تبليغاتX
امامزاده میر عبداله بزن آباد

سلام بر تو اي نزديک ترين نام به خدا! سلام بر تو اي سفينه عشق! مدينه را شور حضور تو پر کرده است. شميم لبخند پنجره ها! فضا را عطرآگين نموده و آسمان، خيره به نورافشاني مُنزل وحي، نام زيباي تو را زمزمه مي کند و زمين چه سعادتمند، گهواره حضور تو پيدا شده است. در سوم شعبان، افلاكيان نغمهء تولد او سرودند و خاكيان به يمن ميلاد او از دلها غبار غم روبيدند. ما نيز در سالروز ميلاد سومين شمع ولايت از دل و جان شاديم.اي رهبر عاشقان و دلدادگان، اي حسين (ع) ميلادت گرامي و پاينده باد

میلاد سه گل

مژده اي دل که دگر سوم شعبان آمد **پيک شادي ز بر حضرت جانان آمد مژده اي دل که براي دل غمديده ما**هدهد خوش خبر از نزد سليمان آمد خيز اي دل تو بياراي کنون بزم طرب **که دگر موسم اندوه به پايان آمد مطربا نغمه نو ساز کن و پاي بکوب **که به ما مژده وصل شه خوبان آمد ساقيا باده بده خود بنما سرمستم **زان مي‌اي کو به تن خسته ما جان آمد ظلمت و تيرگي شام الم رفت کنون **روز شادي شد و خورشيد فروزان آمد غنچه‌ي دهر در اين روز بخنديد دگر **که به بستان علي نوگل خندان آمد ميلاد فرخنده و مسعود حضرت سيد الشهداء اباعبدالله الحسين ، حضرت ابوالفضل العباس علمدار کربلا و حضرت سيد الساجدين زين العابدين علي ابن الحسين عليهم السلام مبارکباد

میلاد

 

+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 و ساعت 9:8 |
هفت سين ...
 
سنجد ( Sorb ) : نمادي است از زايش و تولد و بالندگي و برکت
سمنو (Samanoo): نماد خوبي براي زايش گياهي و بارور شدن گياهان
سبزه (Verdure) : موجب فراواني و برکت در سال نو شود، رنگ سبز آن رنگ ملي و مذهبي ايرانيان است.
سيب سرخ (Red Apple ) : نمادي است از باروري و زايش
سماق (Sumac) : براي گندزدايي و پاکيزگي
سير (Garlic) : براي گندزدايي و پاکيزگي
سرکه (Vinegar) : براي گندزدايي و پاکيزگي
قرآن(Quran) : کتاب مقدس هر آيين
تخم مرغ (Eggs) : از نوع سفيد يا رنگي نمادي است از نطفه و نژاد
ماهي سرخ (Gold Fish) : ماهي يکي از نمادهاي آناهيتا فرشته آب و باروري است و وجود آن باعث برکت و باروري مي گردد.
سکه (Silver & Gold Coin) : موجب برکت و سرشاري کيسه است
نقل (Comfit ): نمادي است از زايش و تولد و بالندگي و برکت
شيريني (Sweets ) : نمادي است از زايش و تولد و بالندگي و برکت
آجيل (Nuts) : نمادي است از زايش و تولد و بالندگي و برکت
اسپند ( Wild Rue): در زمانهاي قديم مقدس بوده و در رسم هاي نيايشي بکار برده مي شده.
انار (Pomegranate) : پردانگي انار نشان از برکت و باروري است
+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385 و ساعت 20:14 |

((بنام سر سلسله دار حکومت پر نواده اشک پرور بی همدلی ))

  "سلام "

      با یاد و  نامش و با رخصت از حضور پر عشقش ، یکباره دیگه و از همیشه کوبنده تر  ؛

  با تمام حضور سلامت میکنم ،  

  با تمام وجود تمنایت ،

  با تمام غرور نگاهت ،

  با تمام سرور صدایت ،

  و با تمام شکوه یادت ؛

  ای تنها سلام من !

  ای تنها مراد دل پر سودای من !

  ای سلیس ترین سلام عالم معنا !  

  ای عزیزترین غایب پر نشان آشکار !

  ای "قریب" ترین "غریب" ولایت انسان !

  ای عظیم ترین شکوه قلب مشتاقان !  

  ای پرفروغترین شبچراغ دل بیداران !

  ای غوغاترین سکوت این آشفته بازار !

  ای آزاد ترین پرواز قناری در قفس مانده !

  ای قشنگترین نگاه یک کودک معصوم به گل سرخ !  

  ای فریادترین تنهایی یک عاشق !

