او بچه اى را از خود به يادگار گذاشته و مادرش او را پيش معلم آورد و معلم بسم الله الرحمن الرحيم را به او تلقين كرده ، پس من حيا مى كنم مردى را عذاب كنم كه بچه اش بگويد بسم الله الرحمن الرحيم (و نام مرا به عنوان رحمانيت و رحيميت ببرد و از رحمانيت و رحيم بودن من نيست كه كسى را عذاب كنم كه فرزندش نام مرا به اين عنوان ببرد).
و از حضرت رسول (ص ) نقل است كه فرمود: كسيكه كاغذى را كه بسم الله در آن نوشته براى احترام به پروردگار از مصدقين و تصديق كنندگان به حساب مى آيد، و عذاب از پدر و مادرش تخفيف داده مى شود اگر چه مشرك باشند.
و فرمود: كسى كه در اول وضويش بسم الله بگويد جميع بدانش طاهر شود و از اين وضو تا وضوى بعدى كفاره گناهانش مى گردد، و كسى كه بسم الله نگويد بدنش (از گناهان ) پاك نشده مگر همانجا كه آب به آن رسيده است .
سبب توبه بشر حافى
و اينكه بشر حافى از خوردن عرق و شراب و ساز و آواز و معصيت توبه كرد و با زهد و تقوا به آن مقامات رسيد سببش اين بود كه در راه قطعه (كاغذى ) را ديد كه در آن نوشته شده بود بسم الله الرحمن الرحيم و زير پاى مردم افتاده بود پس آن را برداشت و با پولهائى كه همراه داشت عطر خريد و آن كاغذ را پاك و معطر كرد و در وسط سوراخ ديوارى گذاشت پس در خواب ديد كه گوينده اى به او مى گويد: اى بشر، اسم مرا پاك و پاكيزه كردى ، من هم قطعا نام تو را در دنيا و آخرت پاك و پاكيزه گردانم ، پس چون صبح شد، توبه كرد.
خواص و فائده بسم الله بر سر سفره
حضرت رسول صله عليه و اله و سلم به حضرت على عليه السلام فرمود: يا على وقتى غذا خوردى بگو بسم الله و وقتى از غذا خوردن فارغ شدى بگو الحمدلله ، زيرا دو فرشته (موكل ) تو پيوسته براى تو حسنه و ثواب مى نويسند تا وقتى كه آن غذا هضم شود.
و باز حضرت فرمود: هيچ مردى جمع نمى كند اهل و عيالش را و سفره را پهن نمى كند كه در اول آن بسم الله و در آخرش الحمدالله بگويد و سفره را جمع كند مگر اينكه خدا او را بيامرزد. (يعنى هر كه اول سفره بسم الله و در آخرش الحمدالله بگويد خداوند گناهان او را ببخشد و بيامرزد).
و در بحار از امام محمد باقر عليه السلام روايت شده است كه على عليه السلام مى فرمود: كسى كه طعامى را بخورد، پس در اولش بسم الله و در آخرش الحمدالله بگويد خدا از آن نعمت (روز قيامت ) پرسش ‍ نكند هر چه مى خواهد باشد.
و در قرآن كه خداوند مى فرمايد:((لتسئلن يومئذ عن النعيم )) شامل نعمت هاى ظاهرى مى شود ولى مشروط است به بسم الله نگفتن و الحمدالله نگفتن و اگر گفتى سئوال نشود و منافات ندارند تاءويلش در بسيارى از اخبار به ولايت ، چون ولايت از عظيم ترين نعمتها است .(2)
گفتن بسم الله ضرر غذاها را دفع مى كند
اميرالمؤ منين على عليه السلام مى فرمايد: من براى كسى كه بر سر سفره بنشيند و بسم الله بگويد ضامن هستم كه از (ضرر زدن ) غذا شكايت نكند، ابن كوا گفت : يا امير المؤ منين من ديشب بسم الله گفتم و غذا خوردم در عين حال غذا به من اذيت و آزار رساند، حضرت فرمود: شايد تو چند نوع غذا خورده اى و براى بعضى بسم الله گفته اى ولى براى بعضى نگفته اى اى لكع (و در كتاب دعائم اين جمله را زياد كرده عرض كرد: بلى ، چنين است به خدا قسم اى امير مؤ منان ) لكع به معنى پست و برده و احمق آمده ).(3)
امير المؤ منين على عليه السلام فرمود: من هيچ وقت دچار تخمه نشدم ، به او گفته شد چطور؟ فرمود: چون لقمه اى به دهان نگذاشتم مگر اينكه نام خدا را (بر زبان ) جارى ساختم (و بسم الله گفتم ) و باز امير المؤ منين به كميل فرمود: اى كميل : هر موقع غذا خوردى بگو (( (بسم الله الرحمن الرحيم ) باسم الذى لايضر مع اسمه و فيه شفاء من كل الا سواء. (4)
(به نام خداوند بخشنده مهربان ) به نام كسى (غذا خوردن را شروع مى كنم ) كه با اسم و نام او هيچ ضرر و آسيبى (به من ) نمى رسد و در (نام ) نمى رسد او شفاء هر بدى و دردى است .
داود گفت : به امام صادق عليه السلام عرض كردم : چگونه و چطور بسم الله بگويم ؟ حضرت فرمود: هنگامى كه ظرفهاى مختلفى (سر سفره ) است براى هر ظرفى يك بسم الله بگو، عرض كردم : اگر فراموش كردم كه بسم الله (براى هر كدام ) بگويم ، حضرت فرمود: ميگوئى (( بسم الله على اوله و اخره .)) به نام خدا بر اولين و آخرين آنها.
داستان بسم الله گفتن حضرت رسول (ص ) و دفع سم
