زندگينامه حضرت امام حسين عليهالسلام
طلوع مهر
صبح روز سوم شعبان سال چهارم هجري، شهر مدينه ميزبان کودک نو رسيدهاي بود که در خانه فاطمه سلام الله عليها و علي عليهالسلام چشم به جهان گشود و بعدها به "سيد الشهداي اسلام" ملقب شد. اين طفل نو رسيده، دومين فرزند خانوادهاي است که پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم پس از نزول آيه تطهير بارها آنها را با عنوان "اهل بيت نبوت" مورد خطاب قرار داده و به آنها سلام گفته بود. مادر او فاطمه سلام الله عليها، دختر پيامبر و يکي از برترين زنان تاريخ است که به جهت بلندي معرفت و فضايل اخلاقي و پاکي زبانزد خاص و عام بوده و خداوند در بيان شان و جايگاه رفيعش سورهاي را در قرآن آورده است. علي عليه السلام نيز که دومين فرزند پسر خود را در آغوش ميگرفت، اولين مسلمان، برترين داناي دين و بالاترين سخنور عرب و داراي سوابقي بينظير در ايثار و دفاع از دين خدا، در سراسر دوران ظهور و گسترش دين اسلام بود. تا آنجا که پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم به دستور حضرت حق، بارها او را به عنوان جانشين خود معرفي کرده بود.
نام گذاري
در آن روز فرخنده طفل را به محضر رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آوردند و علي عليه السلام آن چنان که وظيفه داشت و نيز به رسم ادب و احترام از ايشان خواست که همچون فرزند نخست، نامگذاري اين نو رسيده را نيز بر عهده گيرند. پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم به امر الهي او را "حسين" خواند.
ريحانه پيامبر
حسين عليه السلام دوران کودکي را در دامان پر مهر علي عليه السلام و فاطمه سلام الله عليها و بيش از آن دو در دامان پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم گذراند. علاقه و توجه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به حسين عليه السلام چنان بود که همه اصحاب از آن آگاه بودند و بارها و بارها به چشم ديده و به گوش شنيده بودند.
اصحاب، بارها رسول خدا صلي الله عليه و آله را ديده بودند که با حسن و حسين عليهماالسلام که کودک بودند، بازي ميکند و آنها را بر دوش خود سوار ميکند. حتي پيامبر لبهاي حسين عليه السلام را ميبوسيد و ميفرمود: حسين از من است و من از اويم، خداوند دوست بدارد کسي را که او را دوست ميدارد.
در اين ميان بسياري ميدانستند که محبت پيامبر به اين دو کودک و مخصوصا به حسين عليهالسلام، يک محبت عادي نسبي و فاميلي نبود. زيرا از طرفي پيامبر خدا فردي عادي مانند ساير مردم نبوده و بنا بر نص صريح قرآن، هيچ رفتار يا گفتار پيامبر از سر خواسته شخصي و هوي و هوس نيست، و از همين روست که خداوند ميفرمايد: شايسته است که رفتار و حرکات ايشان سرمشق و الگوي اهل ايمان باشد. از سوي ديگر پيامبر دختران زياد و حتي فرزند پسري نيز داشتند، اما اين گونه ابراز محبت و توصيههاي موکد فقط در مورد حسن و حسين عليهماالسلام ديده ميشد.
در آينه کتاب خدا
حسين عليه السلام هنوز کودک بود که منظور چندين آيه قرآن قرار گرفت. در روز مباهله پيامبر با مسيحيان نجران، حسين عليه السلام و خانوادهاش تنها همراهان رسول خدا بودند و پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، بنا به دستور الهي در آيه مباهله، حسن و حسين عليهماالسلام را به عنوان فرزندان خاندان وحي با خود براي مباهله همراه کرد.