  ای انتهاترین بی انتهای جاده تنهایی !

  ای ویرانگرترین بانی قلوب دلسوختگان !

  ای طبیب ترین مریض لاعلاج عشق !

  ای بیدارترین زمستان زمزمه ترانه های جدائی !

  ای هوشیارترین تصویر مستی عشق !

  ای تنهاترین تنهای بی نیاز , ای فائق ترین حاکم سرمست وادی دل ! 

  ای زلالترین جاری این رود بی آرام !

  ای خرم ترین خرابه آبادی دل تنها !

  ای سرور و مالک دشت بیکران دل !

"ای خودآ"                                                              

(((((((((((((((((((((((((((((())))))))))))))))))))))))))))))

((بنام سر سلسله دار حکومت پر نواده اشک پرور بی همدلی ))
با یاد و  نامش و با رخصت از حضور پر عشقش ، یکباره دیگه و از همیشه کوبنده تر  ؛
  با تمام حضور سلامت میکنم ،  
    با تمام وجود تمنایت ،
    با تمام غرور نگاهت ،
    با تمام سرور صدایت ،
 و با تمام شکوه یادت ؛
              ای تنها سلام من !
              ای تنها مراد دل پر سودای من !...
- با دريافت اين راهبردها و دادن اين تمييز كه چه پيامي از جانب خداوند است و چه پيامي از منابع ديگر آمده، تنها سوالي كه باقي مي ماند اين است كه آيا به پيام پروردگار توجه و اعتنا مي شود ؟

  به بسياري از پيامهاي خداوند توجه نمي شود علت اين است كه تعدادي از آنها بيش از آن نيكو و پسنديده هستند كه واقعيت داشته باشند. عده ديگر بيش از آن مشكل به نظر مي رسند كه دنبال شوند و تعدادي هم به غلط درك و استنباط مي شوند. بسياري هم اصلا دريافت نمي شوند.

"قوي ترين رسول پروردگار تجربه است" ؛ حتي اين را هم شما مورد غفلت قرار مي دهيد. اين يكي را شما به ويژه ناديده مي گيريد. اگر شما به تجربه تان پاسخ داده بوديد دنيايي كه اكنون در آن به سر مي بريم، كاملا متفاوت از اين بود. حاصل اينكه شما به تجربه تان گوش نمي دهيد اين است كه ، مرتب آن را تجديد و زنده مي كنيد ، مكرر در مكرر . چون خداوند نه از هدفي كه دارد عدول مي كند و نه اراده اش را نفي مي كند. لذا شما نهايتاً دير يا زود ، پيام را دريافت مي كنيد. با وجود اين خداوند هرگز شما را مجبور نمي كند و هرگز به زور وادار به كاري نمي كند ، چون به شما ارداه آزاد داده (اين قدرت را كه به آنچه انتخاب مي كنيد عمل كنيد) و اين را هرگز از شما سلب نخواهد كرد. بنابراين ؛ پيام مشابهي را بارها و بارها در طول هزاران سال و به هرگوشه اي از عالم هستي كه شما اشغال كرده باشيد مي فرستد. آنقدر پيام را مي فرستد تا بالاخره آن را دريافت كنيد، به گوش بسپاريد و از آنِ خود بدانيد.

پيامهاي خداوند به صدها شكل، در هزاران لحظه و در طي ميليون ها سال به شما مي رسد. اگر واقعا به آنها گوش فرادهيد ، آنها را از دست نمي دهيد. اگر قلبا آنها را به گوش جان بسپاريد ، نمي توانید ناديده بگيريد و از اينجاست كه ارتباط شما به طور جدي برقرار مي شود. در گذشته تو صرفا با خداوند حرف مي زدي ، به سوي او دعا مي كردي ، شفاعت مي خواستي ، التماس و زاري مي نمودي ، ولي ؛ حالا خداوند است كه پاسخ مي دهد ،  همان كاري كه اكنون انجام مي دهد.

  - از كجا بدانم كه اين ارتباط ، خدايي است و زاييده تصورات من نمي باشد؟

  چه تفاوتي مي كند؟ تو نمي بيني كه او در تصورات تو و هرچيز ديگري مي تواند دخالت داشته باشد؟ او مي تواند افكار، كلمات، يا احساسات درست و دقيقي را در هرلحظه از زمان، مناسب با شرايط و موقعيت، با استفاده از يك يا چند شيوه و تدبير بر تو آشكار سازد. تو مي داني اين كلمات از جانب او هستند ، زيرا تو هرگز به اراده خودت با او به اين روشني و وضوح اين پرسشها را مطرح نكرده بودي. چون اگر با او به اين روشني سخن گفته بودي ، ديگر لزومي نداشت آنها را مطرح كني.