در مفتاح النبوة روايت شده چون پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله اسلام را در مدينه آشكار كرد و مردم را علنا به اسلام دعوت نمود، حسد عبدالله بن ابى (رئيس منافقان ) بر پيامبر خدا شدت يافت پس آن حضرت را با اصحابش بر طعام مسمومى دعوت نمود تا او را شهيد نمايد پس جبرئيل نازل شد و آنچه او اراده كرده بود به حضرت خبر داد. پس وقتى بر سر سفره نشستند، پيامبر اكرم (ص ) به امير المؤ منين عليه السلام فرمود:(( يا على تعويذ و دعاى مفيد را بر اين طعام بخوان ، پس آن حضرت اين دعا را خواند. بسم الله الشافى ، بسم الكافى ، بسم الله المعافى ، بسم الله الذى لايضر مع اسمه شى ء و لاداء فى الارض و لافى السماء و هو السميع العليم .))
پس حضرت رسول صلى عليه و آله وحضرت على عليه السلام و هر كه با آنها بودند از آن غذا خوردند تا سير شدند، و سالم از سر سفره بر خواستند، پس چون عبدالله بن ابى اين قضيه را مشاهده كرد، خيال كرد و غذا را مسموم نكرده ، پس با دوستان خود بر سر سفره نشستند و بقيه طعام را خوردند و همگى هلاك شدند.(5)
در هنگام جماع باسم الله بگوييد تا شيطان نطفه شما شريك نشود
امام صادق عليه السلام مى فرمايد: هنگامى كه مرد نزديك به زن شد و با او خلوت نمود شيطان در آن هنگام حاضر مى شود پس اگر او بسم الله گفت و نام خدا را برد، شيطان از او دور مى شود، و اگر جماع كرد و بسم الله نگفت شيطان هم با او در عمل وارد مى شود، پس عمل از هر دو سر مى زد ولى يكى است ، راوى مى گويد: (گفتم ) اين به چه چيزى شناخته مى شود، حضرت فرمود: به دوستى با ما و به دشمنى عليه ما.
حلبى مى گويد امام صادق عليه السلام فرمود: مرد هنگامى كه پيش ‍ عيال خود مى آيد و مى ترسد كه شيطان با او شريك شود (همانطور كه خداى متعال در قرآن مجيد مى فرمايد: (( ((و شاركهم فى الاموال و الاو لاد)))) يعنى شيطان در اموال و اولاد انسانها شركت مى كند) بگويد: بسم الله و پناه ببرد به خدا از شر شيطان .
و امير مؤ منان على عليه السلام فرمود: وقتى كسى از شما خواست مجامعت كند بگويد: (( بسم الله و بالله اللهم جنبنى الشيطان ما رزقتنى .
سپس حضرت فرمود: اگر خداوند بچه اى به شما عطا كرد، شيطان به هيچ وجهى نمى تواند به او آسيب و ضررى برساند.
و روايت شده كه در هنگام لباس بيرون آوردن از بدن و هنگام سوار شدن بر مركب (ماشين ) و وارد شدن به منزل بسم الله بگوييد و روايت شده هر امر مهمى و هر كار مهمى كه با بسم الله شروع نشود ناقص خواهد ماند (6)
برخى از مزاحهاى پيامبرص و اميرمؤ منان ع
روايت شده كه حضرت رسول صلى عليه و آله از پشت سر بعضى از اشخاص مى آمد بطورى كه او نفهمد و دستهاى مبارك خود را بر چشمان او مى گذاشت كه او را امتحان كند و بدينوسيله مزاح مى نمود.
و نيز نقل شده است كه آن حضرت با پسر عمويش امير المؤ منين على عليه السلام رطب مى خورد و هسته هاى رطب را پيش حضرت على عليه السلام مى گذاشت ، پس وقتى از خوردن فارغ مى شدند، همه هسته ها در پيش حضرت
على عليه السلام بود، آن حضرت مى فرمود: يا رسول الله عليه و آله پرخور آن است كه ، رطب ها و هسته ها را با هم بخورد.
و از مزاحهاى آن حضرت است كه پيره زنى از انصار گفت : يا رسول الله براى من دعا كن كه خدا مرا بيامرزد، آن حضرت صلى الله عليه و آله فرمود: آيا نمى دانى كه پيره زنها داخل بهشت نمى شوند؟ پيره زن فرياد كرد، پيامبر خدا صلى عليه و آله تبسم فرمود و به آن پيره زن فرمود: آيا فرمايش خدا را در قرآن نخوانده اى ؟
(( ((انا انشانا هن انشاء فجعلنا هن ابكارا عربا اترابا)). )) (7)
يعنى ما آنها را (زنها را دوباره ) ايجاد مى كنيم و آنها را باكره مى گردانيم ، و آنها را شوهر دوست و همسال قرار مى دهيم .
و نيز روايت شده : كه زنى به پيامبر اكرم (ص ) رسيده ، و حاجتى مربوط به شوهرش داشت ، حضرت فرمود: شوهر تو كيست ؟ آن زن گفت : فلانى است ، آن حضرت فرمود: آنكه در چشمش سفيدى است زن گفت : نه ، حضرت (ص ) فرمود: چرا، پس آن زن با شتاب به پيش شوهر خود رفت و در چشمش دقت مى كرد، شوهرش گفت : چه كار دارى ؟ زن گفت : پيامبر خدا(ص ) به من خبر داده كه در چشم تو سفيدى است شوهرش گفت : آيا نمى بينى كه سفيدى چشم من بيشتر از سياهى آن است ؟.
و نيز نقل است ، كه مردى زنى داشت كه با هم نزاع و دعوا مى كردند وقتى زن دعوا را شروع مى كرد مرد، بلند مى شد و با او...
زن گفت : واى بر تو، هر وقت دعوا كنيم ، شفيعى را مى آورى كه قدرت بر رد او ندارم (8)
و روايت شده كه مردى به خدمت امير المؤ منين على عليه السلام رسيد، و به او عرض كرد: زنى دارم كه هر وقت به نزديك او مى روم ، مى گويد: مرا كشتى مرا كشتى ، حضرت فرمود: او را با اين كارت بكش ، گناهش به گردن من .
+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در جمعه ششم بهمن 1385 و ساعت 19:38 |