يکي از پنج تني که آيه تطهير در مورد آنها نازل شد، حسين عليه السلام بود و او نيز به همراه پدر، مادر و برادر خود زير عباي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود که خداوند اين آيه را درباره آنها نازل کرد: همانا خداوند فقط و فقط ميخواهد پليدي را از شما اهل بيت دور سازد و شما را قطعا پاکيزه سازد، گواهي روشن و سندي گويا بر عصمت اين خانواده و دوري ايشان از هر گناه و خطا.
ايام نوجواني
اما ساليان خوش کودکي حسين عليه السلام بزودي به پايان رسيد. حدوداً هفت ساله بود که رسول خدا مسلمانان را با انبوهي از سفارشات در مورد اهل بيت خود تنها گذاشت و جهان اسلام را غرق در ماتم کرد.
در اين مدت حسين عليه السلام به عنوان يک مسلمان و ماموم، بر مسير حرکت علي عليه السلام راه ميسپرد و در عين نوجواني از هر فرصتي براي دفاع از حق استفاده ميکرد.
حسين ياور پدر
حسين عليه السلام تقريبا 32 سال داشت که با بيعت مردم، علي عليه السلام حاکم جامعه اسلامي گرديد. بعد از چندي ايشان به همراه فرزندان خود به کوفه هجرت کرد و آنجا را مرکز حکومت اسلامي قرار داد. در اين مدت حسين عليه السلام در تمام صحنههاي نظامي و سياسي، يار و ياور نزديک پدر و امام خود بود و در نهايت احترام فرمانهاي پدر را اطاعت مي کرد. حسين عليه السلام تربيت شده دست بزرگ مدافع اسلام بود و شجاعت و شهامت را به خوبي از پدر آموخته بود و در هر سه جنگي که در اين دوران پيش آمد حضوري فعال داشت. در جنگ جمل فرماندهي جناح چپ سپاه اميرالمومنين به عهده ايشان بود. در جنگ صفين اولين فتح سپاه علي عليه السلام به دست او رقم خورد و شريعه فرات بدست او و يارانش آزاد شد. در جريان حکميت نيز ايشان يکي از شاهدان ماجرا از سوي پدر بود.
شيعه برادر
پس از شهادت اميرالمومنين عليه السلام، امام حسن عليه السلام، به دستور الهي و سفارش پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم به مقام امامت رسيد و هدايت جامعه مسلمين و ادامه راه تبيين و نشر دين خدا را به عهده گرفت.
در دوران امامت برادر، حسين عليه السلام نيز همانند ساير شيعيان، مطيع و سر سپرده کامل برادر خود به عنوان امام شيعيان بود و در اطاعت اوامر او ذرهاي سستي نميکرد. چنان که ادب و اطاعت او از برادر مثال زدني شد. امام باقر عليهالسلام در اين زمينه ميفرمايد: امام حسين عليه السلام به خاطر احترام و بزرگداشت مقام برادرش، امام حسن عليه السلام، هرگز جلوتر از او راه نرفت و در سخن گفتن از او پيشي نگرفت.
حسين عليه السلام در تمامي مواضع سياسي و مهمترين آنها در قضيه صلح امام حسن عليه السلام با معاويه، پشتيبان و مطيع امر امام خويش بود. در اين واقعه حسين ابن علي به عنوان يکي از شخصيتهاي جهان اسلام عليرغم اينکه تمامي مسلمانان امام حسن را تنها گذاشتند، کاملا مدافع اين صلح بود و سرسختانه از موضع و تصميمات برادر حمايت ميکرد و او نيز حفظ اسلام را در مصالحه ميديد.
پس از جريان صلح، حسين عليه السلام به همراه برادر از شهر کوفه به مدينه زادگاه خود بازگشتند و در کنار مرقد رسول خدا به وظيفه تربيت و ارشاد مردم و تبيين و تفسير احکام الهي پرداختند. اما دير زماني نگذشت که امام حسن عليه السلام با حيله معاويه مسموم شد و به شهادت رسيد و حسين عليه السلام جانشين برادر و امام مسلمين گرديد.