  - خداوند با چه كساني ارتباط برقرار مي كند؟ آيا آنها افراد خاصي هستند و اين كار در وقت خاصي صورت مي گيرد؟

  همه افراد از نظر خداوند خاص هستند و همه لحظات مبارك و طلايي است. هيچ فردي و هيچ لحظه اي ويژه تر از ديگري نيست. بسياري از مردم بر اين باورند كه خداوند به روشهاي خاص و با افراد خاصي ارتباط برقرار مي كند. اين فكر نادرست ، اين مسئوليت را از توده كثيري از مردم سلب مي كند كه پيام پروردگار را بشنوند ،  چه رسد به آنكه آن را دريافت كنند (كه اين موضوع ديگري است) و به آنها اجازه مي دهد حرف ديگري را در هر زمينه اي بپذيرند. شما لزومي ندارد به خداوند گوش دهيد چون عن قريب بر اين باوريد كه ديگران در هر زمينه از او ، پيامهايي را دريافت كرده اند و شما مي توانيد به راحتي به پيام آنها گوش كنيد. با گوش دادن به آنچه افراد ديگر ادعا مي كنند از خداوند شنيده اند ، شما لزومي ندارد كه اصلا فكر كنيد.

  اين بالاترين و بزرگترين علتي است كه به سبب آن ، قريب به اتفاق مردم به دلايل شخصي از پيام پروردگار رو مي گردانند. اگر اعتراف كني به اينكه پيام خداوند را به طور مستقيم دريافت كرده اي ، در آن صورت مسئول هستي آن را تعبير و تفسير كني، در حالي كه امن تر و آسانتر و راحتتر است اگر تو تعبير ديگران را بپذيري (حتي گفته هاي افرادي كه 3000 سال قبل زندگاني مي كردند) ، تا اينكه بخواهي پيامي را كه در اين لحظه داري دريافت مي كني ، تعبير و تفسير كني. با وجود اين پروردگار شما را به راه ارتباط جديدي دعوت مي كند . يك ارتباط دوجانبه. در واقع اين شما هستيد كه او را دعوت كرده ايد. چون او در پاسخ به نداي شما در اين شكل و اين لحظه بر شما ظاهر شده است.

  - به چه علت بعضي از افراد نظير "حضرت مسيح (ع) " بهتر مي توانند نداي حق را بشنوند تا ديگران؟

  چون بعضي از افراد واقعا مايلند گوش كنند،  آنها دوست دارند بشنوند و حاضرند راه ارتباط را باز نگهدارند ، حتي وقتي همه چيز ترسناك ، غيرعادي يا نادرست به نظر مي رسد.

  - آيا ما بايد به سخنان پروردگار ، حتي وقتي آنچه گفته مي شود ، ظاهرا نادرست مي آيد ، گوش كنيم؟

  بله ، به ويژه وقتي چيزي نادرست به نظر مي رسد . چون اگر تو مطمئني كه در مورد همه چيز نظر درستي داري ، ديگر چه لزومي دارد كه با پروردگار صحبت كني؟ تو مي خواهي به شيوه اي كه خودت فكر مي كني درست است عمل كني و اين كاري است كه از اول عمرت انجام داده اي. ولي توجه داشته باش كه تو از آغاز تاريخ به اين كار مشغول بوده اي. خوب نگاه كن ، ببين دنيا به چه شكلي است. كاملا آشكار است كه در اين ميان تو متوجه چيزي نشده اي ، ظاهراً چيزي وجود دارد كه تو درك نمي كني . آنچه را كه تو درك مي كني ، قاعدتاً بايد به نظرت درست رسيده باشد. چون «درست» واژه اي است كه تو به كار مي بري ، تا آنچه را كه با آن موافقت داري ، بيان و توصيف كني. بنابراين ؛ آنچه را كه از نظرت افتاده ، چيزي است كه در ابتدا به نظرت «نادرست» آمده. تنها راه پيشرفت در اين مواقع اين است كه از خود سوال كني «راستي چه اتفاق مي افتاد اگر آنچه را كه من تصور مي كردم غلط است ، درست از آب در مي آمد؟ هر دانشمند بزرگي اين را به خوبي مي داند. وقتي آنچه دانشمندي انجام مي دهد درست از آب در نمي آيد، او همه فرضيات خود را كنار مي گذارد و دوباره شروع مي كند. همه كشفهاي بزرگ از تمايل و انگيزه اي ناشي شده و قبول اين واقعيت كه آنچه من مي گويم ممكن است «درست نباشد» و اين، آن چيزي است كه در اينجا به آن نياز است.