ماه محرم ، اگر با اين عنوان در قرآن مجيد نيامده است . و ليكن در قرآن ، آيات چندى است كه درباره ماه هاى حرام و لزوم حرمت آن ها نازل شده است . ماه محرم نيز از جمله ماه هاى حرام است كه در آيات قرآن كريم به آن ها پرداخته شده است .
در اين جا آيه هايى را كه درباره ماه هاى حرام وارد شده اند، اشاره كرده و به ترجمه و شرح اجمالى آن ها مى پردازيم :
1 - جعل الله الكعبة البيت الحرام قياما للناس و الشهرالحرام و الهدى و... (12)
خداوند متعال ، كعبه را كه خانه حرام است و هم چنين ماه حرام و قربانى را براى برپايى مردم (و معيشت آنان ) قرار داده است .
در اين آيه ، خداوند متعال فلسفه حرمت حج و ماه حرام را بيان نموده است و آن ، عبارت است از معيشت و امنيت مردم در پناه آن ها و تاثير آن ها
بر اصلاح جامعه .
اگر مردم ، حرمت خانه خدا و ماه هاى حرام را نگه نداند و دائم در جنگ ، تجاوز و حرمت شكنى باشند، همانند اقوام و ملل پيشين به نابودى و هلاكت خواهند رسيد و با دست خود، يك ديگر را به فنا و فراموشى مى سپارند.
امنيت و آسايش مردم در ماه هاى حرام و ايام حج ، موجب تقويت روابط اجتماعى و انسانى شده و مردم را به هم دلى و هم سويى سوق مى دهد و آنان را از پراكندگى و خوارى ، به عزت و سربلندى مى رساند.
2 - يا ايها الذين آمنوا لا تحلوا شعائر الله و لا الشهرالحرام ... (13)
اى كسانى كه ايمان آورده ايد، شعائر الهى و ماه حرام را بر خود حلال و مباح نسازيد.
اين آيه ، بنا به نقل برخى از مفسران (14) در روز فتح مكه ، خطاب به مسلمانان فاتح نازل شد و به آنان فرمان داد كه پس از پيروزى بر مشركان ، شعائر الهى و ماه هاى حرام را ناديده نگيرند و بسان گذشته ، نسبت به آن ها پاى بند و متعهد باشند.
بنابراين ، اگر آنان به مشركانى برسند كه آداب جاهليت را در زيارت خانه خدا انجام مى دهند، نسبت به آنان عصبانى نشده و آنان را به قتل نرسانند. زيرا در خانه امن الهى و در ماه حرام قرار دارند.
3 - فسيحوا فى الارض اربعة اشهر و اعلموا انكم غير معجزى الله و ان الله مخزى الكافرين . (15)
چهار ماه (به دور از جنگ و خون ريزى ) در زمين سير و سياحت كنيد (و مراسم حج خود را به راحتى به جاى آوريد) و بدانيد كه شماها نمى توانيد بازدارنده از خواست خدا باشيد و به درستى كه خداوند متعال ، كافران را خوار مى كند.
در اين آيه ، خداوند سبحان مردم را در استفاده بهينه از ماه هاى حرام ، از جمله سير و سياحت ، زيارت و انجام مراسم حج فرا خواند و آنان را به اين امر تشويق كرده است و يادآورى نمود كه اگر بدخواهان و كافران بخواهند اين آزادى را از مردم بگيرند، از سوى خداوند متعال به خوارى و نابودى مبتلا مى گردند.
4 - يسئلونك عن الشهر الحرام قتال فيه ، قل قتال فيه كبير و صد عن سبيل الله و كفر و به و المسجد الحرام و اخراج اهله منه اكبر عند الله ، و الفتنه اكبر من القتل ... (16)
(اى محمد) از تو درباره جنگ در ماه حرام پرسش مى كنند، در پاسخ آنان بگو: جنگ و درگيرى در اين ماه ، (گناهى ) بزرگ و بازدارنده از راه خدا و موجب كفر به (نعمت هاى ) خدا و مسجدالحرام است . (ولى ) اخراج اهالى (مسلمان ) اين شهر، در نزد خدا گناهش بزرگتر است و دسيسه كردن (مشركان از جهت گناه بزرگتر از قتل است .
اين آيه ، به صراحت تمام حرمت ماه حرام را بيان كرده است و واجب الاحترام بودن آن را به همه انسان ها گوش فرموده است .
از سياق آيه دانسته مى شود كه كافران و مشركان قريش نيز براى ماه هاى حرام ، احترام ويژه اى قائل بوده و جنگ و درگيرى را در آن ها ناروا مى شمردند.
شاءن نزول اين آيه درباره دسته اى از مسلمانان به فرماندهى عبدالله بن جحش اسدى است كه براى رديابى و تعقيب كاروانى از قريش ، مرتكب كشتن يكى از مشركان در ماه حرام شدند.
ماجرا از اين قرار بود كه دو ماه پيش از جنگ بدر، يك دسته هفت نفرى از مسلمانان براى تعقيب كاروانى از مشركان كه از شام عازم مكه بود، از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ماءموريت يافتند.
آنان ، كاروان را يافته و پنداشته بودند كه در روزهاى آخر جمادى الآخر بسر مى برند و هنوز ماه رجب كه يكى از ماه هاى حرام است ، فرا نرسيده است .
به همين جهت با مشركان درگير شده و در اين ميان ، يك تن از مشركان به نام عمرو بن حضرمى كشته و دو نفر ديگر به نام هاى حكم بن كيسان و عبد الله بن مغيره ، اسير شدند و يكى از آنان به نام مغيرة بن عثمان ، از چنگ مسلمانان گريخت و اين خبر ناگوار را به مشركان مكه رسانيد.
جنگجويان مسلمان ، اسيران و غنايم را به مدينه منتقل كرده و ماجرا را به عرض پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم رسانيدند. پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از كردار آنان ناراحت شد و آنان را نكوهش كرد و فرمود: به خدا سوگند من شما را امر به جنگ با آنان نكرده بودم .
جنگجويان چون ناخرسندى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را ديدند، از كرده خود پشيمان شدند.
مشركان ، اين حادثه را دست آويزى قرار داده و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و مسلمانان را متهم به حرمت شكنى ماه حرام نمودند.
آنان ، پيكى به نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در مدينه اعزام كرده و به صورت اعتراض و انتقاد به آن حضرت گفتند: آيا در ماه حرام ، جنگ و نبرد جايز است ؟
در پاسخ آنان ، نازل شد و جواب آنان را به روشنى بيان كرد.
خداوند متعال به آنان پاسخ داد كه جنگ در اين ماه حرام است ولى شما نيز حرمت شكنى كرده و اهالى مكه را به جرم مسلمانى از خانه و شهرشان كه براى همه بايد محل امن و آسايش باشد، اخراج نموديد. گناه دسيسه هاى شما بزرگتر و بيشتر است از كشته شدن يك نفر مشرك به طور اشتباهى در نبرد با مسلمانان . (17)
5 - الشهر الحرام بالشهر الحرام و الحرامات قصاص فمن اعتدى عليكم فاعتدوا بمثل ما اعتدى عليكم ... (18)
ماه حرام در برابر ماه حرام است و حرمت (شكنى )ها را قصاص مى باشد. پس كسى كه بر شما تجاوز و دست درازى كرد، شما نيز به اندازه تجاوزش ، بر او دست درازى كنيد.
مراد از شهر حرام در اين آيه ، ماه ذى قعده است كه در اين ماه ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و مسلمانان مدينه در سال هجرى جهت انجام عمره ، عازم مكه گرديدند ولى مشركان مكه ، مانع ورود آنان شده و خود را براى نبرد با آنان آماده كرده بودند. سرانجام ، كارشان به صلح انجاميد كه معروف به ((صلح حديبيه )) شده است . (19)
مشركان مى دانستند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و مسلمانان پيرو آن حضرت ، حرمت ماه هاى حرام را نگه مى دارند و در اين ماه ها به كارزار و جنگ با دشمنان خود نمى پردازند.
به همين جهت در صدد برآمده تا از تعهد دينى و شرعى مسلمانان سوء استفاده كرده و آنان را غافل گير و در اين ايام بر آن ها هجوم آورده و كارشان را يكسره سازند.
خداوند متعال ، توطئه هاى شيطانى مشركان را نقش بر آب كرد و به پيامبرشان وحى نمود كه ماه حرام را در برابر ماه حرام است . اگر مشركان حرمت آن را شكستند و اقدام به تجاوز و جنگ كردند، بر مسلمانان واجب است با آنان مقابله به مثل نمايند. با نزول اين آيه ، حربه مشركان از دست شان گرفته شد و بار ديگر در برابر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به ضعف و انفال رسيده و به ناچار با آن مصالحه كردند.
6 - فاذا انسلخ الاشهر الحرم فاقتلوا المشركين حيث وجدتموهم ... (20)
آن گاه كه ماه هاى حرام به پايان رسد، هر كجا مشركان را يافتيد با آنان مبارزه كنيد.
مشركان و كافران شبه عربستان ، صحنه را بر مسلمانان تنگ كرده و از هر سو با آنان دشمنى مى نمودند و گاهى اقدام به هجوم و آزار مسلمانان مى كردند. مسلمانان به ستوه آمده و از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم درخواست كردند كه به آنان اجازه نبرد با مشركان را بدهد. خداوند متعال آنان را امر به صبر نمود و فرمود كه حرمت ماه هاى حرام را نگهداريد و پس ‍ از پايان اين ماه ها، پاسخ آنان را بدهيد و هر كجا آنان را يافتيد، با آنان مبارزه و نبرد كنيد.
7 - ان عدة الشهور عند الله اثنا عشر شهرا فى كتاب الله يوم خلق السماوات و الارض منها اربعة حرم ، ذلك الدين القيم فلا تظلموا فيهن انفسكم . (21)
به راستى تعداد ماه ها در نزد خدا، دوازده ماه است . (و اين ) در كتاب خدا است از روزى كه آسمان ها و زمين را آفريد. چهار ماه از آن ها (ذى قعده ، ذى حجه ، محرم و رجب ) حرام مى باشند. اين است آيين استوار. پس در آن ماه ها بر خود ستم روا مداريد.
از اين آيه ، استفاده مى گردد از هنگامى كه خداى سبحان ، زمين و آسمان ها را آفريد و كرات آسمانى ؛ از جمله ماه را در گردش به دور زمين به حركت در آورد، زمان را به سال و سال را به دوازده ماه ، به تعداد منازل ماه ، محدود و مشخص كرد و پيامبران الهى نيز بر اساس آن عمل كرده و اعمال و عبادات خويش (مانند روزه و حج ) را تعيين مى نمودند.
هم چنين در اين آيه ، به حرمت چهار ماه از سال و لزوم نگهدارى احترام آن ها به صراحت بيان شده است و اين كه شكستن حرمت آن ها و اقدام نمودند به جنگ و خون ريزى در اين مدت ، ستم بر بشريت است .
مراد از ((كتاب الله )) در اين آيه ، لوح محفوظ است و هم چنين در كتاب هايى كه بر پيامبران پيشين نازل شده اند، مطالب مزبور بيان شده اند.(22)
8 - انما النسيى زيادة فى الكفر به الذين كفروا يحلونه عاما و يحرمونه عاما ليوا طئول عدة ما حرم الله فيحوا ما حرم الله زين لهم سوء اعمالهم . (23)
همانا فراموشى در كفر (عصر جاهليت )، بسيار بود كه به واسطه آن گمراهى مى شدند آنانى كه كفر ورزيده بودند، به طورى كه سالى را حلال و سالى را حرام مى شمردند تا پاى مال كنند شمار آن چه را كه خدا حرام كرده است . پس آنان ، حلال مى شمردند آن چه (ماه هايى ) را كه خدا حرام كرده بود. (بدين ترتيب ) كردار زشت شان بر آنان آراسته مى گرديد.
با توجه به اينكه حرمت ماه هاى حرام از يادگارهاى پيامبران بزرگ الهى از جمله حضرت ابراهيم عليه السلام و فرزندش اسماعيل عليه السلام بود و عرب ها خود از پاى بند سنت آبا و اجدادى خويش مى دانستند، بدين جهت نمى توانستند به راحتى از اين سنت الهى ، يعنى پاس داشت ماه هاى حرام سرپيچى كنند. زيرا در آن صورت ، حج ناامن مى شد و رغبت ساير عرب ها به شركت در مراسم حج از بين مى رفت .
در نتيجه عرب هاى مكه علاوه بر اين كه اعتبار و سيادت خود را از دست مى دادند، از درآمدهايى كه از بابت حاجيان و زائران نصيب آنان مى گرديد، محروم مى شدند.
به اين جهت ، تلاش همگى آنان بر نگهدارى حرمت ماه هاى حرام و ايام حج بود.
ولى در برخى از سال ها كه ميان قبايل و و طوايف حجاز، نبرد و درگيرى هايى روى مى داد، شكيبايى آنان و پذيرفتن آتش بس و متاركه جنگ در سه ماه پشت سر هم (ذى قعده ، ذى حجه و محرم )، بر ايشان دشوار بود و در صدد گريز از آن بر مى آمدند.(24)
آنان براى گريز از اين مشكل ، دست به حيله هايى زدند كه مورد مذمت و سرزنش قرآن و مسلمانان قرار گرفتند.
يكى از حيله هاى آنان ، اين بود كه گفتند: ماه هاى ذى قعده و ذى حجه ، حرام و ماه محرم حلال گردد و پس از آن ، ماه صفر حرام شود، تا ميان ذى حجه و صفر، يك ماه فرصت تجاوز و خون ريزى يكديگر را داشته باشند.
ترفند ديگر آنان ، اين بود كه در هر سال ، در يك ماه مراسم حج را به جا مى آورند. مثلا دو سال پشت سر هم ، در ماه ذى قعده ، دو سال پشت سر هم در ماه ذى حجه و دو سال پشت سر هم در ماه محرم ، مراسم حج را انجام مى دادند و بقيه ماه هاى را براى خود حلال مى شمردند.
بدين طريق ، ماه هاى حرام و ايام حج را دستخوش هوا و هوس خويش قرار داده بودند. عرب هاى مكه ، يك سال پيش از حجة الوداع ، مراسم حج را در ذى قعده انجام دادند و در سالى كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم براى آخرين بار به زيارت خانه خدا مشرف شد و سفرش به حجة الوداع معروف گرديد، مراسم حج در ذى حجه قرار گرفت .
در همين سال ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ضمن خطبه اى فرمود: همانا زمان ، به مانند هياتى كه خدا در آفرينش آسمانها و زمين ، به وجود آورد بر مى گردد. به اين صورت كه هر سال ، دوازده ماه دارد و چهار ماه از آنها حرام است كه سه ماه پشت سر هم (ذى قعده ، ذى حجه و محرم ) و چهارمين ماه (رجب ) ميان جمادى و شعبان قرار گرفته است . (25)
از آن هنگام ، مراسم حج همه ساله در ذى حجه برگزار مى گردد. ولى سه ماه ديگر نيز از ماه هاى عبادت ، زيارت و حج خانه خدا (به صورت عمره و مفرده ) بوده و نگهدارى حرمت آنان ، بر همگان لازم و واجب است .
+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در جمعه ششم بهمن 1385 و ساعت 19:10 |
اي عزيز!
راست مي گويم.
من هرگز يك قدم جلوتر از آن جا كه هستم را نديده ام.
قلمم را ديده ام چنان كه گويي بخشي از دست زاست من است؛ و كاغذ را.
من هرگز يك قدم جلوتر از آن جا كه هستم را نديده ام.
من اينجا «من» را ديده ام – كه اسير زندان بزرگ نوشتن بوده است، هميشه ي خدا، كه زندان را پذيرفته، باور كرده، اصل بودن پنداشته، به آن معتاد شده، و به تنها پنجره اش كه بسيار بالاست دل خوش كرده...
و آن پنجره، تويي اي عزيز!
آن پنجره، آن در، آن ميله ها، و جميع صداهايي كه از دوردست ها مي آيند تا لحظه يي، پروانه وش، بر بوته ذهن من بنشيند، تويي...
اين، مي دانم مدح مطلوبي نيست
اما عين حقيقت است كه تو مهربان ترين زندانبان تاريخي.
و آن قدر كه تو گرفتار زنداني خويشتني
اين زنداني، اسير تو نيست –
كه اي كاش بود
در خدمت تو، مريد تو، بنده ي تو ...
و اين همه در بند نوشتن نبود
اما چه مي توان كرد؟
تو تيمار دار مردي هستي كه هرگز نتوانست از خويشتن بيرون بيايد
و اين، براي خوبترين و صبور ترين زن جهان نيز آسان نيست.
مي دانم.
اينك اين نامه ها
شايد باعث شود كه در هواي تو قدمي بزنم
در حضور تو زانو بزنم
سر در برابرت فرود آورم
و بگويم: هر چه هستي هماني كه مي بايست باشي، و بيش از آني، و بسيار بيش از آن. به لياقت تقسيم نكردند؛ والا سهم من، در اين ميان، با اين قلم، و محو نوشتن بودن، سهم بسيار نا چيزي بود: شايد بهترين قلم دنيا، اما نه بهترين همسر
...
                                               