                 * شما نمي توانيد خدا را بشناسيد مگر آنكه اين باور را كه از پيش خدا را مي شناختيد متوقف سازيد ،

                 *  شما نمي توانيد خدا را بشنويد مگر اين فكر را كه از پيش خدا را مي شنيديد متوقف سازيد.

                 *  خداوند حقيقت را به تو نمي فهماند مگر آنكه تو ديگر به حقيقتي كه آن معتقد هستي فكر نكني.

  ولي حقيقتي كه من درباره خدا مي دانم از جانب خداوند آمده است.

   - چه كسي اين را گفته است؟

   ديگران

  - كدام ديگران؟

  رهبران، وزيران، خاخام ها، كشيش ها و كتابها. آنها منابع موثقي نيستند.

   - نيستند؟

   نه

  - پس چه منعبي موثق است؟

+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385 و ساعت 20:55 |
عجب باشکوه است "عشق "...
 
عشق نيرو مي‌دهد ، عشق زندگي مي‌دهد، عشق شهامت و قدرت مي‌بخشد. عشق بزرگ‌ترين وديعه‌اي است که خداوند بزرگ در نهاد بشر به امانت گذاشته است. اگر عشق نبود زندگي هم نبود . کسي که عاشق مي‌شود بايد خود را براي پرداخت بهاي آن عشق آماده سازد که عشق همان‌طور که لذّت و شادکامي در پي دارد، غم و سردرگمي هم به دنبال خواهد داشت. امّا غم عشق چه غم شيريني است و چه گوارا به‌کام دل عاشق مي‌ريزد حتي اگر دل عاشق را بشکند. زيرا هر چيز شکسته‌اش بي‌خريدار است، مگر دل که شکسته‌اش قيمتي‌تر است و خدايش دوست‌تر دارد.
با خواندن 20مورد زير، وموارد ديگر در مقالات آتي ، خواهيد توانست به‌ راه‌هايي دست بيابيد که هر چند برخي بسيارساده و شايد بي اهميت به‌نظر مي‌رسند ، امّا مسير خوشبختي شما را چندين گام پيش مي‌راند:
1- از هر راهي براي ابراز عشق به همسرتان بهره بگيريد.
2- در عذرخواهي کردن از هم سبقت بگيريد.
3- هميشه همديگر را «عزيزم»، «معشوقم»، «محبوبم» و ... خطاب کنيد.
4- هميشه و در همه جا به هم احترام بگذاريد.
در زندگي هيچ لذّتي اصيل‌تر و شيرين‌تر از عشق وجود ندارد
5- هميشه صبور و شکيبا باشيد.
6- در اماکن عمومي بسيار محتاطانه به ‌همديگر ابراز عشق کنيد.
7- نازش را به جان بخريد.
8- بگذاريد به اندازه کافي استراحت کند.
9- از گفتن کلمه «دوستت دارم» دائم استفاده کنيد.
10- از عطر مورد علاقه‌اش استفاده کنيد.
11- کمد لباس‌هايش را با اشعار و جملات عاشقانه تزئين نماييد.
هر کس که عاشق مي‌شود بايد براي تحمل و چشم‌پوشي خطاهايي که مي‌بيند امّا نمي‌تواند عکس‌العمل نشان دهد، صبور و‌ آرام باشد.
12- با او مانند شاهزاده‌اي زيبا برخورد کنيد.
13- هر روز به يکديگر سخنان محبت‌آميز بگوييد.
14- هنر برقراري ارتباط دوستانه با همسرتان را بياموزيد. هر چند ممکن است در ابتدا با کمي مشکل مواجه باشيد، ولي پس از آن از زندگي لدّت خواهيد برد.
15- به قدري در هم غرق شويد تا مسائل ديگر زندگي را فراموش کنيد.
16- پاهاي خسته همسرتان را ماساژ بدهيد.
17- موها ي همسرتان را آرايش کنيد.
18- در تمام لحظاتي که در کنار هم هستيد به او ابراز عشق کنيد و گاهي احساستان را روي يک ليوان شيشه‌اي بنويسيد.
19- از عشق‌تان دفاع کنيد.
20- روي برف‌هايي که روي زمين باريده است براي هم پيام‌هاي عاشقانه بنويسيد.
اگر قادر نيستيد شخص مورد علاقه‌تان را هيجان زده کنيد او را از عشق سرشار سازيد و اين نکته را نيز بدانيد که در ذات او چيزهايي نهفته است که با شما هم‌خواني دارد.
+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 و ساعت 21:17 |
اي عزيز!
راست مي گويم.
من هرگز يك قدم جلوتر از آن جا كه هستم را نديده ام.
قلمم را ديده ام چنان كه گويي بخشي از دست زاست من است؛ و كاغذ را.
من هرگز يك قدم جلوتر از آن جا كه هستم را نديده ام.
من اينجا «من» را ديده ام – كه اسير زندان بزرگ نوشتن بوده است، هميشه ي خدا، كه زندان را پذيرفته، باور كرده، اصل بودن پنداشته، به آن معتاد شده، و به تنها پنجره اش كه بسيار بالاست دل خوش كرده...
و آن پنجره، تويي اي عزيز!
آن پنجره، آن در، آن ميله ها، و جميع صداهايي كه از دوردست ها مي آيند تا لحظه يي، پروانه وش، بر بوته ذهن من بنشيند، تويي...
اين، مي دانم مدح مطلوبي نيست
اما عين حقيقت است كه تو مهربان ترين زندانبان تاريخي.
و آن قدر كه تو گرفتار زنداني خويشتني
اين زنداني، اسير تو نيست –
كه اي كاش بود
در خدمت تو، مريد تو، بنده ي تو ...
و اين همه در بند نوشتن نبود
اما چه مي توان كرد؟
تو تيمار دار مردي هستي كه هرگز نتوانست از خويشتن بيرون بيايد
و اين، براي خوبترين و صبور ترين زن جهان نيز آسان نيست.
مي دانم.
اينك اين نامه ها
شايد باعث شود كه در هواي تو قدمي بزنم
در حضور تو زانو بزنم
سر در برابرت فرود آورم
و بگويم: هر چه هستي هماني كه مي بايست باشي، و بيش از آني، و بسيار بيش از آن. به لياقت تقسيم نكردند؛ والا سهم من، در اين ميان، با اين قلم، و محو نوشتن بودن، سهم بسيار نا چيزي بود: شايد بهترين قلم دنيا، اما نه بهترين همسر
...
                                               