+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در سه شنبه سوم بهمن 1385 و ساعت 21:32 |

                                نگاهی به سیره های پیامبر از نظر

الف : اجتماعی ب : اقتصادی ج : جهادی د: مدیریتی

الف : اجتماعی : قران کریم شخصیت پیامبر اسلا م را " اسوه" معرفی میکند ومسلمانان را به پیروی از ایشان فرا میخواند (( لقد کان لکم فی رسول اله اسوه حسنه : پیامبر برای شما الگوی نمونه است ))
دسترسی به چنان الگوی والا مسلمانان را از تقلید های خود سری ها بی برنامگی ها ونیز سر در گمی ها در بی راهه ها نجات می دهد وانها را با را ه ورسم درست زنگی اشنا میسازد نااشنایی با زندگانی پیشوایان اسمانی سبب می شود مسلمانان از روش های دیگر متاثر شوند وراه وروش ناب اسلامی را با ادات واداب وسنن ملی وقومی غلط وانواع بدعت ها بیالایند نمونه های زیادی از این گونه اداب غلط را میتوان در زندگی مسلمانان یافت که نتیجه انحراف انها از اسلام ناب محمدی است شخصیت ملکوتی ان حضرت ان حضرت چنان است که شناخت کامل ان برای کسی ممکن نیست وحتی سخن گفتن در باره او کار بس دشواری است کسی را این توانایی نیست که در تمام زمینه ها چون او باشد اما این وظیفه همه مسلمانان است که تا جایی که میتوانند خود را شبیه او سازند ودرس زندگی را از او بیاموزند به جای پی روی از این وان واداب غلط اجتمایی ویا فر هنگ های منحط به وی اقدا کنند وتا انجا که میتوانند پا جای پای او بگزارند ما با دسترسی به چنان شخصیت والا واموزش های اسمانی او خود کفا وبی نیاز از دیگران داریم که سرمایه بزرگی برای پیشرفت است

بعد های اجتماعی :
1- نماز در نظر رسول خدا (ص)
پیامبر اکرم (ص) علاقه زیادی به نماز داشت و میفرمود
(( قره عینی فی الصلوه : روشنی چشم من در نماز است ))
پیامبر اکرم نماز را به ستون چادر تشبیه کرده ومی فرمود اگر ستون چادر ثابت وپا بر جا باشد طناب ها ومیخ ها وپوشش ان پا بر جا خواهد بود وگر نه با شکست ستون هر یک از انهاد سودی نخواهند داشت از این پیام میتوان در یافت که روح دین توجه به خدا وار تباط با اوست اگر چنین توجه وار تبا طی در کار نبا شد سایر امو نیز سودی نخواهد داشت
2- تلاش وفعالیت :
پیا مبراکرم (ص) از دوران کودکی پر تحرک وعلاقه مند به کار وفعالیت بود سراسر زندگی پیامبر اکرم وسایر پیشوایان اسلام تلاش وتحرک بود از خواب واستراحت زیاد منع میکردند وکار را وسیله رشد وشکوفایی روحی ومعنوی انسان معرفی می نمودند امام علی (ع) فر مودند : تفریحی بهتر از کار نیست یعنی کار علا وه بر اینکه وسی له تامین معاش است وبه رشد اقتصادی جامعه ورسیدن به استقلا کمک میکند رد عین حال وسیله ایجادنشاط روحی و از میان رفتن افسردگی است واذا در سلامت روانی انسان بسیار موثر است
3- سادگی و بی الایشی :
پیامبراکرم (ص) به کم ترین مقدار از نعمت های دنیا قناعت می کرد وکم مینوشید وکم میخورد وجامه ای ساده می پوشید اما در عین سادگی طر فدار فلسفه فقر نبود مال وثروت رات به سود جامعه وبرای صرف در راههای مشروع جامعه لازم میشمرد زندگی او در خانه بی تکلف واکنده از عشق وصلح ومحبت خانوادگی است از غذا هایی که به ان رغبت نمی کرد عیب جویی نمی نمود روی زمین با بی نوا یا ن غذا می خورد به یار ان خود می فرمود خوشبخت ترین مردم در نظر من مومنی است متعلقاتش کم واز نماز بهره مند باشد
4- پاکیزگی واراستگی :
پیامبر اکرم (ص) به پاکیزگی واراستگی توجه خاصی داشت خانه پیامبر با همه سادگی همیشه پاکیزه بود میفرمود محوطه جلوی خانه خود را جارو بزنید وتمیز کنید از ناشسته رها کردن ظرف های غذا وظروف اب وغذا را بدون سر پوش گذاردن نهی می کرد دستور داده بود اب ها را مطلقا الوده نسازند ودر موقع شستشوی بدن داخل نهر ها نشوند می فر مود خداوند ژولیدگی والودگی را دشمن میداند
5-عفو و گذشت :
چشم پوشی از خطای دیگران وگذشتن از حق خود از سجایای بارز پیامبر اکرم (ص) بود اما نباید فراموش کرد که ان همه عفو وگذشت همه مر بوط به مواردی بود که جنبه های شخصی داشت ولذا در مسایل اصولی وعمومی با کمال قدرت وصلابت عمل میکرد وتا احقاق حق نمی نمود ارام نمی گرفت در اجرای عدالت ودفاع از حق قاطع وسخت گیر بود توصیه وخواهش هیچ کس اور ا از اجرای عدالت باز نمی داشت
6-معاشرت با مردم :
رفتار پیامبر (ص) با مردم به قدری محبت امیز بود که مردمان اور ا برای خود پدری مهر بان ودلسوز می دانستند ودر دشواری ها ومشکلا ت زندگی به او پناه می بر دند به یاران خود میفرمود بدی های یکدیگر را پیش من باز گو نکنید زیرا دوست دارم بادلی خالی از کدورت باشما معاشرت داشته باشم هنگامی که یکی از اصحاب راغمگین وپریشان می دید با شوخی کردن اور را مسرور مساخت ومی فرمود خداوند کسی را که با ترش رویی با برادرانش روبرو شود دشمن میداند شوخ طبع وبذله گو بود اما هیچ وقت از حریم ادب ووقار خارج نمیشد ودر این کار زیاده رویی نمی کرد هر کسی به خانه ان حضرت می رفت با کمال احترام ومحبت با او رفتار می نمود تا انجا که گاهی ردا وبالا پوش خود را زیر او پهن واز حضور او بلند نمی شد تا وقتی که خود او بلند شود وقتی با مردم می نشست سعی می کرد تاانجا که می شد با انها هماهنگ شود اگر در باره امور معنوی سخن می گفتند با ان ها همراهی می نمود واگر در باره امور ظاهری ودنیوی حر ف می زدند برای اظهار مهربانی با انها هم سخن میشد
7- حقوق همسایه:
پیامبراکرم(ص) به مراعات حقوق همسایه تاکید بسیار می کرد ومسلمانان را سفارش می کرد که روابط خود را با همسایگان بر مبنای نیکی ومحبت بنیان نهند تا انجا که در غزوه "تبوک" اعلام کرد هر کس همسایه خود را ازار رسانده با ما نیاید روزی خطاب به پیروان خود فر مود هر کس به خدا وروز جزا ایمان دارد باید احترام همسایه اش را مراعات کند حرمت همسایه مانند حرمت مادر بر فرزند است

ب:اقتصادی
پیامبر گرامی اسلام برای امور اقتصادی امت خود دارای برنامه های خاصی بودند وایشان سعی می کردند که تعادل اجتماعی را میان مردم برقرار کنند وفقر را از جامعه دور کنند وطوری بیت المال را میان مردم تقسیم کنند که به همه به طور مساوی سهم برسد
بعد های اقتصادی :
1-راهی برای مبارزه با فقر :
اسلام دینی اجتماعی است وسعادت فرد را از سعادت جامعه جدا نمی داند در جامعه ای که فقر گریبان عده زیادی از مردم را گر فته باشد فرد مسلمان نباید نسبت به این نا برابر ی اجتماعی بی اعتنا باشد ونباید تصور کند که میتوان فقط با عباداتی مانند نماز وروزه به رستگاری برسند زیرا رسیدگی وتوجه به خلق خدا نیز عبادت است کمک به نیا زمندان به اندازه ای مهم است که در قران به موارد بسیار(دادن ذکات ) که سبب بهبود وضع اقتصادی جامعه وکاهش فقر میشود در ردیف (بر پا داشتن نماز) ذکر شده واین دو عبارت در کنار هم وبا هم توصیه شده است کسانی که خود غرق در ناز ونعمتند ودائما ثروت خود را بیشتر وبیشتر می کنند ودر فکر مرحومان نیستند از اسلام به دورند حضرت علی می فرمایند " خداوند سبحان روزی فقیران را در اموال ثروتمندان معین وواجب کرده وهیچ فقیری گرسنه نمی ماند مگر به علت انکه ثروتمندی از حق او به نوایی رسیده وخداوند ثروتمندان را در این کار باز خواست خواهد کرد "
یکی از این راهها بر قراری مالیات هایی مانند ذکات وخمس است اما راه دیگر توصیه به انفاق است اسلام از مسلمانان خواسته تا اگاهانه بدون ترس از حکومت وقانون برای رضای خدا به مستمندان کمک کنند"انفاق"یک عمل انسانی است واسلام همان طور که برای ایجاد رونق اقتصادی انگیزه انسانی "مالکیت خصوصی را نادیده گرفت برای تعدیل ثروت ومبازره با اخلاق طبقاتی انگیزه انسانی رحم و دستگیری از هم مستضعفان را که در هر انسانی وجود دارد را فرا موش نکرده است ان کسی که انفاق میکند باید بداند هر چند یک عمل انسانی واجتماعی پسندیده انجام داد ه اما خود او در معرض یک خطر است وان خطر خود بینی است که ممکن است وی را دچار تکبر کند وبر سر ان بیچاره نیازمندی که کمک در یافت کرده منت بگذارد واو را نارا حت کند
2- بر قراری عدالت اجتماعی :
چون انسان موجودی اجتماعی است حرکت خدا جویانه او جز در سایه نظام متعادل اجتماعی امکان پذیر نیست از این رو پیا مبران که ندای "ازادی معنوی"در پرتو ایمان به خدا را سر داد ه اند فر یاد" ازادی اجتماعی" در پرتو جهاد ومبارزه را نیز بلند کرده اند پیام انبیاء این نبود که درون را اصلا ح کنید وبه برون کاری ندا شته با شید اخلا ق را بسازید اجتماع خود به خود سا خته می شد تار یخ زند گانی وقیام پیامبرا ن اکنده است از مبارزات پیامبران با نا همواری های اجتماعی مراجعه به قران کریم هیچ گونه تردیدی بر جای نمی گذارد که بر قراری عدالت اجتماعی یکی از اساسی ترین اهداف مشترک همه پیامبران بود ه است قران در عین حال که همه جا ندای توحید ویگانه پرستی سر میدهد مردم را به مبارزات اجتماعی برای به دست اوردن حقوق خود و دیگران فرا می خواند در جایی مردم را سرز نش می کند که : "وما لکم لا تقاتلونه فی سبیل اله والمستضعفین : چه می شود شما را چر ا نمی جنگید ؟ در راه خدا ودر راه مستضعفین در این ایه برای تحریک به جهاد به دو ارزش تا کید شده است یکی اینکه راه راه خداست ودومی اینکه انسان های بی پناهی در چنگال ستمگران گر فتار مانده وبه استضعاف کشیده شده اند یعنی تا کید به ایجاد عدالت اجتماعی به همین دلیل است که بیشتر مخالفین پیامبران را مستکبرین وبیشتر ترفداران انها را محرومین تشکیل داده اند