+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در سه شنبه سوم بهمن 1385 و ساعت 21:32 |

تقدیم به معلمین عزیزم

 

اکنون در پیشگاه خدا از خود او می خواهم، که او  شنوا و دانا است

 

که باز هم بر من آسان کند

 

مشکل ها را و آسان کند بر همه سختی ها را، و دست و زبان مرا یاری کند

 

تا سپاس کنم معلم را که هنر شکفتن دارد.

 

سلام بر او که، شاید زیباترین نامها برایش صمد باشد،

 

زیرا که کسی مثل او نیست جز خود او.

 

سپاس بر او که، زیبا سخن میگوید و میخواهد که ما با مردم به زبانی خوش بگوییم.

 

درود بر او که، آفریننده جهان است و سخن و دعای ما را می شنود.

 

سپاس و درود بعد از او،  به معلم عزیزم که دستان کوچکم را

 

در دستان پرمحبت خویش جای

 

داده است و در آن روز سخت، که چه بسیار هم زود گذشت،

 

تمام هراسها و اشکها را با

 

لبخندی مهربان و دستی توانا از من دور ساخت.

 

سپاس و درود بر او که، هر روز مرا به درخشیدن نزدیکتر کرد

 

تا آنجا که ستاره آسمان شدم و دیدم که چه می درخشم و چیزهایی دیدم

 

که هرگز ندیده بودم.

 

سلام و درود بر دستان پرمحبت او که هر روز تمام زیباییها را بر تخته سیا ه می نشاند .

 

سلام و درود بر فکر استوار و هدف بی مانند او که، چنان

 

علفهای هرز را چید که نورسته گلی زیبا شوم.

 

درود بر بهترین انسان، خورشید آسمان وجود  و راهنمای جویندگان علم.

 

سلام بر او که، خدا به خاطر او مشکل را بر من آسان کرد.

 

درود بر او که هر جا که باشد عطرش در فضا آعشته است،

 

عطری سرمست کننده همان کسی که وجودش و هدفش از خدا شروع شده

 

و هنرش ادامه هنر خداست. خدایی که خود ا ول معلم ما شد و سپس

 

با کمال مهر هر آنچه از ریز و درشت لازم بود در کتابی باارزش

 

نوشت و با تمام عشق به ما اهدا کرد.

 

به نام او که، نامش بهترین نامهاست او که مهربان و بخشنده است برای همیشه

+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385 و ساعت 22:20 |