ج: جهاد :
از اغاز تمدن بشری جنگ وخون ریزی در اجتماعات انسانی وجود داشته است وبخش مهمی از تاریخ زند گی بشر در واقع تار یخ جنگ هایی است که میان ملت ها وجامعه مختلف روی داده است شک نیست که جنگ در کنار تغییرات وتحولات مهمی که در فر هنگ ها وتمدن ها ایجاد می کند از ان جهت که موجب نابودی انسانها ودستا ورد های مادی ومعنوی انها می شود پدیده ای بس نفرت انگیز ووحشت اور است
جنگ در اغاز تا سیس جامعه اسلامی نیز وجود داشته وپیامبران ویاران او در میدان های نبرد با دشمنان قدم نهاده وپیکار کرده اند مورخان مسلمان و اسلام شنا سان غیر مسلمان در باره جنگ های صدر اسلام بررسی های فرا وانی کرده ونظریه های گوناگونی ابراز داشته اند بعضی از دشمنان اسلام که می خواستند
چهره این دین را به صورتی خشن ترسیم کنند با اشاره به این جنگ ها اسلام را دین شمشیر نامیده اند وقدرت منطقی ومعنوی این دیانت را در گسترش اسلا م نادیده گرفته جنگ ها را عامل بسط وتوسعه این دین قلمداد کرده اند در سال های اولیه بعثت پیامبر وظهور اسلام که مسلمانان در مکه بودند از مشر کان اذار واذیت بسیار می دیدند اهانت وتحقیر شکنجه رفتار دائمی وعادی بسیاری از مشرکان با مسلمانان بود هر گاه مسلمین به پیامبر مرا جعه می کردند واز ایشان اجازه مبارزه ومقابله به مثل می خواستند پیامبر می فرمود هنوز به من اجازه جهاد داده نشده است در بینش الهی واسلامی همواره در طول تاریخ در گیری ومبارزه بین حق وباطل وهواخواهان این دو جنبه در جریان شده است انگیزه اصلی حق وباطل در درون خود انسان ها وجود دارد وبه صورت لهیب های خود پرستی سود جویی هوس بازی یا در برابر ان به صورت تمایلات عالی :خدا جویی حق طلبی عدالت خواهی و... تجلی می کند گرایش به هر سمت سبب می شود انسانی با تمایلات عالی یا فردی با تمایلا ت پست حیوانی به وجود اید ومجموعه افرادی که انگیزه های باطل بر انها غلبه یافته تشکیل جبهه باطل را می دهند وافرادی که انگیزه های حق در انها تقویت یافته جبهه حق را به وجود می اورند ودر گیری ومبارزه ای که بین این دو گروه بوجود می اید گاه انسانها را به زبونی وفساد می کشاند وگاه دگرگونی های اصلاح طلبانه در جهت خیر وجامع به وجود می اورد اسلا م کوشش انسانها وایمان وفدا کاری هدفداری انها را در دگرگونی های اجتمایی موثرمی شناسد وضعف وزبونی هوا پرستی را موجب سلطه باطل میشمارد ولی در هر حال اسلام اینده نهایی تاریخ را در خشان معر فی می کند واز پی روزی نهایی حق بر باطل وعدالت بر ظلم خبر می دهد از نظر تعالیم اسلامی هر اقدامی- ولو بسیار اندک - که در حمایت از حق صورت می پذیرد در پیروزی نهایی حق بر با طل موثر است

د : مدیریت :
یکی از ارکان زندگی اجتماعی مدیریت است زیرا در اجتماع منافع ومقاصد افراد وسر نوشت اشخاص با یکدیگر ار تباط واشتراک پیدا می کند از همین جا است که هماهنگی بین افراد وواحد های اجتماعی هدایت به سوی هدف ونظارت بر ضوابط وارزش یابی کارها ضرورت مدیریت را روشن می سازد در بینش اسلامی همچنین مدیریت به عنوان مسئولیتی سنگین همراه با خدمتی گسترده طرح می شود ومدیریت اسلامی مدیریت را برای خدمت می خواهد

بعد های مدیریت :
1- سعه سدر :
یکی از ابزار بسیار موثر در مدیریت سعه سدر است . حضرت علی (ع) می فرمایند : " ابزارمدیریت شرح صدر و گشایش سینه است " شرح صدر " موهبتی است که هنگام بعثت پیامبران از جانب خدا به انها اعطا شد
2- نیروی انسانی :
مدیر بیشتر طرح ها واندیشه های مدیریت را از طریق همکاران انجام میدهد در مدیریت انبیاء نقش همکاران وهمراهان در ترویج اندیشه های الهی از موقعیت خاصی بر خوردار است
3- قانون :
قانون وسیله وطریقی است که مدیر با ان مجموعه تشکیلات خود را به طرف مقصود هدایت می کند حدود ومرز های تشکیلاتی به وسیله قانون مشخص می شود و مدیر با معیار های قا نونی فعا لیت های همکاران وروند حوزه مسئولیت خود را کنترل میکند

مهیار های شایستگی در مدیریت اسلامی :
استوانه های هر تشکیلات وپایه های هر سازمانی بر زمین اندیشه استوار است ومعیار های ارزشی ثمره نهالی هستند که در زمین اندیشه می رویند از این رو کلیه چهار چوب ها و گزینش ها وتقسیم مسئولیت ها بر اساس معیار های ارزشی تنظیم می شود .
معیار های کلی واصولی یک مدیر جامع به شرح زیر است :
1- ایمان :
در نظام اسلامی مدیریت ها وسر پرستی ها به کسانی واگذار می شود که در بعد اندیشه وعمل اسلام را قبول داشته باشد از دیدگاه قران کریم بر طبق سنت خداوندی ومشیت الهی مدیریت وسر پرستی زمین باید به دست صالحان وشایستگان مومن باشد خداوند در قران میفرماید ((ان الارض یرثها الصالحون : به طور حتم بندگان شایسته وصا لح من "مدیریت " زمین را وارث خواهند شد (انبیاء /105))
2- دانش وا گاهی :
از نظراسلام مدیریت یک تشکیلا ت به کسی واگذار می شود که صرف نظر از ایمان از دانش اداره واگاهی های لازم را نسبت به ان تشکیلات داشته باشد . اسلا م این اصل عقلی را که "" باید کار را به کاردان سپرد """ قبول دارد ودر تعلیمات خود چنین اموزش می دهد که اداره امور باید به کسی سپرده شود که دانش ان کار را داشته باشد ش
3- کفایت :
مدیریت واداره یک سازمان را نمی توان به هر ادم با ایمان ومتخصصی وا گذرا کرد زیرا در مدیرت ایمان وتخصص شرط لازم است ولی شرط کافی نیست بلکه باید شخص توانایی
و کفایت اداره کردن را داشته باشد ودر یک جامعه ایمان وتخصص رادر خارج از ذهن با یکدیگردر امیخته وبه ان نمود عینی می بخشد

+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در سه شنبه سوم بهمن 1385 و ساعت 9:1 |

در مدح نبی اکرم

هر مدح پيغمبر طبع من چو گويا شد دل ز عشق آن دلبر مست عشق و شيدا شد
ساقي از مي باقي ساغرم نما لبريز چون به لطف يزداني درد من مداوا شد
مطرب آشنا بر لب خويش نما لب ني را كز نواي جانسوزش شد بهار و گل وا شد
سبز و خرم و دلكش شد زمين چو فروردين پر ز لاله و سنل دشت و كوه و صحرا شد
از افق هويدا شد چوه جمال شمس الدين در شگفت موسي شد در تعجب عيسي شد
روز بعثت است امروز روز عشرت است امروز روي احمدي بنگر قبله گاه دل ها شد
غرق عشرت و شادي عرش و فرش و بحر و بر دل ز محنت و رنج و درد و غم مبرا شد
در حرا به امر حق اقرأ شد بر او نازل بر پيمبري مبعوث ز امر حق تعالي شد
آمدش ندا از حق تا شود بحق ملحق زان نداي حق الحق فارغ از من و ما شد
رمز قل هوالله را در حرا بدست آورد لم يلد و لم يولد از كلامش افشا شد
سرنگون شد از تخت سلطنت شهنشاهان چون ز امر حق شاهي مير و صاحب آوا شد
ريشه كن نمود از بن دين بت پرستي را آنكه نام نيكويش نقش عرش اعلا شد
از قدوم وي عالم عالم دگر گرديد هست عالم از هستش هر چه هست پيدا شد
ختم انبياء گرديد در وجود او پايان بس گره كه از مشكل از وجود او وا شد
خوش بگو تو ژوليده وصف احمد مرسل
كز مصفاي او بزمت تا ابد مصفا شد

+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در یکشنبه یکم بهمن 1385 و ساعت 13:59 |

اسلام علیک یا اهل بیت النبوه و معدن الرساله

سپاس خداوندی که سخنوران ازستودن او عاجزندوحسابگران ازشمارش 
نعمتهای او ناتوان وتلاشگران ازادای حق او درمانده اند .خدایی که افکارژرف
 اندیش ذات مرزی وجود ندارد و مرزکاملی برایش نمیتوان یافت وبرای خدا
 وقتی معین وسرامدی مشخص نمیتوان تعیین کرد.
مخلوقات را باقدرت خودافرید وبارحمت خودبارهارا به حرکت دراوردوبه وسیله
 کوهها اضطراب ولرزش زمین را به ارامش تبدیل کرد.
 
بااجازه قطب عالم امکان صاحب عصروزمان مولای تمام شیعیان 

مخلص :حضرت حجت ابن الحسن العسگری ارواحنا له الفداء (عج)

این

 وبلاگ رادرباب فضیلت زیارت امامزاده میر عبداله و میرعبدالرزاق 

واقع در روستای بزن آباد در۵۷ کیلومتری شهرستان قاینات استان خراسان جنوبی  و شناساندن هرچندکوچک ایشان 

افتتحاح نموده وامیدوارم با عنایت خاص حضرات معصومین اثرات مثبتی

 داشته باشد برای محبین اهل بیت صلوات لله علیه

منتظر همه عزیزان هستیم یا علی

 
جهت تعجیل در فرج صلوات

 

 
 .
 

 

+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در جمعه بیست و نهم دی 1385 و ساعت 18:6 |
 

بیایید همگی در سال پیامبراعظم  عبادت و بندگی خدا را به نحو مقتضی انجام داده و سعی کنیم مرتکب معصیت نشویم.  

ابن عباس گوید ، پیغمبر صل الله علیه و آله به پدرم فرمود : عمو جان ، می خواهی عملی به تو بیاموزم که ده نتیجه داشته باشد.

موجب آمرزش گناهانت شود.

گناهان اول و آخر ،قدیم و جدید ،عمدی و سهوی ،صغیر و کبیر ، نهان و عیان ،

چهار رکعت نماز می گذاری در هر رکعت حمد و سوره می خوانی ، پس از قرائت ، پانزده مرتبه :

سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر بگو ، (همان تسبیحات اربعه در نماز)

و در رکوع ده مرتبه ،

پس از رکوع ده مرتبه ،

و در هر سجده و بعد از آن هم ده مرتبه بگو.

که جمعاً هفتاد و پنج مرتبه می شود. ( در هر رکعت این عمل را باید انجام داد که در مجموع سیصد مرتبه می شود)

اگر می توانی هر روز این نماز را بخوان.

و اگر نه ماهی یک مرتبه ،

و اگر نه سالی یکمرتبه

و اگر نه در عمر یک مرتبه

منبع : کشکول حاج شیخ محمد منتظری یزدی
مولف گوید : این همان نماز جعفر طیار است که از ائمه با ثواب زیاد نقل شده و آن را نماز حبوة نیز گویند.

+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 و ساعت 21:14 |

زندگينامه امام علي بن ابي طالب (ع)

نام: على بن ابي طالب.

كنيه: ابوالحسن، ابوالحسين، ابو تراب، ابو السبطين و الريحانتين.

ألقاب: اميرالمؤمنين، سيّد الوصيين، سيّد المسلمين، سيّد الأوصياء، سيّد العرب، خليفة رسول الله، امام المتّقين، يعسوب المؤمنين، صهر رسول الله، حيدر، مرتضى، وصى، و... .

منصب: معصوم دوم و امام اوّل شيعيان و خليفه چهارم مسلمانان.

تاريخ ولادت: سيزده رجب سال 30 عام الفيل، 23 سال پيش از هجرت پيامبر اسلام (ص).

محل تولد: مكه معظّمه، داخل كعبه، در بيت الله الحرام (در سرزمين كنونى عربستان سعودى).

تولد در خانه كعبه، فضيلتى است مخصوص حضرت على (ع)، و خداى متعال، تنها به وى چنين امتيازى را كرامت نموده است. نه پيش از او و نه پس از او، براى هيچ فردى چنين فضيلتى محقق نشده است.

نَسبَ پدرى: ابى طالب (عبد مناف) بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف.

حضرت ابوطالب (ع) پس از پدرش، عبدالمطلب، به مدت 44 سال كفيل و پشتيبان حضرت محمد (ص) بود و در ظهور و گسترش اسلام كمك‏هاى شايانى به آن حضرت نمود و ايشان را از گزند و كيد و كين قريش در امان داشت و بهتر از فرزندان خويش از او حمايت كرد.

مادر: فاطمه بنت اسد بن هاشم.

حضرت على (ع) و برادرانش نخستين هاشميانى بودند كه از پدر و مادر هاشمى تولد يافتند. مادرش (فاطمه بنت اسد) از بانوان بزرگ صدر اسلام و از نخستين زنانى بود كه پس از خديجه كبرى (س) به پيامبر اسلام (ص) ايمان آورد. حضرت محمد(ص) از سن هشت سالگى در دامن پرمهر اين بان